تنظیم هیجانی در کودکان اوتیستیک
منبع: SewcreamStudio/iStock
تنظیم هیجان یک چالش جهانی برای بزرگسالان و کودکان است و دلیل اصلی اینکه افراد به دنبال حمایت روانی هستند. تنظیم احساسات کودکان اوتیستیک در مقایسه با همسالان در حال رشد آنها تحت تأثیر عوامل منحصر به فردی است، مانند تفاوت در سیم کشی عصبی، پردازش حسی (از جمله پردازش درون نگر)، و درک اجتماعی.
وقتی صحبت از حمایت از کودکان اوتیستیک با تنظیم هیجانی می شود، اتخاذ یک رویکرد مناسب که نیازهای منحصر به فرد هر کودک را در نظر می گیرد به جای یک رویکرد یکسان برای همه، بسیار مهم است.
درک تجربه عاطفی هر کودک اوتیستیک مستلزم بررسی عواملی است که در زیر رفتارهای بیرونی احتمالی (مانند ذوب شدن) قرار دارند، درک اینکه چگونه ویژگی های منحصر به فرد آنها بر رابطه آنها با محیطشان تأثیر می گذارد، و بررسی عملکرد رفتار آنها، پیشینیان و پیامدهای آن.
بخشهای زیر خلاصهای از برخی از عوامل منحصربهفرد را که بر تنظیم هیجان در کودکان اوتیستیک تأثیر میگذارند، و همچنین پیامدهایی برای حمایت مؤثر ارائه میدهند.
فیزیولوژی منحصر به فرد
بسیاری از والدین، مربیان و درمانگران بر این باورند که کودکان اوتیستیک اغلب سطح پایه افزایش بیش از حد برانگیختگی دارند (چانگ و همکاران، 2012؛ کوشکی و همکاران، 2013؛ کوشکی و همکاران، 2014؛ مینگ و همکاران، 2016). این اصطلاح به افزایش حساسیت یا واکنش پذیری به عوامل محیطی اشاره دارد.
در سال 2021، آرورا و همکارانش مطالعات مربوط به عملکرد اتونومیک در حین استراحت را در افراد اوتیستیک در مقایسه با همسالان نوروتیپیک بررسی کردند. آنها دریافتند که در حالی که برخی از افراد اوتیستیک ممکن است بیش از حد برانگیختگی را تجربه کنند، که منجر به حساسیت عاطفی و پریشانی بیشتر در برخی از کودکان می شود، شواهدی برای اختلال عملکرد خودمختار عمومی در افراد اوتیستیک در حال حاضر متناقض است.
سایر عوامل فیزیولوژیکی که ممکن است بر تنظیم هیجانی افراد اوتیستیک تأثیر بگذارد شامل پردازش حسی غیر معمول است. بیکر و همکاران (2008) همبستگی مثبتی بین چالش های پردازش حسی و چالش های رفتاری و عاطفی در کودکان اوتیستیک یافت. یک توضیح احتمالی برای این امر این است که افزایش ناراحتی فیزیولوژیکی که با چالشهای پردازش حسی همراه است، به تجربه درونی پریشانی کودکان اوتیستیک میافزاید.
یک تفاوت اضافی بین کودکان در حال رشد و تنوع عصبی که بر تنظیم هیجانی آنها تأثیر می گذارد، به جنبه های عملکرد اجرایی آنها مربوط می شود (فرایندهای ذهنی مربوط به مدیریت افکار و اعمال، مانند تمرکز توجه، سازماندهی، حافظه کاری، تنظیم تکانه ها یا سازگاری). به تغییرات).
به عنوان مثال، کودکان اوتیستیک متوقف کردن پاسخهای رفتاری را چالشبرانگیزتر میدانند (اشمیت و همکاران، 2018)، که میتواند به صورت تکانشگری شدید یا کاهش توانایی برای اصلاح رفتارشان بر اساس زمینه ظاهر شود (کافمن و کافمن، 2001). این همچنین میتواند بهعنوان افزایش شیوع پاسخهای بیرونی، که رفتارهایی هستند که برای بیان احساسات استفاده میشوند، آشکار شود.
