ترومای بین نسلی در چند سال گذشته به یک کلمه رایج تبدیل شده است. این اولین بار در تحقیقات روانپزشک کانادایی دکتر راکف و همکارانش در سال 1966 مورد بررسی قرار گرفت. آنها سطوح بالاتری از ناراحتی را در میان بازماندگان هولوکاست یافتند. این یافته مهم به ارائه درک اساسی از این پدیده کمک کرد.
مطالعات در دهه 2000 گروههایی را که تحت تأثیر رویدادهای مهم مختل کننده زندگی قرار گرفتند، مورد بررسی قرار دادند. بزو، دانشجوی دکترا در اتاوا، اوکراینیهای شوروی را مطالعه کرد که هولودومور، قحطی گسترده دهه 1930 در دوران استالین را تجربه کردند. او اثرات بین نسلی مانند اضطراب، رفتارهای مرتبط با غذا (احتکار، پرخوری)، والدین مقتدرانه و کاهش اعتماد جامعه را شناسایی کرد که زندگی اغلب به عنوان “حالت بقا” توصیف می شود. این تحقیق که اکنون در حال گسترش است، با مطالعاتی در مورد تأثیرات بین نسلی هولوکاست، کشتار خمرهای سرخ، نسل کشی رواندا، آوارگی سرخپوستان آمریکایی و به بردگی گرفتن آمریکایی های آفریقایی تبار هماهنگ است.
علاوه بر این، تحقیقات اپی ژنتیک راشل یهودا نشان داد که تروما می تواند ژن ها را تغییر دهد و به ارث برسد. برای مثال، کودکان بازماندگان هولوکاست، ژنهای مرتبط با استرس را حتی بدون قرار گرفتن در معرض مستقیم تروما نشان میدهند.
در کارم، الگوهای بین نسلی مانند فرزندپروری مستبدانه، طرز فکر کمبود، فشار موفقیت، سرکوب عاطفی، سوء استفاده و اعتیاد به الکل را در نسلها مشاهده کردهام. این مسائل اغلب با سکوت مواجه میشوند – یک مکانیسم منسوخ شده برای مقابله در جنوب آسیا. تحقیق در مورد بازماندگان هولوکاست سوالاتی را در مورد تأثیرات بین نسلی و اپی ژنتیکی مشابه بر سایر جمعیت ها، مانند آنهایی که تحت تأثیر تقسیم سال 1947 قرار گرفتند، که باعث آواره شدن 12 تا 20 میلیون نفر، خشونت گسترده و تعمیق خصومت های مذهبی در هند و پاکستان کنونی شد، ایجاد می کند.
“تجزیه سال 1947 بزرگترین مهاجرت دسته جمعی در تاریخ بود، و با این حال در مورد تلفات بهداشت روانی که بر بازماندگان و خانواده های آنها وارد شد، بسیار اندک نوشته شده است.” -دکتر عماره خالد، روانشناس بالینی
دکتر عماره خالد یک روانشناس بالینی از ایلینوی است که در درمان افراد، زوج ها و خانواده ها در زمینه های مختلف فعالیت می کند. دکتر خالد با اختلالات خلقی، مسائل مربوط به رابطه، انتقال زندگی، حمایت BIPOC و LGBTQIA+، غم و اندوه و موارد دیگر کار می کند. او که به زبانهای انگلیسی و اردو/هندی مسلط است، به چالشهای سلامت روان مرتبط با بیثباتی آب و هوا میپردازد و در حال نوشتن کتابی درباره آسیبهای بین نسلی از تقسیم جنوب آسیا در سال ۱۹۴۷ است.
منبع: عماره خالد /با اجازه استفاده می شود
دکتر عماره خالد، یک روانشناس SA پاکستانی الاصل در شیکاگو، از درمان بین فرهنگی استعمارزدایی شده و مدل سیستم خانواده بوونین برای کمک به مراجعان برای ردیابی مسائلی مانند اعتیاد به الکل، خشونت جنسیتی، اضطراب، افسردگی و تروما استفاده می کند. او استدلال می کند که “احساس امروز یک فرد می تواند ریشه در احساس دیروز اجداد آنها داشته باشد” و اینکه الگوهای آسیب بین نسلی نه تنها به دلیل رفتارهای آموخته شده بلکه به دلیل ژنتیک نیز باقی می مانند.
