در فصل 2 تمرین، کمدین ، ناتان فیلدر با تشویق کاپیتان ها و افسران اول برای مکالمه آزادانه ، در حال مأموریت برای بهبود ایمنی هوا است. نظریه او این است که اگر افسران اول احساس راحتی بیشتری کنند وقتی معتقدند کاپیتان اشتباه می کند ، می توان از تصادفات هواپیما جلوگیری کرد. این به نظر می رسد خیلی ساده است ، اما ناتان موفق به متقاعد کردن کارشناس ایمنی حمل و نقل هوایی جان گوگلیا است.
با فرض این استدلال که Fielder انگشت خود را بر روی مشکل قرار داده است ، راه حل چیست؟ همانطور که از عنوان این نمایش پیداست ، خدمه کابین خلبان باید تمرین کنند. کمدی Fielder از پوچی برخی از تمرینات او ناشی می شود. با این حال ، در این مورد جدی ، او غالباً از Aviators Sullen و غیرقانونی می خواهد تا شخصیت های افسر اول بلانت را به عهده بگیرند ، که همیشه ذهن خود را در مورد آنچه می بیند و فکر می کند صحبت می کند ، و کاپیتان همه گوش ها را که دوست دارد بازخورد دریافت کند و کاملاً برای تصحیح باز است. فرضیه Fielder این است که نقش آفرینی این شخصیت ها قبل از پرواز ، ارتباط کابین خلبان را تسهیل می کند و ایمنی را بهبود می بخشد. آنقدر دیوانه نیست که به نظر می رسد.
در تلاش برای مشروعیت و شنوایی کنگره ، فیدر متوجه می شود که فصل اول تمرین در بین مبتلایان به اوتیسم محبوب است و در کمک به آنها در حرکت در دنیای اجتماعی مفید بوده است. در حقیقت ، سؤالی وجود دارد که آیا خود فیدر اوتیسم دارد یا خیر. چه او این کار را انجام دهد یا نه ، فولر اصرار دارد که تمرین برای همه افراد کاملاً مناسب است ، حتی آنهایی که در این طیف نیستند.
او درست است فیلسوفان استوایی مدتها پیش از آماده سازی ذهنی برای آنچه که احتمالاً رخ می دهد ، حمایت می کردند. آنچه را که استوئیک اپیکتوس در مورد رفتن به حمام های عمومی می گوید ، در نظر بگیرید:
اگر قصد دارید در هر فعالیتی شرکت کنید ، به خود یادآوری کنید که ماهیت فعالیت چیست. اگر می خواهید حمام کنید ، خود را تصور کنید که در حمام ها چه اتفاقی می افتد: پاشیدن آب ، شلوغی ، سرزنش ، سرقت. و مانند آن ، اگر با صراحت بگویید “من می خواهم حمام کنم و می خواهم اراده خود را مطابق با طبیعت نگه دارم ، به طور پیوسته در این فعالیت شرکت خواهید کرد.” و همین کار را برای هر فعالیت انجام دهید. بنابراین اگر هرگونه مانع در حمام کردن بوجود می آید ، به آسانی بگویید “من نه تنها این را می خواستم ، بلکه می خواستم وصیت نامه خود را مطابق با طبیعت نگه دارم ؛ و اگر از آنچه اتفاق می افتد اذیت می شوم.” (دفترچه راهنما، چ 4)
Epictetus از خواننده خود می خواهد تصور کند که به حمام های عمومی می رود و تصور می کند که چه موضوعاتی ممکن است با آنها روبرو شود. استوئیک می خواهد که خواننده خود کاپیتان خنک باشد ، که آن را به عنوان هدف خود برای اذیت نکردن ، مهم نیست که چه اتفاقی بیفتد.
در نظر بگیرید که Epictetus چه می گوید در مورد چگونگی کاپیتان Cool می تواند توهین شایعات را انجام دهد:
اگر به شما گفته می شود که در مورد شما چیزهای بدی می گوید ، خود را در برابر آنچه گفته می شود دفاع نکنید ، اما پاسخ دهید ، “بدیهی است که این شخص از سایر تقصیرهای من نادان است ، در غیر این صورت آنها فقط به این موارد اشاره نمی کردند.” (دفترچه راهنما، چ 33)
این یک سطح عالی عالی است! استوئیک بدون اینکه دفاعی شود ، اخبار مربوط به شایعات ناخوشایند را تجسم می کند ، اما در عوض احساس طنز را نشان می دهد.
همان نوع تجسم حتی در مورد مرگ نیز اعمال می شود:
بگذارید مرگ و تبعید ، و همه چیزهای دیگر که به نظر می رسد وحشتناک است ، روزانه در برابر چشمان شما ظاهر می شود ، اما به خصوص مرگ – و شما هرگز هیچ فکر ناچیزی را سرگرم نخواهید کرد ، و نه برای هر چیزی بیش از حد. (دفترچه راهنما، چ 20)
Epictetus به خواننده خود توصیه نمی کند که به طرز روان در مورد مرگ زندگی کند. در عوض ، او می گوید که فکر کردن در مورد مرگ روزانه می تواند چشم انداز به شما بدهد و به شما کمک کند کاپیتان خنک شوید ، که چیزهای روزمره مانند حمام های بی ادب را می بیند و به معنی شایعات به عنوان هیچ چیز بزرگی نیست.
Epictetus از بازیگری بازی نمی کرد ، اما ناتان فیدر این کار را انجام می دهد. واقعاً ، تمرین فقط یک قدم فراتر از تجسم است و احتمالاً مؤثرتر است. تمرین به عنوان شخصیتی که می خواهید تبدیل شوید ممکن است احمقانه به نظر برسد ، و قطعاً می تواند خنده دار باشد ، اما از نظر آرزوی آن حس می کند. “جعلی آن را تا زمانی که شما آن را درست کنید” بسیار منفی دارد. شما نمی خواهید جعلی ، ناعادلانه یا ریاکارانه باشید. خیلی بهتر است که این پروژه را به عنوان واقعی ، اصیل مشتاق و تمرین دوباره تصور کنید تا به یک نسخه بهتر از خود تبدیل شوید.
اگر یک خلبان بخواهد در بازخورد و انتقاد فروتن شود ، می تواند نقش کاپیتان همه گوش ها را ایفا کند. در مورد خودم ، من اغلب به نقش ویلی نگران می شوم ، پسر عموی نزدیک به دبی داون ، که می تواند منفی را در هر مثبت پیدا کند. من ترجیح می دهم بیلی Brightside باشم ، که خوشحال ، شاد و آزاد است – صمیمانه و راحت. Brightside Billy یک حس بیش از حد دارد که همه آنها اساساً خوب هستند. او هیچ پولینانا نیست ، اما می تواند مثبت را حتی در منفی ببیند. او هم استوارت اسملی نیست ، اما از دیدن بهترین ها در خودش خجالتی نیست.
من ممکن است هرگز به طور کامل بیلی بیلی نباشم ، اما اگر ناتان چیزی را به من آموخته باشد ، این است که اگر تمرین کنم می توانم پیشرفت کنم.