در آخرین دیدگاه پزشکی قانونی خود، دیدیم که برخی از الگوهای ذهنی که در ذهن خود ایجاد می کنیم ممکن است در ابتدا درست به نظر برسند، اما در واقع ممکن است در نهایت به شدت نادرست باشند. در این پست، بیایید ببینیم چگونه می توانیم از این وضعیت در زمینه ای که برای بسیاری از مردم اهمیت زیادی دارد جلوگیری کنیم: برخورد با کسانی که تمایلات ضد اجتماعی دارند.
درک تحلیل های گشتالتی و ویژگی فشرده
از نظر شناختی، انسانها بر روی یک زنجیره بین تحلیلهای ویژگی فشرده (FI) و گشتالت (G) عمل میکنند. پردازش شناختی FI به ما امکان می دهد تا عناصر موقعیت های داده شده را با توجه به ویژگی های خاص آن عناصر به صورت مجزا ارزیابی کنیم و در ارزیابی آن عناصر بسیار مهم است. پردازش G بسیار سریعتر و در نتیجه تلاش کمتری نسبت به پردازش FI است، زیرا در پردازش G، کل یک الگوی معین را بررسی میکنیم، گشتالتی که با آن روبرو هستیم، با توجه بسیار محدود به ویژگیهای فردی آن الگو.
پردازش G برای شکلدهی ایدههای کلی گستردهای برای ما ضروری است، اما وقتی از پردازش G در موقعیتهایی استفاده میکنیم که پردازش FI واقعاً ضروری است، معمولاً اشتباهات زیادی مرتکب میشویم (شارپس، 2003، 2022a,b). به نظر میرسد که این امر پردازش FI را در بیشتر موقعیتها به بهترین شکل ممکن میسازد. با وجود اینکه تلاش بیشتری است، اما به ما امکان می دهد تا درک بهتری از عناصر مهم هر موقعیتی به دست آوریم.
با این حال، تمرکز شدید روی ویژگیهای عناصر موقعیت داده شده ممکن است ما را از عقب نشینی و درک الگوی کلی که آن عناصر در آن قرار دارند، باز دارد. درک موقعیت های پیچیده مستلزم حرکت سیستماتیک در امتداد پیوستار شناختی بین گشتالت و تحلیل ویژگی فشرده است.
به همین دلیل است که بازرسان جنایی موفق تمایل دارند به طور ضمنی در این نوع فعالیتها شرکت کنند تجزیه و تحلیل در مجموع، که در آن ویژگیهای مربوطه، که در ابتدا با جزئیات FI به صورت مجزا مورد بررسی قرار میگیرند، سپس با ارجاع به اتصالات بین آن عناصر در الگوی کلی G قرار میگیرند. یک محقق موفق معمولاً به طور سیستماتیک بین گشتالت و تجزیه و تحلیل با ویژگی فشرده از یک موقعیت جنایی معین حرکت می کند و تصویری دقیق از الگوهای G مورد علاقه ایجاد می کند و در عین حال توانایی ارزیابی عناصر داده شده از آن الگوها را با جزئیات FI با توجه به آنها حفظ می کند. به هم پیوستگی
این نوع تجزیه و تحلیل در مجموع، که برای کارآگاهان بسیار مفید است، ممکن است در بسیاری از موقعیتها برای بقیه ما نیز بسیار مؤثر باشد.
افرادی را در نظر بگیرید که در روابط شخصی یا اقتصادی توسط دیگران با تمایلات ضد اجتماعی قربانی شده اند.
البته همه افراد با چنین گرایش هایی دیگران را قربانی نمی کنند و بسیاری از افراد بدون چنین تمایلاتی هستند که ممکن است دیگران را قربانی کنند. با این حال، الگوی قربانی شدن زمانی که تمایلات ضد اجتماعی درگیر است، تمایل به نشان دادن برخی از مشترکات در میان موارد دارد. فردی که دارای تمایلات ضد اجتماعی (IAT) است ممکن است مکرراً و مکرراً موقعیت های آشفته ای را ایجاد کند که قربانی در شرایط ضمنی یا صریح آن رابطه ملزم به ایجاد موقعیت های آشفته باشد. پرداخت کنید از نظر تلاش، توجه یا مالی.