مطالعه تأثیر سلامت روانی پارتیشن برای خالد عمیقاً شخصی است. خانواده او، مانند بسیاری از افراد، در طول تقسیم از مرزها عبور کردند و پدربزرگ و مادربزرگ پدری او در پاکستان ماندند و پدربزرگ و مادربزرگ مادری او در نهایت به ایالات متحده مهاجرت کردند. یک کشور جدید تحت سلطه مسلمانان.» خالد خاطرنشان میکند که در حالی که برخی آشکارا تجربیات خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند، برخی دیگر در تلاش هستند تا از وحشت صحبت کنند و برخی آسیبهای روحی خود را کاملاً سرکوب میکنند.
با توجه به پیوندهای قوی او با پارتیشن، کار خودش با مشتریان و همچنین تحقیقات محدود، خالد تصمیم گرفت کتابی درباره تأثیر این رویداد عظیم بر سلامت روان بنویسد. او داستان هایی را از نسل دوم، سوم و چهارم خانواده هایی که تحت تأثیر این تقسیم قرار گرفته بودند، جمع آوری کرد، از جمله صحنه های خشونت مانند تیراندازی به کودکان، تجاوز به زنان و زنده سوزاندن قطارهای مهاجران.
او خاطرنشان می کند که بسیاری از مردم معتقد بودند که عبور از مرز موقتی است و فکر می کردند که می توانند برای بازیابی وسایل و خداحافظی بازگردند. به آنها وعده صلح در میان هندوها، سیک ها و مسلمانان داده شده بود – اما این واقعیت نبود، و تأثیرات آن هنوز هم احساس می شود.
بخشهایی از جوانیام را در پارتیشن سایهای گذراندم که زندگی او را تحت تأثیر قرار داده بود و با این احساس که هر چقدر هم که او را دوست داشتم، و او هم مرا دوست داشت، بخشی از او در سال 1947 برای همیشه تغییر کرد و غیرقابل دسترس ماند. -دکتر شایلی جین، روانپزشک و متخصص تروما
در مصاحبه ای در سال 2020 با هندودکتر شایلی جین، متخصص تروما، تاریخچه فاجعه دوران تقسیم خانواده اش را به اشتراک گذاشت. پدربزرگ پدری او به قتل رسید و پدرش که در آن زمان 10 سال داشت، از خانه خود گریخت و به یک پناهنده و کودک کار در هند تبدیل شد. دو دهه بعد، او به انگلستان مهاجرت کرد، جایی که جین متولد و بزرگ شد.
دکتر شایلی جین دارای گواهی هیئت مدیره در روانپزشکی عمومی، با تخصص تخصصی در اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، مراقبت های تلفیقی بهداشت روانی و اولیه، و روانپزشکی سلامت زنان است. او استاد بالینی روانپزشکی و علوم رفتاری در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد است. او نویسنده کتاب تحسینشده تجاری غیرداستانی، ذهن ناگفته: داستانهای تروما و شفا از خط مقدم PTSD است.
منبع: Shaili Jain/ با اجازه استفاده شد
جین وقتی بزرگ شد، به یاد میآورد که خانوادهاش به ندرت از هند دیدن میکردند و هیچ عکس یا میراثی از پدربزرگ و مادربزرگ پدریاش نداشتند، “هیچ یادآوری فیزیکی از وجود آنها وجود نداشت – بنابراین، من با احساس جدایی از این تاریخ خانوادگی بزرگ شدم.” با این حال، جین معتقد است که آسیب های خانوادگی بر علاقه عمیق او به درک افکار، احساسات و رفتارها تأثیر گذاشته و در نهایت به شغل او به عنوان یک روانپزشک شکل می دهد.
کتاب او ذهن ناگفتنی گواهی بر آسیب های روحی خانواده او در طول تقسیم است. «بالاخره متوجه شدم که () پارتیشن، در تمام طول مدت، در زندگی و انتخاب های شغلی من نقش محوری داشته است، برای من منطقی بود که این داستان باید در قلب کتاب من باشد. احترام گذاشتن به داستان خانواده ام از این طریق برای من بسیار مهم بود.»
تاثیر بر نسل های جنوب آسیا
جین تحقیقات محدود در مورد تأثیرات چنین تراژدی عظیمی مانند تقسیم را به “سرکوب، تجزیه و انکار در سطح اجتماعی” نسبت می دهد. این نشان می دهد که چگونه SA ها تمایل دارند از بحث در مورد درد و رنج دوری کنند و بعداً از طریق مشکلات روحی یا جسمی هزینه آن را بپردازند.
او هشدار میدهد که «انکار جمعی» هزینه بالایی دارد. روش قدیمی در نهایت نتیجه معکوس میدهد. جین فرض میکند که «ترومای پردازشنشده احتمالاً منجر به مارپیچهای آتی خشونتهای جمعی در جنوب آسیا میشود، خشونتی که همچنان در قرن بیست و یکم بازنمایی میشود».
خالد، به نوبه خود، به اشتراک می گذارد که بسیاری از خانواده های هندو، سیک، و مسلمان هنوز تحت تعقیب قتل عام اجداد خود هستند. او مینویسد که این تقسیمبندی تأثیر مستقیمی بر نسل جنوب آسیاییهایی داشت که در آن زندگی کردند، از PTSD گرفته تا اعتیاد به مواد، فقر شدید و سوءتغذیه. همچنین به این معنی بود که نسلهای بعدی سنگینی بزرگ شدن در خانوادههای بدسرپرست یا با والدینی را که از نظر اقتصادی در حالت بقای ثابت قرار دارند و رنج میبرند از طرز فکر کمبود و هوشیاری بیش از حد در مورد تهدیدهای بالقوه برای وضعیت موجود، احساس میکنند.
این همچنین به “تلاش مداوم برای کمال، مبارزه با اعتیاد، اختلالات خوردن، مسائل دلبستگی و وابستگی مشترک” کمک می کند. به عنوان یک درمانگر سیستمی، خالد همچنین به بررسی «تأثیر استعمار، برتری سفیدپوستان، پدرسالاری و ظلم میشود که بسیاری از باورها و ارزشهای ذاتی را در خانواده آسیای جنوبی شکل داده و ادامه میدهد».
خالد به اشتراک میگذارد که چگونه تروما میتواند خود را بهعنوان «بارهای میراثی» (باورهایی که بین نسلها منتقل میشود)، طرز فکر کمبود، اضطراب و ترس از دست دادن، گسست فرهنگی، و شرم و پنهانکاری نشان دهد. همه این مسائل میتواند بر دیدگاههای سختگیرانه دیاسپوریک در مورد شغل، ازدواج، موقعیت اجتماعی، زمان و بهرهوری و امنیت مالی تأثیر بگذارد.
کار جین، خالد، و دیگران در تقویت موضوعاتی مانند پارتیشن میتواند ملاحظات درمان سلامت روان را به طور قابل توجهی تغییر دهد تا شامل رویدادهای نامطلوب اجدادی شود. تاریخ جنوب آسیا شامل بسیاری از رویدادهای تغییر دهنده زندگی است، مانند جنگ بنگلادش، جنگ هند و پاکستان، دیکتاتوری ایدی امین، و بلایای طبیعی مانند زلزله گجرات.
با تحقیقات بیشتر در مورد ترومای بین نسلی، متخصصان سلامت روان می توانند به SA ها کمک کنند تا افسردگی، اضطراب و خشم را درک کنند و به طور معناداری با آن مقابله کنند و در نهایت بار سنگینی را از بار اجدادی کم کنند.