13:21 - 2024/10/04

تقسیم رنگین کمان: تأثیر فرهنگ بر رنگ

[ad_1] فصل بارانی در مناطق استوایی منبع: Wikimedia Commons / کلیسای فردریک ادوین / 1866. موزه های هنرهای زیبا سانفرانسیسکو رنگین کمان چند رنگ است؟ هفت گفت سر اسحاق نیوتن. البته، نیوتن می دانست که یک طیف دقیقاً همین است، یک درجه بندی پیوست...

تقسیم رنگین کمان: تأثیر فرهنگ بر رنگ

[ad_1]

Wikimedia Commons / کلیسای فردریک ادوین / 1866. موزه‌های هنرهای زیبا سانفرانسیسکو

فصل بارانی در مناطق استوایی

منبع: Wikimedia Commons / کلیسای فردریک ادوین / 1866. موزه های هنرهای زیبا سانفرانسیسکو

رنگین کمان چند رنگ است؟ هفت گفت سر اسحاق نیوتن. البته، نیوتن می دانست که یک طیف دقیقاً همین است، یک درجه بندی پیوسته از یک رنگ به رنگ دیگر. اما همه رنگ ها برابر نیستند. قرمز و آبی به عنوان “اولیه” برجسته می شوند در حالی که رنگ های دیگر مخلوط هستند.

اکنون می دانیم که چشم می تواند میلیون ها سایه رنگ را در شرایط ایده آل تشخیص دهد. بازاریابی مدرن سعی می کند از این توانایی قابل توجه استفاده کند. “مجموعه رنگ های سفید” بنجامین مور دارای 152 سایه خنثی خامه ای است. شرکت لوازم آرایشی MAC 200 رنگ رژ لب را ارائه می دهد که تقریباً همه آنها قرمز هستند. در حالی که چشم می تواند تفاوت های ظریف را ببیند، به خاطر سپردن یک رنگ بدون نام دشوار است. اگرچه تعداد کمی از نام‌های MAC نشان‌دهنده سایه‌های مرتبط هستند (تاوپ، فلامینگو، قرمز روسی)، اکثر آنها نشان می‌دهند که رنگ، مانند عاشقانه، فراتر از کلمات است (Captive Audience, D for Danger, You Wouldn't Get It).

آلبرت مونسل، معلم هنر در مدرسه هنر عادی ماساچوست، نقشه‌بردار ناشناس دنیای رنگ بود. Munsell یک سیستم عددی برای شناسایی هر رنگ قابل درک ابداع کرد. طرح او اکنون برای هر کسی که از یک برنامه گرافیکی استفاده می کند آشنا است. یک رنگ با موقعیت آن در سه بعد رنگ، اشباع و روشنایی تعریف می شود. (این چیزی است که فتوشاپ آنها را می نامد. Munsell از اصطلاحات hue، chroma و value استفاده می کند.)

سیستم Munsell به عنوان یک اطلس برگ شل از نمونه های رنگی با دقت چاپ به بازار عرضه شد. اگر از دوستان خود بخواهید که رنگ نمونه ها را نام ببرند، موافقت چشمگیری پیدا خواهید کرد. سبزی یک نفر سبز دیگری است.

وقتی نمونه ها را در یک نقشه رنگی جمع می کنید، چیزها جالب تر می شوند. با استفاده از مشخصات افراد از نمونه‌ها، می‌توانیم بخشی از نقشه رنگی را نارنجی، قسمتی دیگر را سبز و غیره تشخیص دهیم. نام‌های اجماع نقشه را به رنگ‌ها تقسیم می‌کنند – یک نوع «ملت‌ها» – با مرزهای مشخص.

ویلیام پاندستون

چگونه یک سخنران انگلیسی طیف را تقسیم می کند

منبع: ویلیام پاندستون

ممکن است فکر کنید که رنگ‌های نام‌گذاری شده نقشه را به نوارهای ریاضی مساوی حک می‌کنند. در واقع، اندازه‌ها و شکل‌های مناطق رنگی تقریباً به اندازه ملت‌های روی نقشه جهان دلخواه است. سبز بیشترین سهم را در نقشه رنگ در مقابل روشنایی دارد، در حالی که نارنجی کوچکترین است. منطقه صورتی بزرگتر از قرمز است.

سپس قهوه ای وجود دارد. هیچ رنگ قهوه ای در رنگین کمان وجود ندارد. نقشه رنگی نشان می دهد که قهوه ای در واقع زرد تیره است. (این را می توان با پخش یک نقطه از نور زرد بر روی صفحه نمایش در یک اتاق تاریک تأیید کرد. اگر روشنایی نور را کم کنید، به صورت دایره ای قهوه ای ظاهر می شود.)

تجارت جهانی و ارتباطات، تنوع اصطلاحات رنگی فرهنگ را تقویت می کند. تجارت گوشی‌ها، کیف‌های دستی، ماشین‌ها و اسباب‌بازی‌هایی را در رنگ‌های بازاری که نیاز به نام دارند به ارمغان می‌آورد. مهم‌تر از همه، لباس‌هایی را می‌آورد که اغلب با رنگ‌هایی روشن رنگ می‌شوند که در بیشتر تاریخ وجود نداشتند.

کشورهای صنعتی امروزی تقریباً به همان زبان صحبت می کنند. اما چند جامعه منزوی وجود دارد که روش‌های متفاوتی برای صحبت (و تفکر) در مورد رنگ دارند. یکی از آنها مردم برینمو هستند، گروهی از شکارچیان که در کنار رودخانه سپیک در پاپوآ گینه نو زندگی می کنند. ژول دیویدوف روانشناس بریتانیایی و همکارانش در مقاله‌ای در سال 1999 با عنوان «دسته‌های رنگی در یک قبیله عصر حجر» نقشه رنگی برینمو را ساختند.

ویلیام پاندستون

چگونه بلندگوهای برینمو طیف را تقسیم کردند

منبع: ویلیام پاندستون

زبان برینمو دارای پنج اصطلاح رنگی است. هیچ یک از مرزهای آنها با اصطلاحات رایج انگلیسی مطابقت ندارد. گسترده ترین رنگ نقشه رنگی برینمو است نه، که بیشتر از آنچه انگلیسی زبانان سبز، آبی و بنفش می نامند را در بر می گیرد.

در نتیجه، مرز بین سبز و آبی در برینمو وجود ندارد. هر چنین رنگی است نه. اما برینموها تمایزی بین انگلیسی زبانان قائل نیستند wor و نه (که شامل سبز مایل به زرد، زرد، نارنجی و قهوه ای روشن تر است). مرز wor-nol در وسط سبزه ما می افتد.

بلندگوهای Berinmo که از آنها خواسته شد چنین سایه ای را نام ببرند، تصمیم نگرفته اند. برخی آن را wor و برخی آن را nol می نامند. همه موافقند که این رنگ ترکیبی بین این دو است. اما برای یک انگلیسی زبان، رنگ به سادگی سبز است.

ما قبول داریم که زیبایی در چشم بیننده است. اما رنگ بیشتر یک واقعیت عینی به نظر می رسد. با این وجود به نظر می رسد که این تصور که برخی رنگ ها «اولیه» یا خالص تر یا اساسی تر از بقیه هستند، مصنوع فرهنگ و زبان است. دفعه بعد که رنگین کمان را دیدید به آن فکر کنید.

تأثیر فرهنگ بر رنگ موضوع آزمایشی تا حدودی نگران کننده بود. زبان شناس گای دویچر و همسرش جانی استین دخترشان را بدون اینکه رنگ آسمان را به او بگویند بزرگ کردند. البته آنها تمام اصطلاحات معمول رنگ انگلیسی را به او یاد دادند، اما هرگز آبی را به رنگ آسمان وصل نکردند. سپس، وقتی دختر توانست صحبت کند، دویچر از او پرسید که آسمان چه رنگی است؟

ابتدا دختر با این سوال گیج شد. او اصرار کرد که آسمان هیچ رنگی ندارد. دویچر مدام می پرسید و یک روز دختر جواب داد: سفید.

روز ابری نبود. دویچر این موضوع را مطرح کرده بود که تنها زمانی این سوال را مطرح کند که آسمان آبی روشن بود. او هر از چند گاهی به پرسش ادامه داد و سرانجام دختر پاسخی را که فرهنگش می‌خواست، داد: آبی.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان