اختلالات خوردن ، به ویژه بی اشتهایی عصبی و بولیمیا عصبی ، تحت تأثیر عوامل ژنتیکی ، عصبی و محیطی قرار دارد. یکی از دیدگاه های نوظهور ، نقش برجسته سازی باستانی است ، جایی که آرمانهای فرهنگی اجتماعی – به ویژه از زیبایی های زیبایی – که عمیقاً در دوره های بحرانی توسعه یافته است. این موضوع در مورد مفهوم چاپ ، که در ابتدا توسط اخلاق شناس کنراد لورنز ، با ادغام مدلهای آرکیپال یونگین پیشنهاد شده است ، گسترش می یابد. مطالعات اخیر عملکردی MRI (FMRI) و اپی ژنتیک نشان می دهد که این فرایندها ممکن است از نظر بیولوژیکی رمزگذاری شوند و بینش جدیدی در مورد چگونگی روایت های فرهنگی پیرامون زیبایی درونی می شوند و بر رفتارهای ناسازگار تأثیر می گذارند.
مکانیسم های عصبی از چاپ: شواهد FMRI از پرندگان و انسان ها
مطالعات لورنز در مورد رنگ آمیزی در پرندگان نشان داد که قرار گرفتن در معرض زودهنگام با محرکهای خاص می تواند رفتار را به روشی دائمی شکل دهد. تجاوز به Gosling شامل رمزگذاری عصبی در مناطقی مانند هیپوکامپ ، جسم مخطط داخلی و nidopallium caudolaterale است که حاکم بر پیوند اجتماعی و رفتارهای آموخته شده است (Behroozi et al. ، 2024). این یافته ها نشان می دهد که چاپ یک مکانیسم عملکردی در بین گونه ها است و بر رفتار از طریق انعطاف پذیری سیناپسی و تقویت طولانی مدت تأثیر می گذارد.
در حالی که مغز انسان به وضوح با حیوانات متفاوت است ، مطالعات اخیر FMRI (Celeghin et al. ، 2023) نشان می دهد که افراد مبتلا به اختلالات در حال خوردن بیش از حد فعال سازی در آمیگدال ، انسولین و قشر مدار در پاسخ به محرکهای مربوط به مواد غذایی و تصویر بدن ، مناطق هستند. در پردازش پاداش و پاسخهای مشروط نقش دارد. این الگوی فعال سازی عصبی مربوط به چاپ شده در پرندگان را نشان می دهد و این ایده را تقویت می کند که آرمانهای زیبایی از نظر فرهنگی تقویت شده باعث ایجاد ارتباطات سفت و سخت و بیولوژیکی بین تصویر بدن و ارزش خود می شوند.
علاوه بر این ، تفاوت در اتصال عصبی بین قشر جلوی مغز و ساختارهای لیمبیک در بیماران مبتلا به اختلال در خوردن ، نشان دهنده اختلال در کنترل شناختی از بالا به پایین بر پاسخ های عاطفی به نشانه های تصویر بدن است ، و بیشتر این ایده را پشتیبانی می کند که این پاسخ ها از طریق پتانسیل وابسته به تجربه در طی ویندوزهای بحرانی توسعه وجود دارد بشر
رمزگذاری اپی ژنتیک ایده آل های زیبایی و رفتارهای خوردن
تحقیقات اپی ژنتیک شواهد بیشتری را ارائه می دهد که نشان می دهد چاپ بیش از فعالیت عصبی تا سطح تنظیم ژن گسترش می یابد. مطالعات نشان می دهد که قرار گرفتن در معرض زندگی زودرس در برابر عوامل استرس زا اجتماعی ، از جمله نارضایتی بدن ، الگوهای متیلاسیون DNA و اصلاحات هیستون را تغییر می دهد و منجر به تغییرات طولانی مدت در سیگنالینگ دوپامینرژیک و سروتونرژیک می شود-هر دو در اختلالات خوردن نقش دارند (Himmerich et al. ، 2019 ).
علاوه بر این ، تحقیقات در مورد انتقال مادران نشانگرهای اپی ژنتیکی نشان می دهد که اثر بخشی مرتبط با زیبایی ممکن است اثرات بین نسلی داشته باشد ، مادرانی که میزان زیادی از نارضایتی بدن و محدودیت رژیم غذایی را نشان می دهند و الگوهای مشابه بیان ژن را به فرزندان خود منتقل می کنند. این با یافته های مربوط به وراثت اپی ژنتیکی تراریخته مشاهده شده در مدل های حیوانی از چاپ ، هماهنگ است.
