[ad_1]
اسم من بتانی یزر است. من در بهبودی کامل از اسکیزوفرنی زندگی رضایت بخشی دارم. از طریق کارم به عنوان یک حامی اسکیزوفرنی و رئیس غیرانتفاعی، هدف و معنای بزرگی پیدا کردم. من همچنین روابط فوق العاده ای در زندگی ام دارم، که برای آنها ارزش قائل هستم و از آنها سپاسگزارم. امروز، مانند میلیون ها نفر از سراسر جهان که مبتلا به اسکیزوفرنی هستند، این افتخار را دارم که فراتر از تشخیص خود زندگی می کنم.
هنگامی که ما به کلمه “اسکیزوفرنی” فکر می کنیم، ممکن است بسیاری از افکار منفی و کلیشه ها به سرعت به ذهنمان خطور کند. در زمانی که تشخیص داده شد، من افراد مبتلا به اسکیزوفرنی را جدا از جامعه و افرادی بدون امید به بهبودی می دانستم. امروز می دانم که بهبودی امکان پذیر است و هر فرد مبتلا به اسکیزوفرنی داستان منحصر به فردی دارد.
از بین همه چیزهایی که در زندگی ام برای من اتفاق افتاده است، از تصمیم والدینم برای دیدن من در زیر تشخیص اسکیزوفرنی بسیار سپاسگزارم. وقتی در بیمارستان به ملاقات من رفتند، شخصیت من با روان پریشی حاد و داروهای آرامبخش پنهان بود، اما آنها مرا برای شخصی که هنوز در درونم بودم، دیدند. در سال 2008، یک سال بعد، آنها به من کمک کردند تا یک داروی مؤثر پیدا کنم که 16 سال بهبودی را امکان پذیر کرد.
سپاسگزارم که والدینم مرا فقط یک «اسکیزوفرنیک» ناامید نمیدانستند و تصمیم گرفتند من را رها کنند تا در سیستم بیمارستان از خودم مراقبت کنم. در عوض، آنها انسانیت و ارزش من را دیدند و متعهد شدند که برای بهبودی من سخت تلاش کنند. به جای اینکه مرا در یک موسسه بگذارند، از من دعوت کردند که در خانه آنها زندگی کنم.
در سال نو، وقتی مردم مرا میبینند، میخواهم انسانیت، کار، ارزش و شفقت من را ببینند، نه اسکیزوفرنی من. من نیاز به تشخیص انسانیت یک فرد را درک می کنم، و هرگز تشخیص. لطفا مرا یک اسکیزوفرنی خطاب نکنید. اسم من بتانی است.
همچنین، در سال جدید، تصمیم دارم کسی را فلج، دیابتی خطاب نکنم یا برچسب های دیگری بر روی او نزنم که ممکن است انسانیت و ارزش او را پنهان کند. من مردم را به خاطر زیبایی که هستند می بینم.
من از چندین نفر در زندگی خود که فراتر از تشخیص اسکیزوفرنی زندگی می کنند، تجلیل می کنم. آنها شکوفا، شجاع، شجاع و ماجراجو هستند. در سال 2025، من تلاش میکنم به کار خود ادامه دهم و داستانهای موفقیت افرادی را که با اسکیزوفرنی زندگی میکنند، ادامه دهم، که این کار را از طریق بنیاد CURESZ انجام میدهم. از امروز، بنیاد CURESZ دارای 45 فرد برجسته است که با وجود این بیماری در حال رشد هستند و ما آنها را “بازمانده” می نامیم. این افراد از همه پیشینه ها و قومیت های مختلف، با تجربیات بسیار متفاوت هستند. بسیاری از آنها با بی خانمانی، سوء استفاده و سال ها درمان بی اثر زندگی کرده اند. آنها کنجکاو و به دنبال یادگیری، سخاوتمند، دوست داشتنی، و انسان های منحصر به فرد هستند.
امروز، مانند من، زندگی آنها پر از کار، خانواده و دوستان معنادار است. این بنیاد یک برنامه نویس کامپیوتر، مدیران عامل، یکی از اعضای هیئت علمی که هنرهای زیبا را آموزش می دهد، مددکاران اجتماعی و محققان پزشکی را برجسته می کند. به اکثر آنها در مقطعی گفته شد که دیگر هرگز کار نخواهند کرد یا به مدرسه نخواهند رفت یا به طور مستقل زندگی نمی کنند. بسیاری از این افراد کارهای خارق العاده ای انجام داده اند. ارائه این داستان های موفقیت یکی از بزرگترین امتیازات زندگی من است.
من متوجه میشوم که وقتی تصمیم میگیریم انسانیت یک فرد را ببینیم و نه تشخیص او را، به او احترام میگذاریم و او را همانطور که هستند میبینیم. همچنین دریافتهام که گاهی اوقات، موانعی که در زندگی با آنها مواجه میشویم میتوانند ما را به سمت بهتر شدن تغییر دهند و روابط را شیرینتر و دوستداشتنیتر کنند.
در سال جدید، لطفاً به من بپیوندید، زیرا من تمام تلاشم را میکنم که نه تنها به آنها نگاه کنم، بلکه سعی کنم افراد اطرافم را ببینم، استعدادها، استعدادها و شجاعت آنها را تشخیص میدهم، حتی در میان موانع به ظاهر غیرقابل عبوری که میتوانند از ابتدا پیش بیایند. از یک تشخیص
[ad_2]