19:37 - 2024/08/26

توسعه یک زندگی درونی غنی

[ad_1] دو نوع خوشبختی وجود دارد: لذت موقتی که عمدتاً از راحتی مادی به دست می‌آید و دیگری آسایش پایدارتر که از دگرگونی و رشد کامل ذهن ناشی می‌شود. -دالایی لاما خودشناسی یکی از ویژگی های بودیسم است. این یک فرآیند درونی کاوش است که ریشه در ا...

توسعه یک زندگی درونی غنی

[ad_1]

دو نوع خوشبختی وجود دارد: لذت موقتی که عمدتاً از راحتی مادی به دست می‌آید و دیگری آسایش پایدارتر که از دگرگونی و رشد کامل ذهن ناشی می‌شود.

-دالایی لاما

خودشناسی یکی از ویژگی های بودیسم است. این یک فرآیند درونی کاوش است که ریشه در اعتماد اساسی به اینکه ما به عنوان انسان چه کسی هستیم و چه هستیم. ویژگی بارز آن تمایل به باز شدن کامل تجربه ما در لحظه حال است. ما به تدریج عادت قدیمی خود را که به دنبال خوشبختی در دنیای اطرافمان بود کنار می گذاریم و در عوض به درون نگاه می کنیم. این در مورد درست کردن شرایط زندگی نیست. این در مورد یادگیری این است که خودمان را به وضوح ببینیم، تا حدی با رها کردن تمام باورهای محدود کننده ای که در مورد خود داریم تا بتوانیم با قلبی پر از خرد و شفقت زندگی کنیم.

شناخت ماهیت واقعی ما

اگر به اصل کلمه نگاه کنید مدیتیشن در سنت تبتی به معنای «شناخت چیزی» است. بنابراین این کلمه به هیچ نوع تجربه اوج یا وضعیت تغییر یافته آگاهی اشاره نمی کند. مدیتیشن ما را دعوت می کند تا به خودمان از نزدیک و عمیق نگاه کنیم. ما روی برخی از تجربیات متمرکز نمی شویم و برخی دیگر را از خود دور می کنیم.

روان‌شناسی بودایی اشاره می‌کند که چیزی در درون ما وجود دارد که حتی از افکار و خاطرات، احساسات و عادات قدیمی و همه نقش‌ها و مسئولیت‌های ما، اساسی‌تر است. ما آنقدر به تمام این لایه‌های هویت شخصی خود می‌چسبیم که نسبت به آنچه واقعاً هستیم کور می‌شویم. ما ارتباط خود را با آگاهی، شفقت و خرد ذاتی خود – ماهیت واقعی خود – به دلیل همه شرایط فرهنگی در زندگی خود از دست می دهیم. این طبیعت واقعی همیشه با ماست، اما بیشتر ما هرگز یاد نگرفته ایم که آن را ببینیم، چه رسد به اینکه اهمیت آن را تشخیص دهیم.

این عمل ساده چرخش به سمت تجربه ما همان چیزی است که بودیسم در مورد آن است. این راهی است که خود بودا وارد آن شد و در نهایت به بسیاری دیگر آموخت. این مسیری است که به درون خود می نگریم تا بهترین های خود را کشف کنیم – نه به عنوان یک باور یا یک ایده انتزاعی، بلکه به عنوان یک تجربه زنده مستقیم که می توانیم برای خودمان بچشیم.

خیلی ساده به نظر می رسد، و در عین حال مسیر شامل کمی آزمایش است. مسیر خود من با مدیتیشن بودایی و نگاه به درون، مطمئناً مسیر آزمون و خطا بوده است. به عنوان یک تمرین، این ساده است اما آسان نیست. این به قدری با شیوه زندگی بیشتر ما در تضاد است که بودا به دلیل نگرانی از اینکه هیچ کس نتواند آن را قبول کند تقریباً به آن آموزش نداد.

