آیا تا به حال یکی از آن هفته ها را پشت سر گذاشته اید که همه چیز خوب است ، اما هنوز چیزی احساس می شود؟
شما کار را انجام می دهید شما در حال نوشیدن آب هستید ، به ورزشگاه می روید ، روزنامه نگاری می کنید ، حتی ممکن است مراقبه کنید – اما به دلایلی ، شما راه هایی را برای آشفتگی همه چیز پیدا می کنید.
شما آن شخص را که شما را دوست داشت شبح می کنید. شما در مورد چیزی که گفتید می خواهید به تعویق می افتد. شما تمام آخر هفته را صرف بی حسی می کنید ، حتی اگر آنچه واقعاً به آن نیاز دارید اتصال بود.
شما شروع به تعجب می کنید ، “چرا من این کار را ادامه می دهم؟”
به همین دلیل است: تماس از داخل خانه می آید.
این سابق شما نیست.
والدین شما نیست
نه شغل شما ، شهر یا نمودار اخترشناسی شما.
این تو هستی
یا به طور خاص تر: بخشی از شما که هنوز هم معتقد است شما شایسته بهتر نیستید.
با خرابکار داخلی خود ملاقات کنید
بیایید صادق باشیم. شما یک خرابکار داخلی دارید. همه ما انجام می دهیم این شر نیست. خراب کردن زندگی شما نیست. این در تلاش است تا از شما محافظت کند – تنها راهی که می داند چگونه.
آن صدای خود خرابکاری؟ در کودکی ساخته شده است. یا دل شکسته یا تروما زود آموخت که اگر می تواند شما را کوچک ، ساکت ، قابل قبول یا نامرئی نگه دارد – ممکن است از درد جلوگیری کنید.
اما همان صدایی که شما را در آن زمان “ایمن” نگه داشته است؟ اکنون همان صدا است که شما را گیر می کند.
به نظر می رسد:
- “شما هرگز آن را درست نمی کنید ، پس چرا امتحان کنید؟”
- “خیلی هیجان زده نشوید – احتمالاً از هم جدا می شوید.”
- “آنها وقتی شما واقعی را می بینند ، ترک می شوند.”
این حقیقت شماست. این سیم کشی شماست.
حقیقت در مورد اعتقادات شما
شما از آنچه درست است عمل نمی کنید. شما از آنچه فکر می کنید درست است عمل می کنید.
اگر در اعماق شما اعتقاد داشته باشید که دوست داشتنی نیستید ، افرادی را که آن را تأیید می کنند ، جذب می کنید. اگر اعتقاد دارید که یک شکست هستید ، قبل از موفقیت ، راه هایی برای ترک کردن پیدا خواهید کرد. اگر فکر می کنید لیاقت چیزهای خوب را ندارید ، آنها را رد خواهید کرد – حتی وقتی آنها ظاهر می شوند.
و اینجا ترسناک ترین قسمت است؟ شما حتی نمی دانید که این کار را انجام می دهید.
شما آن را سرنوشت می نامید. یا بد شانس یا فقط “چطور هستی”.
اما آنچه واقعاً اتفاق می افتد این است که شما فیلمنامه ای را دنبال کرده اید که مال شما نیست. داستانی که توسط ترس ، شرم یا پیش بینی های دیگران نوشته شده است.
بازنویسی فیلمنامه از اینجا شروع می شود
آیا می خواهید جلوی خرابکاری خود را بگیرید؟ شما به انگیزه بیشتری احتیاج ندارید. شما به بازنویسی نیاز دارید.
بیایید آن را تجزیه کنیم.
1. داستان را نام ببرید. اعتقاد محدود کننده زندگی شما در حال حاضر چیست؟ “من زیاد هستم”؟ “من کافی نیستم”؟ “عشق همیشه می رود”؟ آن را بنویسید
2. منبع را پیدا کنید. این را از کجا یاد گرفتی؟ چه کسی آن حقیقت را به شما آموخت؟ آیا این والدین ، شریک زندگی ، معلم ، دین ، فرهنگ بود؟ فقط نامگذاری آن شروع به شل شدن گرفتن آن می کند.
3 دروغ را به چالش بکشید. آیا هنوز درست است؟ مثل ، در واقع؟ اثبات آن است نهبشر لحظاتی را به یاد بیاورید که با آن متناقض است. بگذارید این خاطرات شواهد شما باشد.
4. فیلمنامه جدید را بنویسید. اگر می توانستید چیزی در مورد خودتان باور کنید ، چه خواهد بود؟ که شما کامل هستید سزاوار ایمن برای دیده شدن شروع به تغذیه آن داستان کنید. تکرار کنید بگو مانند این درست عمل کنید – تا زمانی که هست.
به تنهایی وارد خانه نشو
نگاه کنید ، مقابله با خرابکار درونی شما سخت است. مثل این است که درب زیرزمین را در یک فیلم ترسناک باز کنید – به عنوان جهنم ، اما اگر می خواهید جلوی خالی شدن را بگیرید ، لازم است.
و شما نباید به تنهایی این کار را انجام دهید. این جایی است که جامعه وارد می شود.
چیزی در مورد بودن در یک اتاق – فیزیکی یا دیجیتالی – با افرادی که می گویند “من نیز” است. که با خرابکاران درونی خود جنگیده اند و برای گفتن داستان زندگی کرده اند. چه کسی به شما یادآوری می کند که شما دیوانه نیستید ، شکسته نیستید و قطعاً تنها نیستید.
شفابخشی در حضور دیگران سریعتر اتفاق می افتد. شرم وقتی با صدای بلند صحبت می شود ، قدرت را از دست می دهد. رشد در هنگام شاهد تسریع می شود.
اگر در این سفر بوده اید و می خواهید عمیق تر شیرجه بزنید ، اطلاعات بیشتری کسب کنید در اینجابشر