اغلب، این موقعیتها عجیب و غریب هستند، و افراد خارج از رابطه، گاهی از جمله متخصصان سلامت روان، ممکن است از زودباوری ظاهری قربانی ابراز شگفتی کنند: چگونه کسی میتواند بارها و بارها با این موقعیتهای عجیب و غریب و آسیبرسان همراه باشد؟ مشکلات عجیب و غریب مداوم با وسایل نقلیه؛ صورت حساب های پرداخت نشده مکرر؛ خریدهای گران قیمت و غیر ضروری؛ دعوای مداوم با همسایگان و همکاران، که منجر به از دست دادن شغل سریال یا سایر اشکال سختی می شود. درگیر شدن در روابط عجیب و غریب با دیگران که به پول یا زمان قربانی نیز نیاز دارند – این موارد معمولی است، اما وقتی قربانی در مورد آنها با IAT روبرو می شود، IAT اغلب با توجیهی، گاهی کاملاً مفصل، توضیح می دهد که چرا هرگز چنین نبوده است. مقصر همیشه چیزی یا شخص دیگری باعث این مشکل می شد.
چرا قربانی الگو را نمی بیند؟
دلیل آن این است که از منظر شناختی قربانی، ممکن است اصلاً الگویی وجود نداشته باشد.
در مواجهه با هر مشکل عجیب و غریب، ممکن است تمایل ما به حل آن مشکل باشد در حالت ایزوله به منظور یافتن راه حل های بهینه، خاص و با ویژگی فشرده. به دلیل فشار ایجاد شده توسط خود مشکل، و اغلب به دلیل یک صفحه نمایش دفاعی از سوی IAT که در وهله اول باعث ایجاد مشکل شده است، استرس ناشی از آن ممکن است قدرت شناختی قربانی را کاهش دهد. پرورش نوعی “دید تونلی” (به شارپس، 2022a,b مراجعه کنید)، که ممکن است توجه قربانی را بر عناصر پر ویژگی خود مشکل خاص و بر توجیهات غالباً نامشروع موقعیت ساخته شده توسط IAT متمرکز کند. این ممکن است منابع شناختی مورد نیاز برای ارزیابی الگوهای تکراری کلی رفتار را در مجموع محدود کند.
تجزیه و تحلیل فشرده ویژگی معمولاً بهترین رویکرد ما برای بسیاری از مشکلات پیچیده است. با این حال، در این نوع بزه دیدگی، استفاده از تجزیه و تحلیل در مجموع، حرکت به جلو و عقب، به صورت شناختی و در صورت نیاز، در امتداد پیوستار از نمونه فردی تا الگوی کلی نمونه های متعدد قربانی مهم است. باز هم، بازرسان موفق مجری قانون تمایل دارند به طور ضمنی در این نوع تحلیل شرکت کنند.
با این حال، یک صریح درک این مؤلفههای شناختی تحلیل ممکن است به بقیه کمک کند تا از تحلیلهای مبتنی بر ویژگی و گشتالت به طور سیستماتیک استفاده کنیم، تا به هر بحران معینی چشمانداز داشته باشیم و آن را از هر دو دیدگاه G و FI در زمینه بحرانهای دیگر تا حد زیادی بررسی کنیم. به طور کامل توسط IAT ایجاد شده است. تجزیه و تحلیل در مجموع ممکن است امکان مشاهده الگوی کلی را بدون تمرکز بیش از حد بر بحران لحظه ای فراهم کند. این تجزیه و تحلیل ممکن است به ما اجازه دهد که این موضوع را درک کنیم اتصالات در میان عناصر مختلف الگوی مربوطه و روندهای رفتاری کلی، این ارتباطات نشان می دهد.
این نوع تحلیل ممکن است در بسیاری از موقعیتها بسیار مفید باشد، اما ممکن است به ویژه برای افرادی که قربانی رفتارهای ضد اجتماعی مکرر شدهاند، هم در درک رفتارها و هم در ایجاد راهحلهایی برای تابآوری و بهبودی موفق مفید باشد. امیدواریم این امر هم برای فرد دارای گرایشات ضد اجتماعی و هم برای قربانی مفید باشد.