ویندوزهای قرار گرفتن
یک جنبه مهم در مورد چاپ ، وجود یک دوره حساس یا بحرانی است که در طی آن قرار گرفتن در معرض محرک های خاص اثرات طولانی مدت بر رفتار دارد. در گوسلینگ ها ، چاپ در طی یک پنجره توسعه باریک رخ می دهد ، پس از آن پیوند و رفتارهای اجتماعی آنها نسبتاً ثابت می شود. در انسان ، بلوغ نمایانگر یک پنجره حساس مشابه است ، که در آن تغییر هورمونی ، مقایسه اجتماعی و قرار گرفتن در معرض رسانه ها برای ایجاد برداشت های قدرتمند و ماندگار در مورد زیبایی و ارزش خود.
تحقیقات اپیدمیولوژیک از ویندوز آسیب پذیری در توسعه انسانی پشتیبانی می کند. مطالعات در مورد شروع اختلالات خوردن به طور مداوم نشان می دهد که بزرگسالی دوره اوج ظهور آنها است (هیمریش و همکاران ، 2019). این هماهنگ با مطالعه فیجی بکر (1999) ، جایی که معرفی تلویزیون غربی منجر به افزایش چشمگیر خوردن بی نظم در طی چند سال شد و این تصور را تقویت کرد که قرار گرفتن در معرض در طی یک مرحله رشد بحرانی ، نگرش ها و رفتارهای طولانی مدت به سمت غذا و بدن است. تصویر
شواهد بیشتر در مورد مطالعات در مقیاس بزرگ (Fricke & Voderholzer ، 2023) نشان می دهد که قرار گرفتن در معرض قبلی در معرض تصویر رسانه ای از نازک بودن با میزان بالاتر نارضایتی بدن و رفتارهای غذایی محدود کننده در سالهای بعد ارتباط دارد. این فرضیه ای را که ایده آل های زیبایی را نشان می دهد ، دقیقاً مانند چاپ فیلیا در پرندگان ، پشتیبانی می کند ، یک الگوی عصبی و رفتاری ایجاد می کند که به بزرگسالی ادامه می یابد.
عملکرد تکاملی و آرکیپال در مورد زیبایی
از دیدگاه تکاملی ، چاپخانه برای بهینه سازی رفتارهای بقا ، اطمینان حاصل می کند که حیوانات جوان در یک بازه زمانی باریک توسعه ، مهارت های مهم و اجتماعی را یاد می گیرند. در زمینه ایده آل های زیبایی انسان ، اثر باستانی ممکن است یک بار مزایای تطبیقی را اعطا کرده باشد – به عنوان مثال ، تقویت انسجام اجتماعی از طریق مقادیر زیبایی شناختی مشترک یا سلامت و باروری از طریق ترکیب بدن.
با این حال ، در محیط های مدرن ، این مکانیسم های مشابه می توانند محدودیت های رژیم غذایی سفت و سخت ، چرخه های پرخاشگر و درک تصویر بدن تحریف شده را تقویت کنند. مدل اغوا کننده و آرکیپت های شاهزاده خانم پری ، که عمیقاً در روایت های فرهنگی تعبیه شده است ، به طور مداوم استانداردهای زیبایی غیرقابل تحمل را تقویت می کنند ، و فرآیندهای چاپی را که در گونه های دیگر دیده می شود ، نشان می دهد.
پایان
همگرایی مطالعات FMRI ، تحقیقات اپی ژنتیک و تجزیه و تحلیل های اجتماعی فرهنگی نشان می دهد که چاپ آرکیپال نقش مهمی در شکل دادن به رفتارهای غذایی و ایده آل های تصویر بدن دارد. شواهد حاصل از تصویربرداری عصبی نشان می دهد که چگونه این آرمانها از نظر بیولوژیکی تقویت می شوند ، در حالی که یافته های اپی ژنتیکی نشان می دهد که چگونه فشارهای اجتماعی بیان ژن را تغییر می دهد ، و این الگوهای را بیشتر می کند.
اپیدمیولوژی شروع اختلال در خوردن غذا از مفهوم یک دوره حساس پشتیبانی می کند و این ایده را تقویت می کند که قرار گرفتن در معرض اولیه استانداردهای زیبایی ایده آل در دوران بلوغ ، الگوهای عصبی و رفتاری ماندگار را ایجاد می کند. با این حال ، تحقیقات نشان می دهد که مداخلات هدفمند ممکن است از نوروپلاستیسیته برای مقابله با اثرات تجاوز استفاده کند. شناخت بلوغ به عنوان مرحله ای از چاپخانه باستانی به محققان و پزشکان این امکان را می دهد تا رویکردهایی را ایجاد کنند که پاسخ های عصبی به رسانه ها ، هویت و استانداردهای زیبایی را تغییر شکل دهند و در نهایت تقویت یک تصویر سالم تر و رابطه با غذا شوند. چگونه می توانیم جلوی ناسازگاری را بگیریم؟ پروژه بدنه ، که توسط اریک استیس ساخته شده است ، یک مداخله مبتنی بر دیسنگ شناختی است که به منظور کاهش درونی ایده آل ، ترویج پذیرش بدن و کاهش خطر اختلالات خوردن از طریق مباحث تعاملی ، همسالان و سواد رسانه ای طراحی شده است.