اختلالات اضطرابی از رایج ترین موضوعات بهداشت روان در سراسر جهان است ، اما تحقیقات نشان می دهد که زنان به طور نامتناسب تحت تأثیر قرار می گیرند. مطالعات نشان می دهد که زنان تقریباً دو برابر بیشتر از مردان هستند که به یک اختلال اضطراب مبتلا می شوند. در حالی که اضطراب همیشه در جامعه وجود داشته است ، شیوع آن در بین زنان طی چند دهه گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
زندگی مدرن چالش های منحصر به فردی را برای زنان ، از فشارهای شغلی و مسئولیت های خانوادگی گرفته تا انتظارات اجتماعی و استرس زا های دیجیتال ارائه می دهد. علاوه بر این ، عواملی مانند تغییرات هورمونی ، تهویه دوران کودکی و حتی مستعد ژنتیکی به سطح بالای اضطراب زنان کمک می کند.
در این مقاله ، ما عوامل ایجاد کننده این اضطراب را در بین زنان ، روشهای منحصر به فرد تجلی و مهمتر از همه راهکارهای مؤثر برای مدیریت و کاهش اضطراب بررسی می کنیم.
درک بار منحصر به فرد اضطراب در زنان
اضطراب در زنان فقط محصول مبارزات شخصی نیست. این ریشه عمیقاً در تأثیرات بیولوژیکی ، روانی و اجتماعی ریشه دارد.
1. تأثیرات بیولوژیکی و هورمونی
بدن زنان در طول زندگی دچار نوسانات هورمونی قابل توجهی می شوند که این امر بر روحیه و تنظیم عاطفی آنها تأثیر می گذارد.
- بلوغ: افزایش استروژن و پروژسترون در دوران نوجوانی می تواند باعث افزایش حساسیت به استرس و اضطراب شود و باعث می شود زنان جوان بیشتر مستعد ابتلا به اختلالات اضطرابی شوند.
- چرخه قاعدگی: بسیاری از خانمها قبل از دوره قاعدگی خود ، اضطراب و اختلالات خلق و خوی را افزایش می دهند ، شرایطی که به عنوان اختلال دیسپوریک قبل از قاعدگی (PMDD) شناخته می شود.
- بارداری و پس از زایمان: تغییرات هورمونی در حین و بعد از بارداری می تواند باعث اضطراب و حتی اختلالات اضطرابی پس از زایمان شود. مادران جدید غالباً نگرانی بیشتری در مورد امنیت کودک ، نقش آنها به عنوان یک مادر و قضاوت بالقوه از دیگران تجربه می کنند.
- یائسگی: کاهش استروژن در یائسگی با افزایش اضطراب ، نوسانات خلقی و حتی حملات وحشت مرتبط است.
این تغییرات بیولوژیکی بدان معنی است که زنان اضطراب متفاوت از مردان را تجربه می کنند ، که اغلب نیاز به رویکردهای حساس به جنسیت برای درمان و مدیریت دارند.
2. بار ذهنی و کمال گرایی
“بار ذهنی” به بار نامرئی مدیریت یک خانواده ، روابط و مسئولیت های کار به طور همزمان اشاره دارد. بسیاری از زنان احساس هماهنگی برنامه ها ، به یاد آوردن روزهای تولد ، مدیریت مراقبت از کودکان و تضمین هارمونی خانگی می کنند ، حتی اگر حرفه ای تمام وقت داشته باشند.
علاوه بر این بار ذهنی ، فشارهای اجتماعی زنان را به سمت کمال گرایی سوق می دهد:
- در محل کار ، زنان ممکن است احساس فشار کنند تا از همتایان مرد خود بهتر عمل کنند تا به رسمیت شناخته شوند.
- در خانه ، اغلب انتظار می رود که آنها در حال پرورش ، صبور و مراقبان از خودگذشتند.
- در رسانه های اجتماعی ، زیبایی های غیرواقعی و استانداردهای سبک زندگی به خود تطبیقی و احساس عدم کفایت کمک می کند.
این انتظارات حالت تنش مداوم ایجاد می کند که می تواند منجر به اضطراب ، فرسودگی و شک و تردید شود.
3. انتظارات فرهنگی و اجتماعی
بسیاری از فرهنگ ها هنوز تأکید سنگینی بر نقش های جنسیتی سنتی دارند ، جایی که انتظار می رود زنان مراقبان اصلی باشند. این هنجار اجتماعی می تواند زنان را به دلیل اولویت بندی بهزیستی خود احساس گناه کند.
علاوه بر این ، زنانی که از این هنجارها منحرف می شوند – از جمله کسانی که فرزند ندارند یا فرزندان خود را دنبال نمی کنند – ممکن است با قضاوت و نظارت ، استرس و اضطراب بیشتر مواجه شوند.
4. نقش تروما و نگرانی های ایمنی
زنان با خطر بیشتری برای تجربه تروما ، از جمله آزار و اذیت جنسی ، خشونت خانگی و سوء استفاده عاطفی روبرو هستند که همگی احتمال ابتلا به اختلالات اضطرابی را به میزان قابل توجهی افزایش می دهند.
علاوه بر این ، نگرانی های ایمنی روزمره – از جمله راه رفتن به تنهایی در شب یا پیمایش آزار و اذیت در محل کار – به استرس مزمن و فشار خون ، که با افزایش اضطراب افزایش یافته است ، باشد.
چگونه زنان می توانند اضطراب را برطرف و مدیریت کنند
اگرچه اضطراب رواج دارد ، اما قابل کنترل است. زنان با ایجاد تغییرات در شیوه زندگی ، به دنبال پشتیبانی و تغییر دیدگاه ها ، زنان می توانند اضطراب را کاهش داده و احساس کنترل بر زندگی خود را پس بگیرند.
1. اولویت بندی مراقبت از خود بدون گناه
زنان غالباً اجتماعی می شوند تا نیازهای دیگران را قبل از خودشان قرار دهند و آنها را به غفلت از مراقبت از خود سوق دهند. با این حال ، مراقبت از خود یک لوکس نیست-این یک ضرورت برای بهزیستی ذهنی است.
شیوه های موثر مراقبت از خود شامل موارد زیر است:
- تمرین ذهن آگاهی و مراقبه برای آرام کردن سیستم عصبی.
- روزنامه نگاری برای بیان و پردازش احساسات.
- درگیر در سرگرمی هایی که باعث شادی و آرامش می شود.
- استراحت از مسئولیت ها بدون احساس گناه.
ترتیب به دنبال کمک حرفه ای
بسیاری از خانم ها به دلیل ننگ یا محدودیت های زمانی از جستجوی درمان دریغ می کنند ، اما کمک حرفه ای می تواند در حال تغییر زندگی باشد. انواع درمانی که به اضطراب کمک می کند عبارتند از:
- درمان شناختی رفتاری (CBT): به تغییر الگوهای فکر منفی و ایجاد مکانیسم های مقابله کمک می کند.
- پذیرش و تعهد درمانی (ACT): ذهن آگاهی و پذیرش احساسات را تشویق می کند.
- دارو: در موارد اضطراب شدید ، داروهایی مانند SSRI ها (مهار کننده های انتخابی مجدد سروتونین) می توانند در مدیریت علائم مؤثر باشند.
شکستن ننگ پیرامون درمان و دارو برای توانمندسازی زنان به دنبال کمک مورد نیاز خود ضروری است.
3 تنظیم مرزها و گفتن نه
بسیاری از زنان از ترس از ناامید کردن دیگران با گفتن “نه” مبارزه می کنند. با این حال ، تعیین مرزهای واضح یکی از مؤثرترین راهها برای کاهش اضطراب است.
روشهای عملی برای تعیین مرزها عبارتند از:
- محدود کردن تعهداتی که باعث تخلیه انرژی می شود.
