اگر متوقف شوید و در مورد آن فکر کنید ، کار غیر طبیعی ترین اتفاق برای یک انسان است.
برای بیشتر زمان گونه های ما در این سیاره ، ما فقط در ازای بازده فوری کار کرده ایم. غذا ، سرپناه ، آتش سوزی که یک شبه بیرون نمی رود. نوعی که محکم در پایین سلسله مراتب مازلوئیان واقع شده است.
مطالعات بودجه زمانی مردم نگاری در مورد شکارچیان مدرن و پرورش دهنده ها و کشیش های عشایری ریتم مشابهی را نشان می دهد که تعداد انگشت شماری از ساعات متمرکز به کارهای معیشت اختصاص داده می شود و به دنبال آن یک حرکت طولانی از مکالمه ، داستان پردازی و بازی است. به احتمال زیاد ، این نزدیکترین تقریب روابط بشر با کار برای هزاره های بی شماری است ، تا لحظه ای که همه به طور ناگهانی تغییر کرده است.
کار به عنوان یک موسسه جداگانه و محدود با ارزش ذاتی ، یک اختراع انسانی از طریق و از طریق آن است و یک مورد شگفت آور اخیر در آن است. این بینش در قلب کتاب جادویی جیمز سوزمن در قلب انسان شناس قرار دارد کار: یک تاریخ عمیق، که نگاهی کنجکاو می کند که چگونه یک فعالیت یک بار در آن اندازه گیری می شود که از گرسنگی جلوگیری می شود به چیزی تبدیل شده است که اکنون نیمی از زندگی ما را می بلعد.
چرا “کار” باید در وهله اول اختراع شود
همانطور که سوسمن و بسیاری دیگر مشاهده کرده اند ، انسان تنها گونه هایی هستند که به طور مرتب دیگران را رشوه می دهند تا هشت ساعت بی وقفه را در وظایف خود رنج آورند که فقط به طور غیرمستقیم مربوط به بقا هستند. مفهوم گرامی کار ما از 10،000 سال پیش برای اجداد ما کاملاً خارجی خواهد بود ، و ما کشاورزی داریم و بعداً کارخانه هایی برای تشکر از بازگرداندن معادله. مازاد مواد غذایی باعث افزایش رونق جمعیت و تولد تمدن می شود ، اما آنها همچنین ما را به کارهای روزمره و حس تازه ای از چرخش گره زدند. هم میدان گندم و هم کف کارخانه زمان را که توسط انسان ها به خروجی ها سپری می شود ، تبدیل می کنند ، و محفظه دفتر قرن بیستم ، یا امروزه برنامه کف باز ، به سادگی یک خط مونتاژ با نورپردازی نرم تر و یک لوبیای گاه به گاه در گوشه است.
کار نه تنها دسترسی به پول بلکه عضویت ، وضعیت و فضیلت اخلاقی را نشان داد. دیوید گرابر مشهور به نام مشاغل مدرن یقه سفید در کتاب خود در کتاب 2018 ، با این حال حتی اظهار داشت که مردم غالباً متوجه می شوند که این کار دارای اتهام وجودی است که بسیاری از ما آرزو می کنند. ما دوست داریم که بتوانیم پاسخ دهیم ، “بنابراین ، شما چه می کنید؟” ، و این واقعیت که ما توانستیم خود را به شکلی از ارزش یک سیاره در آن محسوب کنیم انجام کار صحبت از محرکهای تکاملی عمیقاً ریشه دار است که مفهوم آن را برطرف می کند.
در حقیقت ، هیچ گونه دیگر را نمی توان در صفحات گسترده یا شیفت های شبانه قرار داد. تونل مورچه ها و زنبورها علوفه ، و گاو و اسب مطمئن تا مزارع ، اما هیچ یک ساعت در ساعات اضافی برای قدرت انتزاعی و 20 روز مرخصی پرداخت نمی شود. علاوه بر اینکه گزینه های دیگری نیز وجود دارد ، انسان ها مفهوم کار را رعایت می کنند زیرا کار باعث می شود مدار اجتماعی باستانی ، و به دلیل کار کار برای ما
Evolution ما را به دنبال شهرت ، لطف متقابل و اثبات سودمندی برای این گروه ، صفاتی که یک بار باعث افزایش شانس خویشاوندان ما می شود وقتی که شانس خشک شد ، به ما کمک کرد. علوم اعصاب ضربه دوپامین را که از کار می گیریم تأیید می کند ، با تلاش تعاونی ، مدارهای پاداش را دقیقاً مانند غذا یا رابطه جنسی روشن می کند (Rilling et al. ، 2002). چک چک خوب است ، اما احساس ضروری مسموم کننده است.
