11:38 - 2024/11/07

احساسات 101: بهبود آگاهی عاطفی شما

[ad_1] همه احساسات دارای موقعیت‌های خاصی هستند که آنها را برمی‌انگیزد و اعمال خاصی که ما را به انجام آنها برمی‌انگیزد (لینهان، 2015). در واقع، کلمه «احساس» کلمه «حرکت» را در خود دارد و ریشه لاتین آن «emoveo» است که به معنای بیرون رفتن از ...

احساسات 101: بهبود آگاهی عاطفی شما

[ad_1]

همه احساسات دارای موقعیت‌های خاصی هستند که آنها را برمی‌انگیزد و اعمال خاصی که ما را به انجام آنها برمی‌انگیزد (لینهان، 2015). در واقع، کلمه «احساس» کلمه «حرکت» را در خود دارد و ریشه لاتین آن «emoveo» است که به معنای بیرون رفتن از آن است (ویکی‌واژه، 2023). را راهنمای آموزش مهارت های DBT به خوبی موقعیت های برانگیخته و تمایلات رفتاری انواع احساسات را توصیف می کند (لینهان، 2015).

منبع: Tomislav D. Zbozinek, Ph.D.

جدول 1. احساسات، موقعیت هایی که آنها را برمی انگیزند و رفتارهایی که ما را به انجام آن سوق می دهند

منبع: Tomislav D. Zbozinek, Ph.D.

برای خلاصه ای از چندین احساس به جدول 1 مراجعه کنید. به طور خاص، شادی زمانی اتفاق می‌افتد که ما نتایج مثبت را پیش‌بینی کرده یا تجربه می‌کنیم، و ما را تشویق می‌کند تا نتایج مثبت بیشتری را دنبال کرده و تجربه کنیم (یا آنها را با دیگران به اشتراک بگذاریم). غم و اندوه و افسردگی زمانی اتفاق می‌افتد که چیزی را که برایمان مهم است (یک شغل یا یکی از عزیزان) از دست می‌دهیم و به ما انگیزه می‌دهند که کناره‌گیری و بهبودی پیدا کنیم. انزجار در پاسخ به سموم یا اعمال مذموم اخلاقی رخ می دهد و ما را وادار می کند که سموم را دفع کنیم (به همین دلیل است که حالت چهره برای انزجار دهان را باز می کند که انگار قرار است استفراغ کنیم) یا تغییر، تخریب یا فاصله گرفتن از خودمان. از منبع انزجار

خشم زمانی اتفاق می‌افتد که هدفی مسدود شود یا بی‌عدالتی تجربه شود، و ما را به مقاومت یا مبارزه در برابر مانع (برای رسیدن به هدف) یا اصلاح بی‌عدالتی برمی‌انگیزد. ترس و اضطراب زمانی رخ می‌دهد که ما خطر را درک کنیم (خطر قریب‌الوقوع برای ترس و خطر احتمالی آینده برای اضطراب) و ما را برمی‌انگیزد تا از خود محافظت کنیم (اگر می‌توانیم فرار کنیم، یخ بزنیم یا پنهان شویم تا شناسایی نشویم، و به عنوان آخرین راه‌حل برای بازدارندگی مبارزه کنیم. تهدید؛ Perusini & Fanselow، 2015).

حسادت و حسادت زمانی اتفاق می‌افتد که ما چیزی را می‌خواهیم که نداریم یا نمی‌توانیم داشته باشیم، اما حسادت زمانی اتفاق می‌افتد که آن «چیزی» از نظر اجتماعی صمیمی باشد (مثلاً کسی که از نظر عاشقانه به او علاقه‌مند هستید با دیگری معاشقه می‌کند)، و حسادت زمانی رخ می‌دهد که که “چیزی” مادی است یا مربوط به موقعیت اجتماعی است (مثلاً، شخصی ماشینی دارد که شما می خواهید، شخصی به جای شما برای یک پروژه کاری مطلوب انتخاب می شود). حسادت و حسادت هر دو به ما انگیزه می دهند تا به چیزهایی که می خواهیم دست پیدا کنیم.

گناه و شرم نیز شبیه یکدیگرند; آنها زمانی رخ می دهند که ما قوانین اخلاقی خود را (احساس گناه) زیر پا گذاشته ایم یا زمانی که کاری را انجام داده ایم که فکر می کنیم دیگران آن را تایید نمی کنند (شرم). آن‌ها به ما انگیزه می‌دهند تا کارهایی را که انجام داده‌ایم پنهان کنیم، کارهایی را که انجام دادیم جبران کنیم و/یا طلب بخشش کنیم.

توصیفات فوق احساسات را به عنوان مقوله های متمایز می بینند که هر کدام کارکردهای متفاوتی دارند (اکمن، 1992). به جای اینکه به عنوان مقوله‌های مختلف نگریسته شوند، می‌توان احساسات را در سه بعد نیز مشاهده کرد: خلق و خو، انرژی و قدرت (برادلی و لانگ، 1994؛ کولی‌بازی و همکاران، 2010؛ اسلام و همکاران، 2021؛ پوسنر، راسل، و پترسون. ، 2005؛ راسل، 1980. هر دو دیدگاه معتبر است.

رویکرد دیگری برای درک احساسات

بیایید با دو مورد از آن ابعاد شروع کنیم: خلق و خو و انرژی (شکل 1). از چپ به راست در محور X، ما خلق و خوی داریم – این نشان دهنده احساساتی است که احساس منفی، خنثی یا مثبت دارند. در محور Y، ما انرژی داریم – این نشان دهنده میزان انرژی ما از احساساتمان است. از پایین به بالا، ما احساساتی داریم که انرژی کم، متوسط ​​یا زیاد دارند.