- برقراری ارتباطات آشکارا و قاطعانه نیاز دارد.
- یادگیری کاهش درخواست ها بدون توضیح بیش از حد.
4. ساختمان شبکه های پشتیبانی
برقراری ارتباط با زنان دیگر که چالش های اضطراب را درک می کنند می تواند بسیار اطمینان بخش باشد. راه های ساخت یک شبکه پشتیبانی شامل موارد زیر است:
- پیوستن به گروه های پشتیبانی زنان (حضوری یا آنلاین).
- صحبت با دوستان و خانواده قابل اعتماد.
- به دنبال مربیگری از زنانی که بر چالش های مشابه غلبه کرده اند.
5. ترکیب فعالیت بدنی
ورزش ابزاری قدرتمند برای مدیریت اضطراب است ، زیرا اندورفین ها را آزاد می کند و سطح کورتیزول را کاهش می دهد. حتی مقادیر کمی از حرکت می تواند مفید باشد. فعالیت های مؤثر برای کاهش اضطراب عبارتند از:
- تمرینات یوگا و تنفس عمیق
- راه رفتن یا دویدن در طبیعت
- تمرینات قدرتی یا رقصیدن
6. ارزیابی مجدد رسانه های اجتماعی و مصرف دیجیتال
رسانه های اجتماعی می توانند یک شمشیر دو لبه باشند-در حالی که ما را به هم وصل می کند ، همچنین از طریق تصاویر غیر واقعی از زندگی ، اضطراب را ایجاد می کند.
راه های کاهش اضطراب دیجیتال شامل موارد زیر است:
- حساب های ناآگاه که باعث مقایسه یا شک و تردید می شوند.
- محدود کردن زمان صفحه نمایش ، به خصوص قبل از خواب.
- درگیر شدن با محتوای مثبت و آموزشی.
حرکت به جلو: ایجاد یک فرهنگ حمایتی
در حالی که استراتژی های مقابله فردی مهم هستند ، تغییر واقعی نیاز به یک تغییر فرهنگی دارد. جامعه باید سلامت روان را در اولویت قرار دهد:
- تشویق مکانهای کاری برای اجرای سیاست های دوستانه بهداشت روان.
- معرفی آموزش بهداشت روان در مدارس برای عادی سازی بهزیستی عاطفی.
- دفاع از سیاست هایی که از تعادل کار و زندگی برای زنان پشتیبانی می کند.
با تقویت فرهنگی که از سلامت روانی زنان پشتیبانی می کند ، می توانیم به طور جمعی اضطراب را کاهش داده و آینده ای سالم تر و متعادل تر ایجاد کنیم.
افزایش اضطراب در زنان ، نیاز فوری به آگاهی ، پشتیبانی و تغییر سیستمیک را برجسته می کند. در حالی که عوامل بیولوژیکی و اجتماعی در این مسئله نقش دارند ، روشهای بی شماری وجود دارد که زنان می توانند کنترل بهزیستی ذهنی خود را کنترل کنند.
از طریق مراقبت از خود ، درمان ، تنظیم مرز ، حمایت از جامعه و ذهن آگاهی ، زنان می توانند با مقاومت در برابر زندگی مدرن حرکت کنند. مهمتر از همه ، از آنجا که مکالمات مربوط به سلامت روان همچنان در حال تکامل است ، جامعه به طور کلی باید چالش های بی نظیر سلامت روانی را که زنان با آن روبرو هستند ، بشناسد و برطرف کند.
با اولویت بندی هر دو بهزیستی فردی و تغییر جمعی ، ما می توانیم به سمت آینده ای تلاش کنیم که زنان دیگر مجبور نباشند در سکوت رنج ببرند بلکه در عوض در زندگی شخصی و حرفه ای خود شکوفا می شوند.
برای یافتن پشتیبانی در نزدیکی خود ، به روانشناسی امروز دایرکتوری درمانی.