20:34 - 2025/02/15

برای اخراج از ذهن خود چه کسی نیاز دارید؟

[ad_1] من هرگز نمایش را تماشا نکرده ام مردان دیوانه ، اما من نیازی به زمینه کامل نمایش ندارم تا بدانم مبادله زیر چقدر قدرتمند بوده است: مایکل: “من برای شما احساس بدی می کنم.” دون: “من اصلاً به شما فکر نمی کنم.” به ...

برای اخراج از ذهن خود چه کسی نیاز دارید؟

[ad_1]

من هرگز نمایش را تماشا نکرده ام مردان دیوانه ، اما من نیازی به زمینه کامل نمایش ندارم تا بدانم مبادله زیر چقدر قدرتمند بوده است:

مایکل: “من برای شما احساس بدی می کنم.”

دون: “من اصلاً به شما فکر نمی کنم.”

به نظر می رسد که مایکل در حال ابراز همدلی یا همدردی است ، یا احتمالاً در تلاش است تا دون احساس گناه یا شرم کند. از طرف دیگر ، دون مرز مشخصی را تنظیم می کند که مایکل اجازه نمی دهد هیچ یک از فضای ذهنی خود را به دست بگیرد.

من تصور می کنم این یک تبادل دوستانه بین این شخصیت ها نیست و احتمالاً مهارت های ارتباطی بی فایده از هر دو وجود دارد. با این وجود ، دون در محدود کردن میزان املاک و مستغلات ذهنی به دیگران اجازه می دهد تا به دیگران در ذهن خود بپردازند. این مهارت ممکن است به نفع شما باشد.

به همان اندازه که سعی می کنید به چیزی یا کسی فکر نکنید ، یا در مورد آنها متفاوت فکر نکنید ، چه کسی (یا چه) تمایل دارید که به آن شایعه کنید؟

مشتریان اغلب به اشتراک می گذارند که نمی توانند از فکر کردن در مورد کارفرمایان ، همکاران ، شرکا ، فرزندان ، دوستان و دیگران خودداری کنند. آنها تمایل دارند که در نگرانی از اقدامات یا اهداف شخص یا گروه دیگر احساس “گیر” کنند. اگرچه همیشه دلایل فردی برای این نگرانی وجود دارد ، اما اغلب موضوع مشترک احساس از دست دادن کنترل به نوعی وجود دارد. شما ممکن است چیزی شبیه به این را نیز تجربه کرده باشید. شاید رئیس شما برای شما و کار شما بسیار مهم بوده است (از دست دادن احساس امنیت). شاید دوست شما از رسیدن به شما دست نکشید و مطمئن نیستید که چرا (از دست دادن اتصال). یا شاید شریک زندگی شما به اعتماد به نفس شما خیانت کند و به نظر نمی رسد که شما تحت تأثیر آن قرار بگیرید (از دست دادن اعتماد).

آیا احساس می کنید احساس خوبی برای کنترل دارید که چه کسی فضای ذهنی شما را می گیرد؟

چه چیزی می توانید واقعاً کنترل کنید؟

این یک واقعیت است که شما در کنترل کامل زندگی خود نیستید. شما هنگام سردرد ، هنگامی که در ترافیک گیر می کنید ، یا هنگامی که طوفان برفی شما را مجبور می کند برنامه های خود را لغو کنید ، انتخاب نمی کنید. با این وجود ، بسیاری از قسمت های زندگی ما وجود دارد که می توانیم کنترل برخی از آنها را انجام دهیم. به عنوان مثال ، شما می توانید خانه خود را به اندازه کافی زود ترک کنید تا حتی اگر در ترافیک گیر بیفتید ، باز هم به موقع آن را خواهید کرد. یا می توانید مطمئن باشید که به اندازه کافی آب می نوشید تا به کاهش احتمال سردرد کمک کند. یا ممکن است شما بتوانید برنامه های خود را برای مجازی بودن تغییر دهید تا بتوانید حتی در حالی که برف است ، با دیگران ارتباط برقرار کنید.

اما هنگام برخورد با افراد دیگر گزینه های کمتری برای کنترل دارید ، این بدان معنی است که ممکن است کنترل خود را بر میزان فضای ذهنی خود که به دیگران اجازه می دهید از آن استفاده کنید ، خودداری کنید. مدتی وقت بگذارید تا در تمام زمینه های زندگی خود به روابط خود تأمل کنید. از چه روشهایی از کنترل خودداری می کنید یا فرض می کنید چیزها ناامید هستند؟

بازتاب

لحظه ای تصور کنید که یک ساختار (به عنوان مثال ، خانه ، چادر و غیره) یا منطقه (به عنوان مثال ، خیابان با بسیاری از خانه ها) که در ذهن شما وجود دارد ، تصور کنید. فضایی که خود را صدا می کنید.

ممکن است اتاقی داشته باشید که روی سرگرمی های شما ، اتاقی برای دوران کودکی ، اتاقی برای روابط ، اتاق برای رویاهای خود و غیره تمرکز کند.

چه مقدار از املاک و مستغلات ذهنی خود را به دیگران اجازه داده اید که اشغال کنند؟ آنها کی هستند؟

  • آیا والدین و انتقاد آنها در ذهن شما زندگی می کنند و آیا وقتی شروع به شک و تردید خود می کنید ، صدای آنها را می شنوید؟
  • آیا شخص دیگری به طور مرتب می تواند در خانه یا خیابان شما فضا را بگیرد؟
  • آیا شما آنها را به طور فعال دعوت کرده اید یا احساس می کنید که به تنهایی حرکت می کنند؟
  • دیگران با گرفتن فضای در پناهگاه ذهنی شما چه فایده ای دارند؟
  • چه فایده ای برای اخراج آنها دارد؟
  • تصور کنید که اگر آنها نتوانستند آن فضا را در ذهن شما بگیرند ، چه احساسی خواهد داشت.

خود را انتخاب کنید

ای کاش می توانستم بگویم که یک روش تضمین شده وجود دارد که دیگر اجازه ندهید که آن شخص در ذهن شما فضای خود را بگیرد ، اما شما نیاز به تصمیم گیری و آزمایش فرضیه هایی در مورد چگونگی تعیین مرزها در فضای ذهنی خود دارید.

ممکن است وقتی صدای آنها را در ذهن خود می شنوید یا وقتی که افکار شما به سمت آنها تغییر می کند ، متوجه شوید.

وقتی افکار شما به سمت آنها تغییر می کند ، ممکن است به خودتان بگویید ، “من به طور جدی تصمیم می گیرم که به شما اجازه ندهم فضای ذهنی من را بپذیرید.” یا ممکن است خود را با عباراتی مانند “” من تصمیم می گیرم که روی من تمرکز کنم و آنچه تصمیم می گیرم برای من سالم باشد ، تشویق کنید. “

این احتمالاً تمرین خواهد کرد و 100 درصد موفق نخواهد بود. آن شخص یا گروهی از افراد ممکن است در مواقع ناخواسته به ذهن شما ادامه دهند ، اما احتمالاً تفاوت در این که احساس می کند داشتن آن شخص به عنوان یک بازدید کننده بر خلاف کسی که همیشه در ذهن شما زندگی می کند ، وجود خواهد داشت.

مرزهای ضروری خواندن

در نظر بگیرید که چگونه ممکن است فضای ذهنی خود را پس بگیرید تا بتوانید به طور فعال انتخاب کنید که چه کسی وقت خود را صرف فکر کردن می کنید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان