در یک مقاله بررسی 2024 (“روانشناسی فرهنگی: فراتر از شرق و غرب”) ، کیتایاما و سالوادور چندین دهه از یافته ها را در روانشناسی تطبیقی در فرهنگ ها خلاصه می کنند. جالب اینجاست که معنای بحث و بیان عاطفی در سراسر جهان متفاوت است. آنها می نویسند:
“این شواهد نشان می دهد که هندی ها صرفاً برای تأثیرگذاری بر دیگران و تحمیل دیدگاه های خود به دیگران درگیر استدلال نمی شوند. در عوض ، آنها با هدف کمک به دیگران و اطمینان از اینکه دیگران از استدلال های خود بهره مند می شوند ، استدلال می کنند. سبک استدلال در مباحثات هند ، بر خلاف فرضیات متداول مرتبط با بحث در زمینه های غربی تمایل به اجتماعی تر دارد (ساویانی و همکاران 2011) … یک بینش مهم فرهنگی از آسیای جنوبی این است که استدلال و شناخت تحلیلی که می تواند باشد جنبه های مهم روابط اجتماعی وابسته به یکدیگر …
(در ایالات متحده) استدلال به طور معمول برای شکست مخالفان در بحث استفاده می شود ، و شناخت تحلیلی به عنوان یک مهارت شخصی و نه یک منبع اجتماعی تلقی می شود. “
تمایل آسیای جنوبی به استدلال و موفقیت آنها در استدلال (احتمالاً با تمرکز اساسی بر “استدلال اجتماعی”) به عنوان یکی از دلایلی است که بسیاری از آنها نقش رهبری در تجارت در ایالات متحده را به عهده گرفته اند (شخصاً ، من فکر می کنم درجه “استدلال اجتماعی” متفاوت است به طور قابل توجهی در آسیای جنوبی – آسیایی های جنوبی مطمئناً سهم خود را از استدلال های ضد اجتماعی ، از آنچه من دیده ام ، دارند.)
آمریکای لاتین تمایل دارند که بیشتر از احساسات وابسته (پیوستن) به یکدیگر ابراز کنند ، در حالی که افراد در غرب ابراز بیشتری از احساسات فردگرایانه (تمایز) دارند. آسیایی های شرقی تمایل به بیان کمتر احساسات مثبت دارند ، بلکه به جای فردگرایی بر وابستگی متقابل نیز متمرکز شده اند.
این معانی فرهنگی بحث و بیان عاطفی از اهمیت عظیمی برخوردار است ، به خصوص در “گلدان ذوب” آمریکا ، که در آن افراد از فرهنگ های مختلف می توانند از یکدیگر دور شوند و یاد بگیرند ، و همچنین در ترکیب اجتماعی آسیب می بینند.
دبورا تانن ، استاد برجسته زبانشناسی در دانشگاه جرج تاون ، منتشر شد فرهنگ استدلال: متوقف کردن جنگ کلمات آمریکا در سال 1999. او می نویسد ،
“فرهنگ استدلال ما را ترغیب می کند تا به جهان و افراد موجود در آن نزدیک شویم-در یک قاب ذهن مخالف. این فرض بر این فرض استوار است که مخالفت بهترین راه برای انجام هر کاری است: درگیری و مخالفت به همان اندازه همکاری و توافق ضروری است ، اما مقیاس از تعادل خارج است ، با درگیری و مخالفت بیش از حد. “
از سال 1999 ، من فکر می کنم “فرهنگ استدلال” در رسانه های اجتماعی و سیاست های حزبی به “حمله و فرهنگ نابودی” تبدیل شده است. از مباحث آمریكا برای تقویت فردگرایی شدید ، جناح گرایی ، قدرت اجتماعی و تسلط استفاده شده است. این امر انسجام فرهنگی ، ایمنی ، سلامت روان و بهزیستی اجتماعی را تهدید می کند.
زبان تهاجمی در حوزه عمومی ، خصومت را تقویت کرده و خشم خود را به اقلیت ها ، گروه های مهاجر ، مهاجران و زنان متمرکز کرده است. به اصطلاح “فرهنگ لغو” از فعالیت های آنلاین ، به طور علنی شرمنده یا تهدید به شرمساری بسیاری شده است. برای افراد مشاغل و مشاغل شرکت های خود هزینه می کند. و رئیس جمهور ترامپ ، معاون رئیس جمهور ونس ، و الون مسک تصمیم به “لغو” برنامه های تنوع ، آژانس های فدرال و اتحادهای بین المللی که قبلاً پایدار بودند با استفاده از این استدلال مبنی بر اینکه این برنامه ها از تعالی جلوگیری می کنند ، نمونه هایی از “زباله ، کلاهبرداری و سوءاستفاده است. “یا دیگر به نفع آمریکا نیست.
برنامه های تنوع بر اساس داده های مربوط به تأثیر تعصب ، از جمله استدلال های ایجاد شده در براون در مقابل هیئت آموزش (1954). تاکنون ، دولت ترامپ هیچ استدلال حقوقی برای مواضع خود در برابر برنامه های تنوع و واشنگتن پست نشان داده است که پس انداز هزینه از “زباله ، کلاهبرداری و سوءاستفاده” توسط تیم ماسک بسیار اغراق شده است.
“حمله و نابودی فرهنگ” از قدرت استفاده می کند ، که توسط جامعه شناسان به عنوان توانایی تأثیرگذاری بر دیگران تعریف شده است ، بر خلاف همدلی. Wade Nobles یک قدم جلوتر رفت و قدرت را به عنوان “توانایی تعریف واقعیت و اینکه دیگران به آن تعریف پاسخ دهند ، گویی که خودشان است” تعریف کرد. تغییر نام ترامپ در خلیج مکزیک و دنالی نمونه های روشنی از تلاش برای “تعریف واقعیت” توسط فیات است. با انجام این کار ، ترامپ واقعیت ساخته شده بر تاریخ و اجماع را “حمله و از بین می برد”.
“تعریف واقعیت” و تأثیرگذاری بر دیگران شامل زبان ، ترغیب ، بحث ، روابط و روانشناسی انبوه است. برای کسانی که دارای جهت گیری تسلط اجتماعی (SDO) هستند ، این به معنای تعریف سلسله مراتب و گروههای فرعی است – به جای ارتقاء نزدیکی.
در “حمله و نابودی فرهنگ” ، یک حزب در صدد است تا خود را به عنوان یک جنگجو قهرمانانه که در حال مبارزه با شرورهای فاسد است ، به تصویر بکشد. چندین دفاع روانشناختی ، تحریفات شناختی و شیوه های قدرت در حوزه عمومی از جمله تقسیم ، تفکر سیاه و سفید ، کلاهبرداری و خود تحقق با شکوه با تحقیر دیگران آشکار می شوند.
حق مشروطه ما برای آزادی بیان بخشی از DNA فرهنگی ما است. گفتار آزاد ، انجمن رایگان و مجمع رایگان به ما کمک می کند تا یاد بگیریم و رشد کنیم. همیشه می توان الگوهای قدیمی خود را برای داشتن تجربیات جدید و درک جدید جهان و یکدیگر تغییر داد. چه معنایی برای بحث و بیان عاطفی برای تقویت انتخاب خواهیم کرد؟
آیا از آنها برای “ایجاد یک اتحادیه کامل تر” و حتی جامعه ای استفاده می شود که بتوانیم بهترین فردگرایی و وابستگی متقابل را بیان کنیم؟
یا آیا بحث و بیان عاطفی ما را در یک مارپیچ رو به پایین غیرقابل جبران به دور از تمام مزایایی که اتحادیه کامل تر ممکن است به همراه داشته باشد ، در برابر یکدیگر قرار می دهد؟
سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی ما به پاسخ های فردی و جمعی ما به این سؤالات و ضروریات بستگی دارد.
© 2025 راوی چاندرا ، دکتر ، dfapa