[ad_1]

بیایید بگوییم که روی مبل من می نشینی.
“پس، چه چیزی شما را به داخل می آورد؟” می پرسم.
با یک آه شروع می کنید و در ابتدا با جملات کوتاه و مبهم صحبت می کنید.
شما می گویید: «من احساس ناراحتی کرده ام. یا “من در رابطه ام مشکل دارم.”
می گویم: «بیشتر بگو.
همانطور که من شروع به کنجکاوی می کنم، شما شروع به تشخیص می کنید که در این فضا پذیرفته شده اید. کمی احساس راحتی می کنید. جملات شما طولانی تر می شود. کلمات شروع به جاری شدن می کنند داستان شما آشکار می شود.
شما در مورد اینکه چقدر شرایط سخت بوده است صحبت می کنید. صحبت کردن در مورد آن سخت است، و شما هنوز از “رفتن به آنجا” عصبی هستید. بخشی از شما می خواهید موضوع را تغییر دهید یا به طور کلی دفتر من را ترک کنید. اما تو اینجا می مانی، با من، و تمام احساساتی را که با صحبت کردن درباره این مبارزه به وجود می آید، همین جا در این اتاق احساس می کنی. همانطور که اشک از چشمان شما جاری می شود، به شما می دانم که مجبور نیستید جلوی چشمانتان را بگیرید. پس با وجود ترس از اینکه اگر گریه کنی، هرگز متوقف نخواهی شد، اجازه دادی بیایند.
در پایان جلسه احساس آرامش می کنید. شما احساسات خود را احساس کردید – به آنجا رفتید و هیچ اتفاق وحشتناکی رخ نداد. در عوض، با همدلی و مراقبت مواجه شدید.
با این حال، هنوز از آمدن به جلسه دوم خود هراس دارید. شما به این فکر می کنید که چگونه باید دوباره در مورد همه چیز صحبت کنید، و این فقط خسته کننده و خسته کننده به نظر می رسد. به این فکر می کنید که برای لغو تماس بگیرید اما این کار را نکنید. اینجا دوباره روی کاناپه من هستی، و من میپرسم، “بیشتر به من بگو.”
دلیلی وجود دارد که درمان در ابتدا سخت است. تمام درمان ها مواجهه درمانی است.
در مواجهه درمانی سنتی، مراجع با ترس های خود مواجه می شوند تا بتوانند نسبت به محرک های اضطراب خود حساسیت نشان دهند. در جلسه اول، مشتری مبتلا به فوبیای عنکبوت ممکن است تنها با دیدن عکس یک عنکبوت احساس ترس شدید کند. مشتری در معرض تصویر قرار می گیرد تا زمانی که نسبت به آن حساسیت زدایی کند و سپس به یک عنکبوت واقعی در قفس فارغ التحصیل می شود و این روند را تکرار می کند. مشتری در طول زمان میآموزد که میتواند فضا را با عنکبوت به اشتراک بگذارد و آسیبی نبیند. سیستم ترس مشتری یاد می گیرد که عنکبوت خطرناک نیست و فوبیا خاموش می شود.
ما به عنوان انسان، نه تنها از مارها و عنکبوت ها می ترسیم، بلکه از احساسات خود نیز می ترسیم. درست مانند هر چیزی که باعث ترس می شود، ما از احساسات خود دوری می کنیم. ممکن است به نظر برسد که دور نگه داشتن احساسات نادیده گرفته شده باعث کاهش درد می شود، اما در واقعیت، تنها آنها را قوی تر می کند. آنچه ما در برابر آن مقاومت می کنیم ادامه دارد. درمان قرار گرفتن در معرض احساسات سخت، قرار گرفتن در معرض مشکلاتی است که باید حل شوند، قرار گرفتن در معرض چیزهایی که ما از آنها اجتناب می کنیم زیرا آنها دردناک و سخت هستند. در اتاق درمان، احساسات خود را درست در چهره نگاه می کنیم. به جای دوری از آنها، احساسات خود را احساس می کنیم تا بفهمیم که چقدر قادریم آنها را احساس کنیم و از آنها عبور کنیم. ما یاد می گیریم که لازم نیست از موضوعاتی که از آنها می ترسیم یا احساسات دردناک خود در مورد آنها اجتناب کنیم. و در این فرآیند، یاد می گیریم که در نهایت آنها چندان ترسناک نیستند و نیازی به اجتناب از آنها نیست. احساسات سخت فقط بخشی از زندگی است، برای همه.
درمان با گذشت زمان آسان تر می شود. در حالی که در ابتدا، هر جلسه ممکن است مانند باز کردن دریچه ای از چیزهای ناگفته و احساساتی باشد که احساس نمی کنید، همانطور که در روند درمان حرکت می کنید شروع به ایجاد یک رابطه جدید با احساسات خود می کنید. شما می آموزید که چقدر قوی هستید و چگونه می توانید احساسات سخت را کنترل کنید و کارهای سخت را انجام دهید. یاد می گیرید که احساسات شما خطرناک نیستند و می توانید بدون آسیب دیدگی فضا را با آنها به اشتراک بگذارید.
برای پیدا کردن یک درمانگر در نزدیکی خود، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.
[ad_2]