13:27 - 2025/04/19

تاریخ تروما بهانه ای برای سوءاستفاده نیست

[ad_1] مالیا گفت: “شاید اگر من او را عصبانی نمی کردم ، او مثل این رفتار نمی کرد.” “او در دوران کودکی آسیب های زیادی داشته است. من باید می دانستم که این او را ناراحت می کند.” من گفتم: “شما همان بهانه هایی را ا...

تاریخ تروما بهانه ای برای سوءاستفاده نیست

[ad_1]

مالیا گفت: “شاید اگر من او را عصبانی نمی کردم ، او مثل این رفتار نمی کرد.” “او در دوران کودکی آسیب های زیادی داشته است. من باید می دانستم که این او را ناراحت می کند.”

من گفتم: “شما همان بهانه هایی را انجام می دهید که برای رفتار والدین خود انجام داده اید.”

مشتری من به من خیره شد ، چشمان گسترده. او گفت: “اوه من … حق با توست” ، هرگز نگاهم را نمی شکند.

من به عنوان یک درمانگر که با بازماندگان خشونت شریک خانگی و صمیمی و همچنین یک بازمانده از خود کار می کند ، متوجه می شوم که بسیاری از ما همان بهانه ها را برای کسانی که به ما آسیب رسانده اند تکرار می کنند و توجیه سوءاستفاده با عباراتی مانند “آنها فقط استرس دارند ،” یا “شاید اگر من آنها را دیوانه نکرده بودم.” این عقلانیت ها غالباً آینه هایی را که ما از آنها به عنوان کودکان در خانه های ناکارآمد استفاده می کردیم ، آینه می کند: “پدر فریاد می زند زیرا او خیلی سخت کار می کند ،” یا “مامان ما را ترک کرد زیرا ما خیلی سخت هستیم.”

بازماندگان در خانه های خشونت آمیز غالباً هرج و مرج و سوءاستفاده را عادی می کنند و بهانه هایی را برای انکار یا فکری تجربیات خود ایجاد می کنند

این فیلمنامه بهانه ای و سرزنش خود که در دوران کودکی اتخاذ می کنیم ناپدید نمی شود. در عوض در روابط بزرگسالان دوباره تکرار می شود و تشخیص و تصدیق سوء استفاده را هنگام اتفاق برای ما در بزرگسالی سخت تر می کند. من متوجه می شوم که بازماندگان همان بهانه هایی را برای کسانی که در بزرگسالی به آنها آسیب می رسانند ، همانطور که در دوران کودکی به آنها آسیب می رساند.

دقیقاً مانند مالیا ، وقتی شرط می کنیم بهانه رفتارهای بد را بهانه کنیم ، این شرط با رسیدن به بزرگسالی به پایان نمی رسد. من می فهمم ، زیرا من آن را زندگی کردم ، و من همین بهانه ها را انجام دادم که شرکای بدخواه با من رفتار بی احترامی یا حتی بی رحمانه رفتار کردند ، رفتارهایی که احساس می کردند برای من به عنوان یک بازمانده جوان بسیار آشنا هستند.

سیستم های عصبی ما سیمی می شوند تا به دنبال پویایی آشنا باشند ، حتی اگر این پویایی ها مضر باشند. برخی در ادامه به سوءاستفاده مشابه بزرگسالان می پردازند. دیگران ، بدون مداخله ، ممکن است خود رفتارهای توهین آمیز را اتخاذ کنند ، نه به این دلیل که تروما است نیروها آنها به آنها ، اما به این دلیل که درک آنها از نحوه عملکرد روابط را شکل می دهد. هنگامی که خشونت یا دستکاری همه آنچه را که می شناسید ، می تواند به یک پاسخ پیش فرض تبدیل شود – به ویژه در لحظه های ترس ، عصبانیت یا اضافه بار عاطفی.

داشتن یک تاریخ آسیب زا بهانه ای برای رفتارهای توهین آمیز نیست

من در کسانی که در خانه های کودکی خود خشونت خانگی را تجربه کرده اند و کسانی که به تجربه خود می روند یا حتی این الگوهای مشابه را در روابط تجربه می کنند ، مشاهده می کنم. تحقیقات نشان می دهد که تروما حل نشده می تواند واکنش پذیری و تحریف درک تهدید را افزایش دهد ، تمام رفتارهای بقا که زمانی ما را از آسیب دیدگی محافظت می کردند.1،2به همین ترتیب ، تروما و سوءاستفاده در دوران کودکی می تواند ما را در بزرگسالی مکانیسم های مقابله ای ناسالم نشان دهیم و به احتمال زیاد دچار اختلال در تنظیم عاطفی می شویم. تمام مواد تشکیل دهنده الگوهای روابط مخرب.

و در حالی که داشتن سابقه تروما باعث افزایش احتمال بروز رفتارهای بد یا حتی سوءاستفاده مانند خشونت خانگی می شود ، این بهانه ای برای رفتارهای سوءاستفاده نیست.1،2 مطمئناً داشتن سابقه تروما ممکن است واکنش های خاصی را توضیح دهد ، اما این آسیب را توجیه نمی کند. ما باید در بزرگسالی مالکیت و مسئولیت رفتارهای خود را بر عهده بگیریم.

برای ترویج ایمنی و پشتیبانی از بازماندگان ، تغییر سیستمیک مورد نیاز است

بازماندگان می توانند تبدیل به چرخه شکن شوند ، اما تنها در صورتی که پشتیبانی مورد نیاز خود را داشته باشند. حمایت از سلامت روان که در دسترس است ، قوانین و حمایت های قانونی که اعتبار بازماندگان را تأیید می کند و واقعیت های تجربیات زندگی خود را تصدیق می کند ، و کاهش ننگ های اجتماعی علیه بازماندگان می تواند همه کمک کند تا چرخه خشونت و سوءاستفاده را متوقف کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان