مادرم یک بار به من گفت که شما می توانید با دراز کشیدن روی پشت خود روی تختخواب و نگاه کردن به آینه ، آنچه را که به نظر می رسید به نظر برسید ، و آنچه را که ده سال به نظر می رسد با دراز کشیدن بر روی لبه یک تختخواب ، نگاه کنید و نگاه کردن به یک آینه.
من این را یک بار در یک مهمانی ذکر کردم و یک زن در حال گوش دادن به آن گفت: “این همان است. من هرگز نمی خواهم دوباره در صدر باشم. “
نسخه شخصی من از این تمرین کوچک دلخراش در آینه حمام صورت می گیرد. این کار در اواخر دهه 20 من آغاز شد که یک سوئیچ در مرکز فرماندهی ژنتیکی من چرخید و به فولیکول های مو من هشدار داد تا یک آنزیم را با نام دردناکی مناسب ردوکتاز ، که شروع به ریختن در ریشه های موهای من کرده بود ، پمپ کند و رشد آنها را لکه دار کند ، طول عمر آنها را کوتاه کند. ، و نشانه ورود زودرس آن دست و پنجه نرم کننده معروف به دوران میانسالی. آنچه که زمانی رعد و برق بود ، به آرامی و به طور اجتناب ناپذیر تبدیل به خردی از سیروس می شود که به طور غیرقانونی از بالای سر برخورد می کند.
سرم را به سمت پایین جلوی آینه کج می کنم ، به گذشته نگاه می کنم. کج شدن آن ، با پخش نور از پنجره ای که در پشت من قرار دارد ، به آینده می بینم ، و به نظر می رسد لاستیک کم در آج است.
در روزهای بد ، من سعی می کنم خودم را با عقلانیت های معمول تسلی دهم: زیبایی درونی از زیبایی بیرونی مهمتر است. من فقط به همان اندازه که احساس می کنم پیر هستم. حداقل من عشق ، سلامتی و احساس هدف دارم. من هنوز جذاب هستم برای سن من؛ فکر کنید چقدر پول در شامپو پس انداز می کنم. حداقل من مثل جک نیکلسون ، ویلیام هورت و بروس ویلیس در حال جنجال هستم.
اما همانطور که اغلب اوقات خودم را خسته می کنم از رشد معنوی بدبختی ، یا سعی می کنم با استدلال در مورد شایستگی های عشق ، سلامتی ، کار معنادار و این واقعیت که من در این تنها تنها نیستم و حداقل به آرامی اتفاق می افتد ، از آن آرنج می شوم. بشر در این لحظات ، من در واقع راحتی بیشتری در اعتراف می کنم که از دست دادن جوانان و نگاه ها یک ضرر بونافید است و به من اجازه داده می شود که آن را به عنوان یک رفتار کنم.
غم و اندوه ، یعنی پاسخ های مناسب است. خوب است که نعمت های خود را بشمارید ، اما نه به هزینه حسابداری صادقانه از دست دادن ، حداکثر و شامل یک روند پیری ناگزیر به آن اشاره می کنید: این واقعیت که شما یک تاریخ استفاده دارید و مجبور خواهید شد که از آن خودداری کنید همه اختیاراتی که شما به ارث برده اید یا یک عمر را در ساختن و چسبیدن به آن گذرانده اید.
همه ما در مجتمع صنعتی زیبایی خریداری کرده ایم ، که به ما می گوید جوان خوب است و پیر است. اما از قضا ، با افزایش سن ، دیدگاه ما می شود واضح تر، و ما شروع به تهیه چاپ کوچک می کنیم – در چین و چروک ها و پوست های خیس ، لکه های کبد و موهای خود را در حال فروپاشی ، ترجیح روز افزون ما برای نورپردازی کم و اجتناب خون آشام ما از آینه ها. در عکسهای بد امروز که عکسهای خوب فردا خواهد بود.
در کتاب او قدیمی تر ، عاقل تر ، آتشین، کارول اورسبورن کشش های اولیه پیری را سخت ترین توصیف می کند. “شما هنوز هم اعتقاد دارید که اگر فقط به اندازه کافی سخت تلاش کنید ، می توانید جلوی جدی تر اثرات پیری را برای شما متوقف کنید. اما فقط هنگامی که ضررهای برگشت ناپذیر شروع به کار می کنند و مشخص است که دیگر به عقب برگردد ، آیا شما کاندیدای تحول جدی می شوید. ” و این مستلزم “یک رابطه معتبرتر با زندگی” است که شامل ارزیابی مجدد دقیق آنچه موفقیت در زندگی است ، و آنچه دیگران درباره شما فکر می کنند.
این دو به لگن پیوستند. تراژدی اصلی وسواس ما با جوانان و زیبایی ، تعیین موفقیت (و پذیرش) به عنوان چیزی است خارجی برای ما ، با اعتقاد به این که اینگونه نیست که ما نسبت به خودمان اهمیت می دهیم ، اما چگونه دیگر مردم نسبت به ما احساس می کنند ، و این عزت نفس فقط تک شاخ و yetis است تا زمانی که با اقتدار بیشتر توجه و شناخت دیگران تأیید شود ، این امر باعث می شود واقعیبشر
حقیقت این است که بیشتر مردم بیش از حد مشغول نگرانی در مورد آنچه هستند ما فکر کردن آنها واقعاً به همه این موارد اهمیت می دهد مابشر مطالعات مربوط به آنچه که اثر کانون توجه نامیده می شود (که در آن میزان توجه مورد نظر خود را بیش از حد ارزیابی می کنید) ، نشان می دهد که مردم در مورد آنها پرداخت می کنند نصف به همان اندازه که فکر می کنیم انجام می دهند به ما توجه می کنند.
اعطا شده ، مراقبت از آنچه دیگران درباره شما فکر می کنند – پذیرش اجتماعی – یک سازگاری تکاملی است ، بUT برای جلب توجه – خواه برای ظاهر و یا دستاوردهای شما – فقط روی آنچه تمرکز می کند دیگر مردم می توانند به شما بدهند. بنابراین ، طرف مقابل هوس توجه و تأیید مردم در ترس از قدرتی که بر شما و داوری آنها دارند ، زندگی می کند ، اگرچه اگر به دنبال اعتبارسنجی باشید و هیچ چیز را پیدا نکنید ، به هر حال این احساس وحشیانه ای می کند که آن را هوس کنید بشر
اگر از از دست دادن ظاهر خود متنفر باشید (منظور من از ویژگی های جسمی که از داشتن آن خوشحال شده اید ، بدتر می شود: صورت ، مو ، پوست ، دندان ، شکل ، جسمی و غیره). از آنجا که پس از آن می خواهید از نگاه کردن به خودتان در آینه متنفر باشید ، خود را از انسان بودن متنفر کنید و این است قطع رفتن به پیر شدن با لطافت سخت تر می شود. آیا تلاش برای ایجاد صلح با پیری و مرگ و میر دشوارتر یا ناامید کننده تر از زندگی هر روز بدن سازی خود است؟
مطمئناً پیرتر شدن بهتر از گزینه جایگزین است ، یعنی نه پیرتر شدن ، و تلاش برای پذیرش از دست دادن جوانان و زیبایی بهتر از گزینه جایگزین است ، که به طرز چشمگیری به آن استعفا می دهد ، یا آشکارا بدبخت است. علاوه بر این ، شما هرگز ظاهر خود را از دست نمی دهید. شما دقیقاً می دانید که آنها در گذشته هستند. و به طور مداوم عزاداری به نظر می رسد شما را به زندگی در گذشته و نه زمان حال ، به زندگی خود تبدیل می کند.
اگر به اندازه کافی طولانی زندگی کنید ، ممکن است از خود روند پیری کمک بگیرید ، با شروع آن در مرحله رشد برکت که در آن شما به سادگی دیگر اهمیت نمی دهید آنچه دیگران درباره شما فکر می کنند. مادرم اصرار داشت که این یکی از نعمتهای بزرگ و آزاد کننده پیرتر شدن است ، بنابراین است ، چیزی که منتظر آن باشید.
در همین حال ، چیز زندگی کردن این است که زندگی را به کمال حتی در مواجهه با به معنای واقعی کلمه آن زندگی کنید خود-نیروهای کم نظیر ، برای نگه داشتن صمیمانه ساخت ماسه سنگ در حالی که کاملاً از جزر و مد ورودی آگاه هستند. و انجام این کار نه به منظور رهایی از ترس یا ناامیدی ، نه اینکه خود را از غم و اندوه یا رنج پاک کنید ، بلکه با اشتیاق بیشتر زندگی را در تمام جلال ناخوشایند آن در آغوش بگیرید.
چند سال پیش من در یکی از آن درام های بیمارستان تلویزیونی که در آن به یک پزشک گفته می شود که همسر جوان زیبای وی دارای سرطان پستان است که به یک ماستکتومی مضاعف نیاز دارد ، صحنه ای را پشت سر گذاشتم. این مرد غیرقابل تحمل است و نمی تواند تصور کند که چگونه او با این تغییر وحشتناک صلح برقرار خواهد کرد (در اوت ثروت). دکتر ایستاده است ، به سمت قفسه کتاب خود می رود و آلبومی از عکس های قبل و بعد از زنانی را که تحت عمل ماستکتومی قرار گرفته اند ، پایین می آورد. او آن را روی میز قهوه در مقابل مرد باز می کند. او به او گفت: “آنچه شما انجام می دهید ،” بارها و بارها به این عکسها نگاه می کنید تا اینکه دیگر توسط آنها دفع نشوید. “
به خودمان می آموزیم که آنچه را که یاد گرفته ایم از ترس در آغوش بگیریم ، برای ضعف قلب نیست ، اما همانطور که این روزها در مقابل آینه حمام ایستاده ام – همانطور که در مقابل خودم ایستاده ام – امیدوارم که به خودم اجازه دهم تا لطف کنم ، تلاش های من را برای فشار دادن هر آنچه که احتمالاً می توانم از زندگی خارج کنم ، دو برابر کنید و آن را به همان روشی که وارد آن شدم ترک کنید – پرش و کامل.
و وقتی این زندگی به پایان رسید ، امیدوارم که با عزیزانم و موهایم دوباره به هم بپیوندم.