تکامل فرهنگی این خارش را بیش از هزاره ها که از انقلاب کشاورزی پیروی می کردند ، اسلحه کرده است. به محض اینکه مازاد و کارخانه ها کارهایی را ایجاد کردند که از بقای فوری جدا شدند ، ما شروع به پیچیدن آنها در روایت های وظیفه و هویت کردیم. سوگند های صنفی قرون وسطایی ، خطبه های اخلاق کار پروتستان ، بیانیه های ماموریت شرکت ها همه در صورت افتخار ، به عنوان نشان متعلق به عنوان نشان متعلق هستند. نتیجه گونه ای است که به طور منحصر به فرد قادر به ایجاد خود در دفاتر و خطوط مونتاژ است ، که عمیقاً با این تصور که خود کار خود یک خیر اخلاقی است ، ترغیب می شود.
از یک لنز تکاملی ، homo sapiens برای تأثیر، نه خرد کردنبشر ما به دنبال تغییر محیط اطراف خود به روشهایی هستیم که تناسب اندام فراگیر را افزایش می دهد. ما از خویشاوندان خود محافظت می کنیم ، متحدین می کنیم ، صلاحیت سیگنال می کنیم و نقش هایی را که توسط دیگران در جامعه ما ارزش دارد به عهده می گیریم.
درک این امر مرحله ای را برای درک اینکه چرا تعداد فزاینده ای از ما از محل کار مدرن سرخوردگی می کنند ، ایجاد می کند.
صفحات گسترده ، جلسات وضعیت و OKR های سه ماهه که امروز ما را مشغول می کنند دقیقاً همان نوع بازخورد حسی یا حس هدف را که گونه های ما رونق می گیرد ، ارائه نمی دهند ، یا آنچه ما را به دین کار تبدیل کرده است. تحقیقات در مورد نظریه خودمختاری نشان می دهد که انگیزه ذاتی هنگامی که فعالیت ها استقلال ، صلاحیت و ارتباط را برآورده می کند (Ryan & Deci ، 2000). اکثر مشاغل این نیازها را فقط به صورت پراکنده برآورده می کنند ، به همین دلیل “ترک آرام” و “استعفای بزرگ” احساس اجتناب ناپذیر و نه عصیان می کنند.
چگونه مهندسی را دوباره کار کنیم تا مغز شما “بله” بگوید
حتی اگر تکامل از محفظه ما متنفر باشد ، همه از بین نمی روند.
یک متاآنالیز 2018 نشان داد که افرادی که کار خود را به عنوان معنی دار تجربه می کنند ، همان امضاهای عصبی شکوفایی را در حالی که ساعت در زمان اوقات فراغت انجام می دادند ، نشان دادند (آلن و همکاران ، 2018). بنابراین ، دشمن خود کار نمی کند ، بلکه کارهایی است که ما را از مواد مغذی هدف ، تسلط ، تعلق ، متعلق به ما گرسنه می کند که زندگی در خارج از دفتر نیز باید تأمین کند.
ما می توانیم با سه حرکت ساده ، این مواد مغذی را بازیابی کنیم.
اول ، آژانس را بازیابی کنید. استقلال یک اشتها بیولوژیکی است. مطالعات مربوط به ساخت و کار شغلی نشان می دهد که حتی کنترل متوسط بر کی یا چگونه کارها درگیری و فرسودگی بافر انجام می شود. بلوک های فوکوس عمیق خود را جمع کنید. برگه چت “همیشه” را بکشید. یک روز در هفته مذاکره کنید تا کار فکر کنید که بدون وقفه باشد.
دوم ، بازخورد احشایی کنید. در گروههای شکارچی جمع ، تلاش به سرعت در ستایش یا شام ترجمه شد. حلقه های خود را محکم کنید: داستانهای مشتری لوله مستقیم به تیم ، به روزرسانی داشبورد زنده را به عنوان کشتی های کد تماشا کنید ، در زمان واقعی برنده های خرد را جشن بگیرید. دوپامین کمی برای بررسی سالانه شش ماه دیررس انجام می شود. این یک اثبات تقریباً سریع است که قبیله متوجه شده است.
سوم ، تلاش لنگر به یک داستان مشترک از هدف. انسانها کار را از طریق روایت تفسیر می کنند. تحقیقات با کارکنان تمیز کردن بیمارستان نشان می دهد که حکایات به سادگی شنوایی بیمار ، غرور را تقویت می کند و غیبت را کاهش می دهد (Wrzesniewski ، 2012). عرشه اسلاید بعدی خود را به مشکل کاربر حل کنید و ویرایش های نیمه شب کمتر شبیه کاغذ سنباده و بیشتر شبیه کاردستی است.
کار ممکن است یک اختراع باشد-خاص و غالباً نامطلوب-اما محکوم به احساس غیر طبیعی نیست. ما می توانیم کار یا موضع خود را نسبت به آنها طراحی کنیم ، تا زمانی که ساعاتی که برای امرار معاش می گذرانیم نیز مانند ساعاتی که در زندگی صرف می کنیم احساس می کنیم.