12:35 - 2025/04/18

تماس بیداری که نمی خواهیم ، اما ممکن است نیاز داشته باشد

[ad_1] اگر نتیجه متفاوتی می خواهید ، باید کاری متفاوت انجام دهید. این به اندازه کافی ساده به نظر می رسد ، درست است؟ اما وقتی می بینیم که چگونه واقعاً زندگی می کنیم – روز به روز و خارج از خانه – بیشتر ما در اتوپیلوت گیر کرده ای...

تماس بیداری که نمی خواهیم ، اما ممکن است نیاز داشته باشد

[ad_1]

اگر نتیجه متفاوتی می خواهید ، باید کاری متفاوت انجام دهید. این به اندازه کافی ساده به نظر می رسد ، درست است؟ اما وقتی می بینیم که چگونه واقعاً زندگی می کنیم – روز به روز و خارج از خانه – بیشتر ما در اتوپیلوت گیر کرده ایم ، مسیرهای آشنا را قدم می زنیم ، اقدامات آشنا می شویم و تعجب می کنیم که چرا هیچ چیز تغییر نمی کند. ما در مورد می خواهیم معنای بیشتری داشته باشیم ، یک حس عمیق تر از هدف ، یک زندگی غنی تر – اما صحبت به ندرت عملی می شود. چرا؟ از آنجا که انجام کار متفاوت ناراحت کننده است ، و ما از نظر بیولوژیکی سیمی هستیم تا از ناراحتی خودداری کنیم.

با این حال ، تغییر اتفاق می افتد. مردم زندگی خود را بالا می برند ، مشاغل محوری ، روابط طولانی مدت را ترک می کنند و روش های زندگی کاملاً جدیدی را اتخاذ می کنند. بنابراین چه چیزی این نوع تحول را هدایت می کند؟ در تجربه من به عنوان مربی و پزشک ، فهمیدم که سه کاتالیزور اصلی وجود دارد که به طور مداوم مردم را بیدار می کنند و آنها را به سمت عمل سوق می دهند: یک خانم نزدیک ، مرگ یک دوست عزیز و فرسودگی.

بیایید هرکدام را بشکنیم.

1. خانم نزدیک

این لحظه ای است که کره برفی زندگی شما را تکان می دهد. شاید این یک تصادف جدی رانندگی باشد ، یک حمله قلبی که از هیچ جا بیرون می آید ، یا ترس از سرطان که خوشبختانه معلوم می شود قابل درمان است. این لحظات ما را با یقه و زمزمه می کند – یا فریاد می زند – “شما شکست ناپذیر نیستید.” آنها به ما یادآوری می کنند که زندگی شکننده چقدر است و اگر به آنها اجازه دهیم ، آنها می توانند ما را به وضوح تبدیل کنند. ناگهان ، ناراحتی های کوچک زندگی روزمره ناچیز به نظر می رسند ، و چیزهای عمیق – روابط ، رویاها به تعویق افتاده ، حقیقت درونی – جلو و مرکز.

2. مرگ یک عزیز

غم و اندوه مردم را تغییر می دهد. من آن را بارها دیده ام از آنچه می توانم حساب کنم. شخصی پدر و مادر ، همسر یا یک دوست نزدیک را از دست می دهد و در هفته های بعد ، آنها با اشک در چشمان خود و آتش در شکم خود مربیگری می کنند. چرا؟ زیرا بازتاب نیروهای ضرر. آنها نمی خواهند با همان پشیمانی که دوستشان داشتند ، بمیرد. آنها شروع به پرسیدن می کنند: آیا من زندگی را که واقعاً می خواهم زندگی می کنم؟ آیا من فردی هستم که می خواهم باشم؟ و این سؤالات راهی برای پرده برداری از هر آنچه که دیگر متناسب نیست ، دارند.

یک نمونه قدرتمند از این نوع تحول ، کوین کرو است. در سال 2013 ، او در کنار تختخواب دوست نزدیک خود رایان وسترمن ، که در اثر سرطان مغز در حال مرگ بود ، نشست. کوین با تماشای رایان در پایان زندگی خود ، دست اول را دید که ارزش بی ارزش گفتن خداحافظی است. او همچنین دید که چند خانواده نمی توانند همین کار را انجام دهند. این تجربه تماس بیدار او بود. او فهمید که اگر می خواست به دیگران کمک کند تا آن لحظات پایانی را داشته باشند ، باید کاری متفاوت انجام دهد.

با حفر داده ها ، او فهمید که بیش از 10 تریلیون مایل هوایی تنها در سال 2011 استفاده نشده است. بنابراین او شروع به دادن یک مایل ، غیرانتفاعی که برای کمک به مردم به بازدید از عزیزان مکرر و پول نقد کمک می کند ، کمک می کند. از آن زمان ، این سازمان به صدها خانواده کمک کرده است تا در لحظه های پایانی خود ارتباط برقرار کنند. داستان کوین یادآوری است: اگر ما تصمیم به عمل کنیم ، تراژدی می تواند یک تخته سنگ باشد.

3 فرسودگی فرسودگی

کاتالیزور سوم یکی از ما همه چیز را به خوبی می شناسیم: فرسودگی. غالباً ، ما یک دیدگاه بزرگ و جسورانه از موفقیت را تعقیب می کنیم-یک حرفه با تأثیر بالا ، درآمد خاص ، یک سبک زندگی-و کل هویت خود را در اطراف آن ایجاد می کنیم. و گاهی اوقات ، ما در این تعقیب شکست می خوریم. در موارد دیگر ، ما دقیقاً همان چیزی را که تعقیب می کردیم دریافت می کنیم … و هنوز هم احساس خالی می کنیم. این سرخوردگی سخت می شود. ما یا از فرسودگی فرو می ریزیم یا به امید ناامیدی دو برابر می شویم بیشتر بالاخره کافی خواهد بود

این همان اتفاقی است که برای من افتاد. من سالها را صرف دنبال کردن رویای پزشک کردم تا بتوانم “جهان را نجات دهم.” اما وقتی به آنجا رسیدم ، فهمیدم که نه تنها آن هدف غیرممکن است بلکه باعث خرد کردن من نیز می شد. فرسودگی فقط جسمی نبود ؛ وجودی بود آن لحظه فرسودگی عاطفی و حرفه ای مرا مجبور کرد که همه چیز را تجدید نظر کنم. سرانجام ، این باعث شد كه من دارو را ترک كنم و كارهایی را دنبال كنم كه واقعاً مرا پر كند.

اما این چیز است: در حالی که در نزدیکی دلتنگ ، مرگ و فرسودگی است قوطی منجر به تحول عمیق ، آنها با هزینه ای می آیند. هیچ یک از ما خواستن برای عبور از تروما ، اندوه یا فروپاشی فقط برای بیدار شدن از زندگی خودمان. بنابراین سوال واقعی مطرح می شود: آیا می توانیم بدون فاجعه تغییر کنیم؟

راه حل استوئیک: تجسم منفی

وارد استوئیک ها شوید.

استوئیک های باستان به عملی به نام اعتقاد داشتند تجسم منفیبشر این ایده ساده است: به جای اینکه منتظر ضرر باشید تا به ما بیاموزد که مهم است ، ابتدا آن را تصور می کنیم. ما تصادف اتومبیل ، تشخیص ، مراسم تشییع جنازه ، شبهای بی خوابی فرسودگی را تجسم می کنیم. نه اینکه مرموز باشیم بلکه خودمان را بیدار کنیم. وقتی این لحظات را از نظر ذهنی تمرین می کنیم ، بدون نیاز به رنج اول ، فوریت هایی را که می آورند احساس می کنیم.

چه اتفاقی می افتد اگر فردا کار خود را از دست بدهید؟ اگر کسی که دوستش داشتید ناگهان درگذشت؟ اگر خیلی سخت سوزانده اید نمی توانید از رختخواب خارج شوید؟ چه چیزی را تغییر می دهید؟

این نوع بازتاب فقط چشم انداز را تغییر نمی دهد. این می تواند رفتار را تغییر دهد. این می تواند به ما کمک کند تا ببینیم که در کجا گیر کرده ایم که به ما خدمت نمی کنند. این می تواند به ما یادآوری کند که راحتی و تحقق به ندرت در همان مکان یافت می شود. و این می تواند به ما الهام بخشیم تا کار دیگری انجام دهیم امروز، نه روزی

افکار نهایی

اگر به دنبال تحول هستید ، این را بدانید: تغییر اراده همیشه در ابتدا احساس ناراحتی می کنید. اینگونه است که می دانید کار جدیدی انجام می دهید. اما اگر منتظر بمانید تا زندگی شما را از خواب بیدار کند ، تماس بیداری ممکن است با قیمتی تند انجام شود.

درعوض ، سعی کنید با هدف به این ناراحتی بپردازید. در مورد آنچه می توان از دست داد ، تأمل کنید. تصور کنید که چگونه ممکن است داستان شما نیاز به تغییر داشته باشد. و سپس یک قدم – هر قدم – نتیجه دیگری را برطرف کنید.

لازم نیست منتظر تراژدی باشید تا زندگی معنادارتر را آغاز کند. اما شما باید بیدار شوید. انتخاب ، مثل همیشه ، مال شماست.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان