موضوع روانپریشی عموم و روانشناسان شخصیت را مجذوب خود میکند که به دنبال تعاریف دقیق و معیارهای صحیح هستند. محققان چندین مدل متمایز برای تسخیر شخصیت به طور کلی و همچنین روانپریشی به طور خاص در اختیار دارند.
رویکرد غالب برای درک شخصیت از نظریههای مبتنی بر صفت، معمولاً مدل پنج عاملی (FFM) ناشی میشود. این مدل تمایلات اساسی هر فرد را به 5 دسته وظیفه شناسی، گشودگی به تجربه، موافق بودن، روان رنجوری و برون گرایی تقسیم می کند. روانپریشی به خوبی در FFM جای نمیگیرد، زیرا جایی در آن برای ویژگیهایی مانند عدم پشیمانی یا تمایل به درگیر شدن در اعمال تکانشی و بالقوه ضد اجتماعی در نظر گرفته نشده است.
سایکوپاتی و FFM
کینان جوینر و همکارانش از دانشگاه کالیفرنیا برکلی (2024) خاطرنشان می کنند که تشخیص اختلالات شخصیت، که هنوز بر اساس تمایزات طبقه بندی شده در کتابچه راهنمای بالینی معروف به DSM-5-TR است، می تواند شامل اطلاعات تکمیلی بر اساس موقعیت فرد در امتداد باشد. ویژگی های FFM آسیب شناسی که توسط این مدل پنج عاملی قابل دریافت است شامل تأثیرپذیری منفی، جداشدگی، تضاد، بازداری و روان پریشی است. تیم کال برکلی ادعا میکند که اگرچه از بسیاری جهات مفید است، اما ممکن است این رتبهبندیهای ویژگی در مورد روانپریشی به خوبی کار نکنند.
در عوض، جوینر و همکاران. به ارزش یک سیستم و رویکرد اندازه گیری کاملاً متفاوت، ارزیابی روانی عنصری (EPA) اشاره کنید. برخلاف مقیاسهای اندازهگیری FFM، EPA شامل مواردی است که به گونهای بیان شدهاند که به طور خاص عناصر کلیدی روانپریشی را به تصویر بکشند. 18 مقیاس EPA از نمرات مقیاس فرعی FFM (معروف به جنبهها) مشتق شدهاند و حوزههای عاطفه (مانند خشم)، روابط اجتماعی (مانند تکبر)، و سبکهای رفتاری (مانند عجله) را پوشش میدهند. EPA در نظر گرفته شده بود که بسیاری از معیارهای موجود را که از نظر بالینی استفاده میشوند، در یک فهرست خود گزارشی که مستقیماً به FFM مرتبط است، جایگزین کند.
اگرچه EPA از نظر آماری عملکرد خوبی داشته است، جوینر و همکاران. معتقدند که می توان آن را با پیوند دادن آن به نظریه دیگری که منحصر به درک روانپریشی است، بهبود بخشید. بر اساس دیدگاه «سهطرفه»، روانپریشی شامل سه بعد زیسترفتاری بازداری، پست و جسارت است.
آنچه اینها را «بیو رفتاری» می کند این ایده است که این سه بعد چیزی بیش از ویژگی های شخصیتی صرف هستند. بر اساس این دیدگاه، آنها در شاخصهای فیزیولوژیکی و معیارهای رفتارها در وظایفی بیان میشوند که قصد دارند از روشی استفاده کنند که افراد مبتلا به روانپریشی در هنگام مطالعه در آزمایشگاه، نه فقط در نحوه پاسخگویی به پرسشنامهها، رفتار میکنند.
دیدگاه سهگانه روانپریشی
اینها 3 ویژگی رفتاری زیستی هستند که جوینر و همکارانش. پیشنهاد می شود که جزئی از روان پریشی هستند:
بازدارندگی: افرادی که دارای این ویژگی هستند، تکانشی هستند و غیرمسئولانه عمل می کنند. عملکرد شناختی آنها نشاندهنده ناتوانی در مهار خود تا جایی است که اشتباهات بیدقتی مرتکب میشوند یا زمانی که باید منتظر تصمیمگیری باشند، عملکرد ضعیفی دارند.
پستی: بالا بودن این خصیصه، همانطور که از این اصطلاح برمی آید، نشان دهنده فقدان توانایی برقراری ارتباط یا وابستگی به دیگران است. هنگامی که دیگران در مضیقه هستند، افرادی که دارای این ویژگی هستند هیچ کمکی نمی کنند.
جسارت: آنهایی که جسارت بالایی دارند، ترس کمی از دیگران نشان می دهند، از جمله کاهش پاسخ های فیزیولوژیکی به تهدید.
همانطور که در مورد هر یک از این ویژگی ها می خوانید، ممکن است تصویر یک جنایتکار معروف، واقعی یا تخیلی را به ذهنتان خطور کند. با این حال، افراد مبتلا به روانپریشی نیازی به رفتار مجرمانه ندارند. همانطور که از کارهای قبلی، از جمله کار مرحوم اسکات لیلینفلد (مقاله حاضر آخرین مقاله او بود) شناخته شده است، افرادی که دارای این ویژگی ها هستند می توانند در حوزه های مختلف “مشروع” مانند رهبری شرکتی یا سیاست موفقیت داشته باشند.
برای آزمایش اینکه آیا مدل سهگانه نمرات EPA را توضیح میدهد، محققان کال برکلی این اندازهگیری را برای دو نمونه بزرگ، که همگی در مقطع کارشناسی بودند، انجام دادند. در طول این دو مطالعه، تیم همچنین از شرکتکنندگان خواست مقیاسهای شخصیتی و روانپریشی و همچنین اندازهگیریهای ارزیابی دفعات اعمال مجرمانه و پرخاشگرانه، مصرف و سوء استفاده از مواد، رفتار بزهکارانه، و به اصطلاح «آسیبشناسی روانی درونی» (یعنی اضطراب، استرس) را تکمیل کنند. و افسردگی). شایان ذکر است، اگرچه این یک نمونه دانشگاهی بود، اما تنوع کافی در همه این معیارها وجود داشت تا تعمیم پذیری یافته ها به جمعیت بیشتری را توجیه کند.
جوینر و همکاران پس از قرار دادن امتیازات مربوط به EPA و معیارهای روانپریشی مربوط به یک روش تحلیلی پیچیده. یک ساختار آماری نهایی را گزارش کرد که از مدل سهگانه پشتیبانی میکرد. نویسندگان همچنین از روشی به نام رویکرد مدلسازی «بسیار متقابلاً» استفاده کردند که گاهی اوقات در میدان مورد استفاده قرار میگیرد تا ببینند کجا عوامل جدید از یک نمره مقیاس کل ظهور نمیکنند. این نیز تناسب سه بعدی با داده ها را تأیید کرد.
آنچه رویکرد سهگانه میافزاید
جوینر و همکاران با نشان دادن اینکه یک مدل سه عاملی جامد با EPA و داده های مرتبط مطابقت دارد. اکنون این امکان را فراهم می کند که از تلاش برای جا دادن میخ مربعی روانپریشی در سوراخ گرد FFM دور شویم. اگرچه خوب است فکر کنیم که FFM، به عنوان یک مدل شخصیت، میتواند برای همه درجهبندیهای سازگاری از نظر ویژگیها اعمال شود، دادههای این مطالعه نیاز به دیدن روانپریشی را به عنوان موجودیت خاص خود نشان میدهد.
سهم کلیدی دیگر این مطالعه این است که این ایده را بیشتر تقویت می کند که اختلال شخصیت ضداجتماعی (که سایکوپاتی بخشی از آن است)، مانند سایر اختلالات شخصیت، به بهترین وجه در امتداد یک پیوستار مشاهده می شود. یازده سال از زمانی که رویکرد تشخیصی که عمدتاً در ایالات متحده استفاده میشود، استفاده از دیدگاه جدید و مبتنی بر تحقیق در مقابل دیدگاه بالینی یا طبقهبندی اختلالات شخصیت را کنار گذاشته میگذرد. همتای بین المللی آن، ICD-11، قبلاً تغییر کرده است (به استثنای اختلال شخصیت مرزی). این که شخصیت افراد را از نظر انطباق پذیری متفاوت ببینیم، نه تنها کمتر انگ کمتر است، بلکه با واقعیت همخوانی بیشتری دارد.
همانطور که گفته می شود، هنگامی که صحبت از “نشان دادن یک روان پریش” به میان می آید، این یافته ها همچنین بر ابعادی تأکید می کنند که ممکن است بخواهید مراقب آنها باشید. لازم نیست با یک چک لیست تشخیصی در ذهن خود قدم بزنید تا بفهمید چه کسی ممکن است از شما سوء استفاده کند. در عوض، آنچه را که می توانید از عدم حساسیت آنها به تهدید، افراد دیگر یا محدودیت های رفتاری تشخیص دهید، ببینید.
برای جمع بندی، کسانی که دارای روانپریشی هستند، اگر مجذوب نشوند، همیشه مجذوب خواهند شد. با در نظر گرفتن رفتار آنها به عنوان شامل شخصیت و ویژگی های فیزیولوژیکی اساسی تر، شیفتگی شما حداقل بیشتر آگاه می شود.