بودا می توانست راه بسیار متفاوتی را انتخاب کند. او می توانست یک محقق، یک درمانگر، یک فعال اجتماعی یا حتی یک حاکم شود. راه های معتبر زیادی برای کار با پرسش ها و پیچیدگی های رنج وجود دارد. اما، در نهایت، او راه یک متفکر، از کسی که به درون نگاه می کند، انتخاب کرد.

در سنت تبتی، کسی که از تعالیم بودایی پیروی می کند، کلمه است نانگ پا، که در لغت به معنای “خودی” است. این به معنای خودی بودن از نظر قرار گرفتن در حلقه اجتماعی مناسب نیست. این حس کسی را که در درون خود بیداری می یابد، منتقل می کند. کسی که در دل و ذهن خود به دنبال احساس معنا و تحقق است. وقتی به رهایی، روشنگری، بیداری فکر می کنیم – از هر کلمه ای که می خواهید استفاده کنید – به درون نگاه می کنیم. در سنت‌های معنوی دیگر، جهت‌گیری به سوی امر الهی است – به سوی خدا یا خدایان، یا حتی، در سنت‌های پانتئیستی یا شمنی، به سمت طبیعت. خودی شدن باعث پرس و جو می شود. و نیاز به کنجکاوی دارد، زیرا ما شروع به نگاه واقعی به احساسات، افکار، نظرات، تعصبات، عادات و موارد دیگر می کنیم تا بفهمیم واقعاً چه کسی هستیم.

وقتی بودا تجربه خود را بررسی کرد، چه چیزی را کشف کرد؟ ما در هسته خود کی هستیم؟ وقتی به درون نگاه می کنیم چه می یابیم؟

او کشف کرد که ما افکار و خاطرات ما نیستیم و نه حالات احساسی نوسان ما.

ما عادت هایمان نیستیم.

ما فرهنگ، تربیت خانوادگی، یا نقش های زیادی که در زندگی بازی می کنیم نیستیم.

ما لباس، سبک، دارایی یا استعدادمان نیستیم.

ما سن، وضعیت رابطه یا وضعیت سلامتی خود نداریم.

ما حتی زیست شناسی خودمان هم نیستیم.

و چرا؟ زیرا همه اینها در معرض تغییر هستند. آنها بر اساس علل و شرایط هستند و زمانی که این علل و شرایط تغییر کنند، آنها نیز تغییر می کنند. حتی عمیق ترین عادت های عاطفی ما ناپایدار هستند. قدیمی ترین خاطرات ما مثل آب و هوا می آیند و می روند. آنها بخشی از آنچه ما هستیم هستند، اما برای آنچه ما هستیم اساسی نیستند.

آگاهی، شفقت و خرد

بر خلاف تمام این تجربیات زودگذر، سه ویژگی اساسی وجود دارد که در هر لحظه با ما هستند. بودا این ویژگی های اساسی را برای خود کشف کرد و این همان چیزی است که به دیگران آموخت تا آن را نیز تجربه کنند. به عبارت بسیار ساده، این سه ویژگی ذاتی و همیشه حاضر عبارتند از آگاهی، شفقت و خرد. آنها همیشه اینجا هستند تا ما آنها را پیدا کنیم، صرف نظر از تغییر شرایط زندگی ما. این ویژگی ها طبیعت واقعی ما هستند و همه با آنها متولد می شوند. مدیتیشن فرآیند یادگیری نحوه جهت گیری با آنها و هماهنگی با آنها است. همانطور که یاد می گیریم تمام باورهای محدود خود را در مورد اینکه چه کسی و چیستیم کنار بگذاریم، شروع به تجربه مستقیم شیوه ای آرام تر و شادتر می کنیم که ریشه در آگاهی، شفقت و خرد دارد.

خواندن ضروری مراقبه

از راهنمای مراقبه برای بودیسم: مسیر آگاهی، شفقت و خرد توسط Cortland Dahl © 2024. تجدید چاپ با هماهنگی با Shambhala Publications, Inc.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان