01:35 - 2025/04/22

بدون کندتر کندتر می شوید

[ad_1] امروز صبح متوجه شدم که خیلی سریع قدم می زنم. در راه من بود. دیر نکردم وقتی معمولاً ترک می کنم ، آپارتمان را ترک کردم و به خودم فرصت زیادی می دادم تا به مترو بروم ، قطار را بگیرم و به دفتر خود برسم. نیازی به عجله نبود. با این وجود ،...

بدون کندتر کندتر می شوید

[ad_1]

امروز صبح متوجه شدم که خیلی سریع قدم می زنم.

در راه من بود. دیر نکردم وقتی معمولاً ترک می کنم ، آپارتمان را ترک کردم و به خودم فرصت زیادی می دادم تا به مترو بروم ، قطار را بگیرم و به دفتر خود برسم. نیازی به عجله نبود. با این وجود ، بعد از رفتن به چند بلوک ، متوجه شدم که عملاً در حال دویدن هستم. پاهای من آنقدر سریع حرکت می کرد که من در حالی که در خیابان حرکت می کردم به جلو خم می شدم – برخلاف موقعیتی که دونده جاده هنگام ترک Wile E. Coyote در گرد و غبار می گیرد. به جلو ، حرکت پاها. این احساس ناراحت کننده از عجله ، شاید حتی اضطراب به من می داد. من احتمالاً خیلی راه می روم. اما امروز متوجه شدم.

شاید امروز توجه من را به دلیل چیزی که اخیراً در مورد پیاده روی ذهن آگاهانه در کلاسیک جان کابات-زین ، “هر کجا که بروید ، آنجا خوانده ام ، توجه کرده است: در آنجا هستید: مراقبه ذهن آگاهی در زندگی روزمره.” قبلاً فکر می کردم ذهن آگاهی چیزی است که شما در بالای کوه تمرین کرده اید ، یا حداقل روی یک بالش نرم در یک اتاق آرام. در کتاب خود ، کابات زین ، دانشمند آموزش دیده MIT که کلینیک کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را در دانشگاه ماساچوست آغاز کرد ، من را از این ایده دور کرد. او می گوید که شما می توانید ذهن آگاهی را تمرین کنید – یعنی آگاهانه و هدفمند متوجه آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد – در حالی که تقریباً هر کاری انجام می دهید. از جمله راه رفتن در حقیقت ، او یک فصل کامل در مورد پیاده روی ذهن آگاهانه دارد.

به گفته کبت زین ، ما کارهای زیادی مانند تنفس و راه رفتن انجام می دهیم ، بدون اینکه واقعاً متوجه شویم که آنها را انجام می دهیم. اما افرادی که مدیتیشن ذهن را تمرین می کنند و آموزش می دهند ، نشان می دهند که توجه به این موارد می تواند مفید باشد. از آنجا که این را در پیاده روی به یاد آوردم ، سعی کردم متوجه شوم که چگونه قدم می زنم. اولین چیزی که من متوجه شدم این بود که قبل از اینکه پای جلوی من راه خود را به پایان برساند ، پای عقب خود را به جلو می چرخیدم. من اساساً قدم را کوتاه می کردم و پیاده روی خود را عجله می کردم. درست در آن زمان و در آنجا ، من سعی کردم قبل از شروع مرحله بعدی ، قدم را به پشت بکشم. من چند بار این کار را کردم. من بلافاصله احساس آهسته تر ، شاید حتی آرام تر احساس کردم. سپس متوجه شدم که چگونه و وقتی پای من به پیاده رو حمله می کند. من سعی کردم تمام حرکت پای خود را احساس کنم ، با شروع اعتصاب پاشنه من ، سپس خم مچ پا ، سپس رول روی توپ ، و در آخر فرود و بلند کردن انگشتان پا. بعد از گذشت حدود پنج قدم ، تقریباً احساس کردم که می رقصم. من به طرز چشمگیری احساس سبک کردم. من همزمان با معمول به دفتر رسیدم. تنها تفاوت این بود که لبخند می زدم.

آموزش در مراقبه آگاهانه اغلب بر تنفس متمرکز است – توجه به احساس جریان هوا در داخل و خارج از سوراخ بینی و ظهور و سقوط شکم های ما. این یک چیز عالی است که باید توجه کنید. اما ما می توانیم هر چیزی را متوجه شویم ، از روشی که ما غذا می خوریم و می خوریم ، تا روشی که می نشینیم ، تا آنچه می شنویم. چند بار در جایی رانندگی می کنیم و به سختی متوجه می شویم که چه چیزی را در راه می گذرانیم ، یا بدون اینکه متوجه صداهای اطرافمان شویم ، در خیابان قدم می زنیم؟ این برای من همیشه اتفاق می افتد.

توجه من در پیاده روی من احساس کند شدن را به من داد. این منطقی است ، از آنجا که من به خودم اجازه می دادم از قسمت های مؤلفه عملی که قبلاً تاری بوده است آگاه باشم. توجه به مراحل درگیر در هر چیزی می تواند حس کند شدن را به ما بدهد. همچنین می تواند ما را نسبت به آن مراحل آگاه تر کند و احتمال اینکه آنها را به یاد بیاوریم ، افزایش می یابد. من برای همیشه فراموش می کنم که آیا در را قفل کرده ام یا جایی که تلفن خود را پایین می آورم. اگر بیشتر به مؤلفه های اقدامات خود توجه داشته باشم ، یک فرصت خوب وجود دارد که احتمالاً آنها را به خاطر بسپارم. این به خودی خود ممکن است اضطراب را کاهش دهد.

در پایان ، برای من بسیار مهم بود که متوجه شوم که من برای کار دیر نشده ام. توجه به راه رفتن ، طولانی تر شدن قدم و احساس مراحل من باعث کند شدن من نشد. آن فقط احساس مثل آن من احساس کند شدن ، لذت حضور در لحظه و کاهش اضطراب را بدون اینکه به هیچ وجه تأثیر بگذارم ، احساس کردم. مطمئناً ، من می توانم در روز خود برای استراحت و مدیتیشن وقت بیشتری بگذارم ، اما می توانم در طول رفت و آمد معمول صبح خود از ذهن آگاهی نیز بهره مند شوم. چه ترفند خوبی!

به هیچ وجه نمی توانم خودم را مجبور کنم که تمام روز مراقب باشم. من حتی نمی خواهم امتحان کنم. درعوض ، من سعی می کنم کاری را که امروز انجام داده ام انجام دهم – به خودم اجازه دهم وقتی احساس اضطراب یا عجله یا از بازی خود می کنم ، نسبت به هر کاری که انجام می دهم بیشتر مراقب باشم. سپس می توانم از این ابزار استفاده کنم تا به هر کاری که انجام می دهم توجه کنم تا در لحظه باشم و کند شود. هیچ کس حتی لازم نیست بداند که من این کار را انجام می دهم. من نمی توانم صبر کنم تا ببینم کجا ممکن است آن را امتحان کنم!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان