اختلال احتکار (HD) یک وضعیت سلامت روان است که با دشواری مداوم در دور انداختن یا جدا شدن از اموال، بدون توجه به ارزش واقعی آنها مشخص می شود. این رفتار منجر به تجمع مواردی می شود که فضاهای زندگی را به هم ریخته و به طور قابل توجهی عملکرد روزانه را مختل می کند و باعث ناراحتی می شود. فراتر از بهم ریختگی و بی نظمی قابل مشاهده، HD با عوارض مختلفی همراه است که بر سلامت فیزیکی، رفاه روانی، عملکرد اجتماعی و فرآیندهای شناختی تأثیر می گذارد. درک زیربنای عصب روانشناختی این عوارض میتواند بینشهایی را در مورد مکانیسمهای رفتارهای احتکار ارائه دهد و مداخلات مؤثرتری را ارائه دهد.
اختلال عملکرد شناختی و اختلالات تصمیم گیری
نمای جانبی مغز تا حدی بریده شده است
منبع: Sobo_1909_633 دکتر یوهانس سوبوتا، دامنه عمومی، از طریق Wikimedia Commons
یکی از عوارض اصلی HD، اختلال عملکرد شناختی، به ویژه در تصمیم گیری، عملکرد اجرایی و توجه است. مطالعات عصبروانشناختی نشان میدهد که افراد مبتلا به HD نقصهایی در طبقهبندی، توجه و حافظه نشان میدهند که به مشکل آنها در دور انداختن اقلام کمک میکند. تحقیقات نشان می دهد که این اختلالات شناختی ممکن است به فعالیت غیر طبیعی در قشر کمربندی قدامی (ACC) و جزیره، مناطق مرتبط با تصمیم گیری، تنظیم هیجانی و ارزیابی خطر مرتبط باشد (Tolin et al., 2012).
مطالعات MRI عملکردی (fMRI) نشان دادهاند که وقتی افراد مبتلا به HD با تصمیمگیری در مورد دور انداختن داراییها مواجه میشوند، در مقایسه با افراد سالم بیش فعالی در ACC و insula نشان میدهند. این بیش فعالی نشاندهنده افزایش پاسخهای هیجانی و مشکلات در کنترل شناختی است که منجر به عدم تصمیمگیری و تمایل به ذخیره اقلام میشود (تولین و همکاران، 2009). در نتیجه، این اختلال در فرآیندهای تصمیم گیری، انباشت دارایی ها را تشدید می کند و یک حلقه بازخورد ایجاد می کند که رفتارهای احتکار را تداوم می بخشد.
بی نظمی عاطفی و اضطراب
بی نظمی عاطفی، به ویژه تشدید اضطراب و پریشانی، یک عارضه مهم HD است. افراد مبتلا به HD اغلب وابستگی عاطفی شدید به دارایی ها و اضطراب از دست دادن آنها را تجربه می کنند، حتی اگر ارزش عملی کمی داشته باشند. مطالعات تصویربرداری عصبی این پاسخهای احساسی را با اختلالات در قشر پیش پیشانی شکمی (vmPFC)، ناحیهای از مغز که در تنظیم هیجانی و تصمیمگیری مبتنی بر ارزش دخیل است، مرتبط دانستهاند (An et al., 2015).
vmPFC به اشیاء اهمیت عاطفی می دهد و بر اساس ارزش درک شده آنها تصمیم می گیرد. در افراد مبتلا به HD، این ناحیه الگوهای فعال سازی تغییر یافته را نشان می دهد، که ممکن است توضیح دهد که چرا آنها اهمیت عاطفی بیش از حد به موارد بی اهمیت می دهند و از فکر دور انداختن آنها احساس ناراحتی می کنند. تشدید واکنش عاطفی، همراه با اختلال در تنظیم، منجر به رفتارهای اجتنابی می شود و توانایی آنها را برای تصمیم گیری در مورد دارایی ها پیچیده تر می کند (تولین و همکاران، 2014).
انزوای اجتماعی و تعارضات بین فردی
رفتارهای احتکار اغلب منجر به عوارض اجتماعی قابل توجهی از جمله انزوا و روابط بین فردی متشنج می شود. انباشت اموال می تواند فضاهای زندگی را غیرقابل استفاده کند و منجر به خجالت، شرم و بی میلی برای دعوت دیگران به خانه شود. این کناره گیری اجتماعی بیشتر با درگیری که ممکن است با اعضای خانواده یا دوستانی که رفتار احتکار را درک نمی کنند یا نمی پذیرند، ایجاد می شود.
تحقیقات عصب روانشناختی نشان میدهد که این عوارض اجتماعی ممکن است با ناهنجاریهایی در نواحی مغز مرتبط با شناخت اجتماعی و همدلی، مانند قشر پیش پیشانی داخلی (mPFC) و اتصال گیجگاهی (TPJ) مرتبط باشد (گریشام و همکاران، 2010). این حوزه ها برای درک دیدگاه های دیگران، تنظیم پاسخ های عاطفی در زمینه های اجتماعی و حفظ روابط اجتماعی سالم بسیار مهم هستند. اختلال عملکرد در این مناطق ممکن است به بینش ضعیف و عدم آگاهی که اغلب در افراد مبتلا به HD مشاهده می شود کمک کند، و باعث می شود آنها کمتر به نگرانی های دیگران پاسخ دهند و بیشتر درگیر رفتارهای منزوی اجتماعی می شوند.
خطرات سلامت جسمانی
HD با خطرات سلامت جسمی متعددی از جمله صدمات ناشی از سقوط به دلیل بهم ریختگی، بهداشت نامناسب، خطرات آتش سوزی و مشکل در دسترسی به مراقبت های پزشکی همراه است. ناتوانی در دور انداختن اقلام اغلب منجر به شرایط زندگی غیربهداشتی می شود، گرد و غبار، کپک و آفات انباشته شده که خطرات جدی برای سلامتی ایجاد می کند. علاوه بر این، به هم ریختگی می تواند دسترسی به اتاق را مسدود کند، و کمک به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی یا امدادگران اورژانس را در طول بحران دشوار می کند.
این عوارض سلامت جسمانی با ویژگیهای عصبی روانشناختی زمینهای HD، مانند تکانشگری و برنامهریزی ضعیف مرتبط است. اختلال عملکرد در قشر جلوی پیشانی پشتی جانبی (DLPFC)، منطقه ای که مسئول عملکردهای اجرایی مانند برنامه ریزی و سازماندهی است، در HD دخیل است (Mataix-Cols et al., 2017).
بینش ضعیف و مقاومت در برابر درمان
یکی دیگر از عوارض مهم HD، بینش ضعیف است، به طوری که بسیاری از افراد شدت بیماری خود یا نیاز به درمان را تشخیص نمی دهند. این فقدان بینش با نقص در فراشناخت و آگاهی خود بازتابی همراه است که با اختلالات در قشر جلوی مغز مرتبط است (Saxena et al., 2011).
مطالعات عصبروانشناختی نشان میدهد که افراد مبتلا به HD حجم ماده خاکستری در قشر جلوی مغز را کاهش دادهاند، بهویژه در زمینههای مربوط به بینش و خودآگاهی. این ناهنجاری ساختاری ممکن است به مشکل آنها در تشخیص غیرمنطقی بودن رفتارشان کمک کند و منجر به مقاومت در برابر درمان و انطباق ضعیف با مداخلات درمانی شود (تولین و همکاران، 2016).
نتیجه گیری
اختلال احتکار یک وضعیت پیچیده با عوارض چندوجهی است که فراتر از تجمع قابل مشاهده اقلام است. این عوارض – اختلال عملکرد شناختی، اختلال در نظم عاطفی، انزوای اجتماعی، خطرات سلامت جسمانی و بینش ضعیف – عمیقاً با مکانیسمهای عصبی روانشناختی در هم تنیده شدهاند. درک این مکانیسمها میتواند به هدف قرار دادن رویکردهای درمانی عملی، مانند درمان شناختی-رفتاری برای رسیدگی به نقصهای شناختی خاص یا مداخلات دارویی برای تعدیل مناطق مغزی دخیل در تنظیم هیجانی و تصمیمگیری کمک کند.