یکی دیگر از تفاوتهای فیزیولوژیکی بین کودکان اوتیستیک و معمولاً در حال رشد که ممکن است بر پردازش احساسات آنها تأثیر بگذارد، الگوی فرضی “ارتباط عملکردی کوتاه مدت” بین نواحی مختلف مغز آنها است (پریرا و همکاران، 2020). یکی از مثالهای خاص، اتصال کوتاه مدت بین آمیگدال (ناحیهای از مغز که با ایجاد احساسات مرتبط با خود مرتبط است) و قشر جلوی مغز (ناحیهای از مغز مرتبط با عملکردهای اجرایی، از جمله حافظه کاری، سازماندهی رفتار، مهار رفتار یا دیدگاه گرفتن) (راوش و همکاران، 2016). عدم ارتباط بین این دو حوزه ممکن است بر بسیاری از فرآیندها مانند درک احساسات و همچنین فرآیندهای بازدارنده رفتاری تأثیر بگذارد.
نمونه دیگری از عدم اتصال دوربرد بین نواحی مغزی است که احساسات بدن و نواحی قشر درگیر در تفسیر را تشخیص می دهند (ادیش و همکاران، 2011؛ نیکلسون و همکاران، 2018). این ممکن است با چالش هایی در کودکان اوتیستیک در درک یا تفسیر تجربه درونی خود همراه باشد که در غیر این صورت به عنوان درون نگری از آن یاد می شود. به عنوان مثال، ریف و همکاران. (2007) دریافتند که کودکان اوتیستیک با شناسایی احساسات خود چالش هایی را تجربه می کنند. این ممکن است به ویژه در هنگام تفسیر احساسات پیچیده مانند غرور برجسته باشد (Capps et al., 1992).
علاوه بر این، اولیارویچ و همیلتون (2013) به تفاوتهایی در الگوهای پاسخدهی در ناحیه دوکی اشاره کردند، که فرض میشود در تشخیص تفاوتها در حالات چهره نقش دارد. کودکان اوتیستیک ممکن است تشخیص احساسات منفی دیگران را دشوارتر بدانند (اولجارویک و همیلتون، 2013)، که به نوبه خود بر درک اجتماعی و ارزیابی شناختی آنها از موقعیت ها تأثیر می گذارد.
پردازش اطلاعات منحصر به فرد
کودکان اوتیستیک و غیر اوتیستیک به دلیل تفاوت در نحوه پردازش اطلاعات، موقعیت ها را متفاوت ارزیابی می کنند. ادبیات نشان میدهد که ارزیابی عنصر مهمی از فرآیند تنظیم هیجانی است که نحوه آشکار شدن احساسات فرد را شکل میدهد، و پیشنهاد شده است که ارزیابی باید با انگیزهای برای ایجاد پاسخهای رفتاری همراه باشد (کول و همکاران، 2019).
به عنوان مثال، کودکان اوتیستیک به سبک های شناختی متمرکز بر جزئیات و علاقه محوری و تفاسیر تحت اللفظی ترجیح می دهند. علاوه بر این، آنها ممکن است ترجیح کمتری برای توجه به محرک های اجتماعی در مقابل محرک های غیر اجتماعی نشان دهند. به عنوان مثال، Jaedicke و همکاران. (1994) دریافت که کودکان اوتیستیک در هنگام توصیف آنچه که آنها را وادار به احساس احساسات مختلف می کند، کمتر به تعاملات اجتماعی اشاره می کنند.
یکی دیگر از عواملی که بر تفاوت در تنظیم هیجانی در کودکان اوتیستیک و معمولاً در حال رشد تأثیر می گذارد، تفاوت در رفتارهای مربوط به ارتباطات اجتماعی است. میتوان پیشبینی کرد که چالشهای ارتباط اجتماعی تجربه پریشانی یک فرد را افزایش میدهد و همچنین بر پویایی همتنظیمی بین خود و شرکای ارتباطیشان تأثیر منفی میگذارد. برتون و همکاران (2020) ارتباطی بین گزارشهای والدین و معلمان در مورد مهارتهای اجتماعی و خود گزارشی کودکان از چالشهای عاطفی در کودکان اوتیستیک بین 7 تا 13 سال یافت.
چندین مطالعه ارتباط بین توجه مشترک (به اشتراک گذاشتن توجه) و تنظیم هیجانی را تأیید کردند، از جمله مورالس و همکاران. (1384) و جهرمی و همکاران. (2019).
در نهایت، افراد اوتیستیک در نوع محرکی که احساسات آنها را تحریک می کند، متفاوت هستند. لاو و همکاران (2020) بررسی کرد که چگونه جوانان اوتیستیک و غیر اوتیستیک اضطراب را تجربه می کنند و دریافتند که علاوه بر اضطراب هایی که توسط همسالان عصبی تجربه می شود (مانند ارزیابی اجتماعی، ترس از تنبیه یا خطرات محیطی، به نام چند مورد)، کودکان اوتیستیک نیز ترسهای خاص مربوط به قرار گرفتن در طیف، از جمله در اطراف محرکهای حسی (مانند صداهای بلند یا بلند)، فوبیهای مربوط به موقعیتهای خاص، فوبیهای مربوط به اشیاء غیرمعمول (مثلاً دکمهها یا برچسبها)، یا فوبیا در رابطه با تغییرات در روالها یا محیط آنها.
استراتژی های پشتیبانی
حمایت از تنظیم هیجانی کودکان اوتیستیک با شناخت روش منحصر به فرد پردازش اطلاعات و ارتباط آنها با جهان آغاز می شود. استراتژیهای عملی که میتوانند از تنظیم احساسات کودکان اوتیستیک حمایت کنند، میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- کاوش در مورد نیازها و محرکهایی که در زیر رفتارهای بیرونیسازی احتمالی (مانند بحرانها) نهفته است.
- ایجاد یک محیط حسی دوستانه که محرک های طاقت فرسا را کاهش می دهد
- تکمیل ارتباطات با پشتیبانی بصری برای افزایش آگاهی و پرورش ارتباطات، مانند نمودارهای احساسات و برنامه های بصری
- ارائه دستورالعمل صریح یا مستقیم در مورد شناخت عواطف در خود و دیگران، مانند توضیح در مورد معنای نشانه های غیرکلامی یک نفر
- احترام به راهبردهای منحصر به فرد خودتنظیمی، مانند تحریک، و همکاری با کودک در استفاده از آنچه برای او موثر است.
- با تجزیه مفاهیم پیچیده به مراحل کوچکتر در حالی که درک آنها از طریق تصاویر بصری آسانتر می شود، درمان را در دسترس تر می کند
- استفاده از علایق خاص برای افزایش تعامل
- استفاده از تمرینات ذهن آگاهی، مختصر، ساختارمند و ساده نگه داشتن آنها
- آماده بودن برای آزمایش برنامه ها و فناوری
- تشویق شفقت به خود و پذیرش در مواقع چالش برانگیز عاطفی با درک این موضوع که احساسات اشتباه نیستند و برای آگاهی دادن به آنچه می خواهیم و نیاز داریم مهم هستند.
ایجاد محیطهای حسی دوستانه، پرورش آگاهی هیجانی از طریق ابزارهای دوستدار اوتیسم مانند آموزش صریح و حمایت بصری، و ایجاد محیطهای اجتماعی حمایتکننده که بر اساس نقاط قوت آنها استوار است و به فردیت و منحصربهفرد بودن آنها احترام میگذارد، همگی میتوانند به ایجاد محیطهایی کمک کنند که از رفاه عاطفی آنها حمایت کند. و توسعه.