[ad_1]

حل کنیم یا نه؟ برای 70 درصد از آمریکایی ها، این حتی یک سوال نیست (نگاه کنید به: پیو، 2024). تصمیمات سال نو می تواند مانند مجموعه ای دیگر از انتظارات در پایان فصلی از انتظارات و خواسته ها باشد. تصمیمات سال نو، برای بسیاری از کسانی که آنها را کنار گذاشتهاند، میتواند راه دیگری باشد که ما خودمان را ناامید میکنیم. و اصلاً فشار برای تصمیمگیری میتواند راه دیگری باشد که ما غرق در بایدها هستیم.
برای ورزشکاران و سایر افراد با عملکرد بالا، سال نو ممکن است زمان مناسبی برای هدف گذاری نباشد. این زمان بهینه ممکن است بیشتر حول فصل های مسابقه یا چرخه های تمرینی باشد.
اما برای کسانی که تصمیمات سال نو را انتخاب می کنند، مفید است که با خود و سیستم عصبی خود مانند یک ورزشکار با عملکرد بالا رفتار کنند – که کمتر از آن چیزی که به نظر می رسد ترسناک است.
ورزشکاران برای پیشرفت به اهداف نیاز دارند، زیرا اهداف تمرکز ما را جهت می دهند. بهترین اهداف آنهایی هستند که انرژی ما را به سمت آنچه تحت کنترل ما است هدایت می کنند و فضایی را برای پذیرش آنچه در کنترل ما نیست ایجاد می کنند.
ممکن است در مورد اهداف SMART شنیده باشید: تعیین اهداف خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مرتبط و محدود به زمان. مثلاً “برنده شدن در بازی” قابل اندازه گیری و مرتبط و محدود به زمان است، اما واقعاً مشخص نیست. این خاص نیست زیرا نتیجه ای نیست که ما کنترل خاصی روی آن داشته باشیم. در واقع، بیشتر عوامل مربوط به برنده شدن خارج از کنترل ما هستند: آنچه رقابت انجام می دهد، آنچه مسئولان انجام می دهند.
یک رویکرد خاصتر از ورزشکاران میخواهد تا مشخص کنند که میخواهند با هم چه کاری انجام دهند – یا روی آن کار کنند – در رویدادی که در دست است و چگونه میخواهند به چالشها، تهدیدها و موانع پاسخ دهند – از درون و بیرون. از بین خودمان و از رقابت ما و سایر عوامل خارجی.
اینجاست که تحقیقات گابریل اوتینگن روانشناس مطرح می شود. اوتینگن دهه ها را صرف بررسی این موضوع کرده است که چرا برخی از افراد به آنچه قصد دستیابی به آن را دارند می رسند و برخی دیگر به آن دست نمی یابند. او متوجه میشود که بسیاری از پیامهایی که در مورد هدفگذاری دریافت میکنیم، ما را تشویق میکند که مثبت فکر کنیم و حتی ما را از فکر کردن به موانع و تهدیدها منصرف میکند. و اگر به طور مشخص و واضح خود را برای موانع و تهدیدها آماده نکنیم، سیستم عصبی ما می تواند کنترل را به دست بگیرد و ما را به جنگ، فرار یا تا حدودی تعطیلی بفرستد.
Oettingen رویکرد WOOP را برای هدف گذاری پیشنهاد می کند نه لزوما به عنوان جایگزینی برای اهداف SMART بلکه به عنوان مکمل. اهداف WOOP شامل آرزو کردن، تصویر کردن یک نتیجه دلخواه، آماده شدن برای موانع خاص و ایجاد یک برنامه است.
به تصویر کشیدن موانع و تهدیدها با جزئیات واضح می تواند ناراحت کننده و حتی فعال کننده باشد. اما تصور کردن موانع و تهدیدها لزوماً به معنای به تصویر کشیدن شکست نیست. این بدان معنی است که سیستم عصبی ما را آماده می کنیم تا در مناطق بهینه عملکرد خود باقی بمانیم، حتی وقتی تهدیدی را درک می کنیم. تصویر کردن موانع از ما میخواهد برنامهریزی کنیم که چگونه میخواهیم به آنها واکنش نشان دهیم و در مواجهه با آن موانع چه چیزی در کنترل ما است – حتی اگر آنچه در کنترل ما است بسیار کوچک به نظر برسد، مانند طول بازدم نسبت به طول دم. ، یا کیفیت تماس چشمی ما با یک هم تیمی قابل اعتماد یا شخص پشتیبانی.
اگر تصمیم دارید تصمیمات سال نو را تنظیم کنید، ممکن است رویکرد SMART را با روش WOOP تکمیل کنید، و به خودتان فضایی بدهید تا احساس کنید آرزوی شما چیست و همچنین آنچه ممکن است در تلاشهایتان با شما مخالفت کند، و برخی از ابزارها را در برنامه خود بگنجانید. برای تنظیم سیستم عصبی خود در هنگام برخورد با آن موانع به طوری که بتوانید انرژی خود را به آنچه در کنترل شما است برگردانید.
[ad_2]