منبع: Tomislav D. Zbozinek, Ph.D.

شکل 1. احساسات ترسیم شده توسط خلق و خو و انرژی

منبع: Tomislav D. Zbozinek, Ph.D.

احساس “رضایت” در این نمودار به کجا تعلق دارد؟ این یک احساس نسبتاً مثبت و با انرژی متوسط ​​است، بنابراین در بخش وسط سمت راست نمودار خواهد بود. ترس چطور؟ این یک احساس بسیار منفی و پرانرژی است، بنابراین در گوشه سمت چپ بالا قرار دارد. در مورد عصبانیت چطور؟ این نیز یک احساس بسیار منفی و پرانرژی است، بنابراین در گوشه سمت چپ بالا نیز قرار دارد.

خشم و ترس هر دو در گوشه سمت چپ بالای نمودار هستند، اما از نظر کیفی متفاوت به نظر می رسند. ترس در مورد دفاع از خود در برابر خطر درک شده است، در حالی که خشم در مورد مبارزه با بی عدالتی یا چیزهایی است که ما را از دستیابی به اهدافمان باز می دارد. بنابراین، چگونه آنها را با استفاده از این نمودار تشخیص دهیم؟ ما به یک محور سوم – محور Z – نیاز داریم که به سمت ما و از ما دور شود (به دلیل پیچیدگی بصری در شکل نشان داده نشده است). این محور قدرت است، جایی که در یک طرف، احساساتی داریم که در آن احساس مسلط بودن می‌کنیم، و در انتهای دیگر، احساساتی داریم که در آن احساس تسلیم شدن می‌کنیم.

ترس یک احساس بسیار منفی، پرانرژی و مطیع است – وقتی می ترسیم، اغلب احساس می کنیم که تهدید از ما قدرتمندتر است. خشم یک احساس بسیار منفی، پرانرژی و غالب است – وقتی عصبانی هستیم، اغلب احساس می‌کنیم (یا تصور می‌کنیم) قدرتمندتر از چیزی هستیم که با آن می‌جنگیم. هیجان یک احساس بسیار مثبت، پرانرژی و هیجانی غالب است. هر احساسی به جایی در این نمودار سه بعدی تعلق دارد.

برخی از احساسات رایجی که تجربه می کنید چیست؟ آنها به کجای نمودار تعلق دارند؟ اگر قبلاً این کار را نکرده‌اید، کمی وقت بگذارید و مکان احساسات مختلف را در شکل 1 کشف کنید.

بنابراین، با این اطلاعات چه کنیم؟

با استفاده از دیدگاه طبقه‌بندی احساسات، می‌توانیم بفهمیم که کدام موقعیت‌ها احساسات خاصی را برمی‌انگیزد و آن احساسات ما را به کدام رفتار برمی‌انگیزد. چه برای خودمان، دوستان و خانواده‌مان یا فرزندانمان به این موضوع علاقه مند باشیم، می‌تواند بسیار مفید باشد. در مورد یک موقعیت خاص فکر کنید، رفتارها را مشاهده کنید و احساسات را به طور دقیق استنباط کنید. این به ساختن هوش عاطفی و اجتماعی ما کمک می‌کند، به ما می‌گوید واقعاً در آن موقعیت چه اتفاقی می‌افتد، و به ما کمک می‌کند تا تعیین کنیم که چگونه به آن موقعیت‌ها واکنش نشان می‌دهیم – از جمله نحوه برقراری ارتباط با دیگران.

تکنیک های مختلفی از روانشناسی بالینی وجود دارد که می تواند در این موقعیت های روزمره به کار رود، مانند شفقت، اعتبارسنجی، آرامش، حل مسئله، قرار گرفتن در معرض (یعنی مواجهه با ترس های خود)، فعال سازی رفتاری (انجام فعالیت ها – معمولاً فعالیت های مثبت) و بسیاری دیگران به عنوان مثال، با درک دقیق این که یک فرد حسود است (در مقابل مضطرب، عصبانی یا غمگین)، می توانید تجربیات آن شخص را تأیید کنید، با آنها همدلی کنید، به طور موثر با آنها ارتباط برقرار کنید و به طور بالقوه به او کمک کنید تصمیم بگیرد که چگونه در این زمینه به بهترین شکل عمل کند. موقعیت (اگر به حل مسئله علاقه مند هستند – اغلب مردم فقط اعتبار و همدلی می خواهند).

به طور مشابه، با درک مدل سه بعدی احساسات، می دانیم که تغییر انرژی از بالا به پایین (یا برعکس) می تواند احساسات را تغییر دهد. به عنوان مثال، اگر فردی بسیار هیجان زده است – شاید برای یک موقعیت خاص خیلی هیجان زده باشد – انجام برخی تمرینات آرامش بخش ممکن است سطح انرژی را کاهش دهد. این می تواند آنها را از “هیجان زده” به “شاد” یا “محتوا” تغییر دهد که ممکن است در آن موقعیت مناسب تر باشد. همین امر در مورد تغییر ابعاد دیگر نیز صدق می کند – تغییر آنها می تواند احساسات را تغییر دهد.

به طور کلی، احساسات عمیقاً در تجربه انسان نهفته است. درک و تنظیم احساسات یک مهارت اساسی زندگی است که می تواند به ما کمک کند بهترین زندگی خود را داشته باشیم و روابط خود را با دیگران تقویت کنیم. گاهی اوقات درک احساسات در موقعیت های چالش برانگیز دشوار است. در این موارد، روانشناسان می توانند به شما کمک کنند تا عملکرد درونی خود یا اطرافیانتان را درک کنید تا بتوانید زندگی خود را به بهترین شکل انجام دهید.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان