یک اختاپوس هیچ پوسته ، فقط یک بدن نرم و ذهن تیز ندارد. این یک استاد تغییر شکل است و با فضل و مقاومت در برابر محیط همیشه در حال تغییر آن سازگار است. با نبوغ ، سازگاری و پایداری با چالش های روزانه روبرو می شود. این توانایی برای تبدیل چالش ها به فرصت ها ، جوهر ذهنیت اختاپوس است.
تصور کنید که همان طرز فکر را برای زندگی خود اعمال کنید. دفعه بعد که با یک چالش روبرو هستید ، مانند یک هشت پا فکر کنید. از ترس یخ نمی زند. این محیط را اسکن می کند ، راه جدیدی را به جلو می یابد و حرکت خود را ادامه می دهد. اما این “ذهنیت هشت پا” دقیقاً چگونه در مغز انسان کار می کند؟ بیایید عمیق تر شیرجه بزنیم و علم پشت مقاومت را کشف کنیم.
برای بقا سیمی ، که توسط زندگی مدرن به چالش کشیده شده است
چرا مقاومت در دنیای مدرن ما بسیار دشوار است؟ مشکل این است که یک قسمت از مغز ما ، آمیگدال ، همیشه در حال تماس است ، همیشه آماده صدا زنگ هشدار است. اما بخش هایی از مغز ما که به ما کمک می کنند تا چالش ها را حس کنیم ، قشر جلوی مغز و هیپوکامپ ، نیاز به کمی کمک از خواب بیدار دارند.
این سیستم برای بقا تکامل یافته و به اجداد ما کمک می کند تا واکنش نشان دهند ، یاد بگیرند و سازگار شوند. با این حال ، انعطاف پذیری آسان نیست. ده ها هزار سال پیش ، به عنوان عشایر و شکارچیان ، تاب آوری برای بقا ضروری بود.
اجداد ما با عدم اطمینان روزانه روبرو می شدند ، دائماً اقتباس می شدند و به غرایز و جوامع خود برای حرکت در چالش ها اعتماد می کردند. امروزه زندگی مدرن بسیاری از این آزمایشات طبیعی را از بین می برد و جلوگیری از ناراحتی و ایجاد مقاومت در برابر آن را آسان تر می کند. اما چگونه می توانیم در دنیای مدرن خود به این مقاومت باستانی بپردازیم؟
ریشه های انعطاف پذیری هشت پا
انعطاف پذیری به معنای اجتناب از مبارزه نیست. این در مورد نحوه مبارزه ما است.
ما هرکدام زیست شناسی مختلف ، سطوح مختلف پشتیبانی و شرایط زندگی منحصر به فرد داریم. برخی از افراد به طور طبیعی برای تحمل استرس مجهز تر هستند ، در حالی که برخی دیگر برای ساختن مقاومت باید سخت تر کار کنند. اما مهم نیست که از کجا شروع کنیم ، همه ما به این روند دسترسی داریم.
مانند کودک که در حال یادگیری راه رفتن است ، یک هشت پا از طریق آزمایش و خطا حرکت می کند. به دام می افتد ، با ناآشنا می جنگید و حتی بازوی خود را از دست می دهد. اما به جای اینکه شکست را به عنوان یک نقطه پایانی ببینیم ، با هر مبارزه به عنوان اطلاعات ، تنظیم ، تلاش دوباره و بازسازی آنچه از دست رفته است ، رفتار می کند.
اختاپوس ها در صورت آسیب دیدگی می توانند بازوهای خود را دوباره بسازند ، نمونه ای خیره کننده از مقاومت بیولوژیکی. در حالی که ما نمی توانیم اندام ها را بازسازی کنیم ، مغز ما سازگاری مشابهی را از طریق نوروپلاستیک نشان می دهد ، و به ما امکان می دهد تا در پاسخ به چالش ها مسیرهای عصبی را دوباره بسازیم و تقویت کنیم.
سیستم تاب آوری مغز شما
انعطاف پذیری مربوط به اراده نیست. این در مورد چگونگی فعال کردن قسمت های مناسب مغز خود در زمان مناسب است و از توانایی مغز در بازگرداندن خود از طریق تجربه استفاده می کنیم.
- آمیگدال هشدار ، خطر سیگنالینگ و ایجاد پاسخ استرس را آتش می زند.
- قشر جلوی مغز به ما کمک می کند تا مکث ، تأمل و چالش های خود را تغییر دهیم و دیدگاه خود را از واکنش به پاسخ تغییر دهیم.
- هیپوکامپ آنچه را که ما از مبارزات می آموزیم رمزگذاری می کند ، و اطمینان می دهد که ما از تجربه رشد می کنیم و نه تکرار چرخه های منفی.
تقریباً مانند یک اختاپوس با استفاده از سیستم عصبی توزیع شده خود برای حس ، تصمیم گیری و واکنش سریع ، سیستم تاب آوری مغز ما به چندین منطقه متکی است که با هم کار می کنند تا به ما در سازگاری کمک کنند.
اگر این سیستم را درگیر نکنیم ، به جای رشد ، از ترس گیر می مانیم.
جوهر اختاپوس جامعه شما
انعطاف پذیری در انزوا اتفاق نمی افتد. ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که همه آن را در درون خود پیدا کنیم. ما باید با دیگران ارتباط برقرار کنیم ، دقیقاً همانطور که اختاپوس ها ، حتی در استقلال آنها ، برای حرکت در اقیانوس در حال تغییر ، به نشانه های زیست محیطی و تعامل متکی هستیم.
مغز ما برای تنظیم استرس از طریق اتصال سیم کشی شده است.
وقتی با دیگران درگیر می شویم ، صحبت می کنیم ، می خندیم و یا حتی احساس می کنیم ، بدن ما اکسی توسین ، سروتونین و دوپامین را آزاد می کنیم. اینها فقط مواد شیمیایی “خوب” نیستند. آنها کورتیزول را خنثی می کنند ، استرس را کاهش می دهند و وضوح ذهنی را بهبود می بخشند.
اختاپوس ها با تغییر رنگ ها ، هشدارهای سیگنالینگ و حتی استفاده از حرکات ارتباط برقرار می کنند. مانند آنها ، وقتی به شبکه های خود متصل می شویم ، سازگار می شویم و تکیه می دهیم.
مقاومت در برابر خواندن ضروری است
با الهام از توانایی هشت پا در حرکت در دنیای در حال تغییر آن ، ما نیز می توانیم با درک جریان های داخلی خود و منابع اطراف خود ، قدرت و مقاومت را پیدا کنیم.
آونگ عاطفی: چرا گیر می کنیم
مانند یک آونگ به مقاومت در نظر بگیرید. وقتی اتفاق استرس زا رخ می دهد ، اولین نوسان احساسی است. آن مشت روده. ناامیدی ترس ذهن از طریق سناریوهای بدترین حالت مسابقه می دهد.
این طبیعی است این بدن است که کار خود را انجام می دهد.
اما این جایی است که بیشتر مردم می جنگند. آنها اولین موج عاطفی را برای کل تجربه اشتباه می کنند.
آونگ همیشه عقب می چرخد.
با گذشت زمان ، خواب ، حرکت یا تغییر در چشم انداز ، شدت محو می شود و لحظه “وضوح” را “بعد از باران” به ارمغان می آورد.
ناگهان می توانیم قدم برداریم و گزینه ها را ببینیم. ما می توانیم آنچه را که اتفاق افتاده است تغییر دهیم. ما می توانیم الگوهای را بشناسیم و از آنها بیاموزیم.
اما رسیدن به آن لحظه به یک چیز کلیدی نیاز دارد. به جای اجتناب از آن ، با ناراحتی نشسته اید.
شاخکهای تحول
درد ، سرخوردگی و عدم اطمینان ناراحت کننده است. هیچ کس از آنها لذت نمی برد. به همین دلیل است که بسیاری از ما به مکانیسم های مقابله کوتاه مدت ، مواد ، حواس پرتی ، پیمایش ، رفتارهای بی حسی روی می آوریم.
اگر دائماً مبارزه را بی حس می کنید ، هرگز چرخه مقاومت را کامل نمی کنید. این مثل این است که مکث را به ناراحتی ضربه بزنید اما هرگز به رشد بازی نمی کنید.
مواد مخدر ، تبخیر ، الکل ، پیمایش بی ذهن ، اینها عصای شیمیایی یا دیجیتال هستند. آنها توهم تسکین می دهند ، اما در واقع به ما کمک نمی کنند تا روند رشد یا رشد کنیم.
نشستن با ناراحتی منفعل نیست. مانند یک اختاپوس ، ما با تکیه بر چالش ها با کنجکاوی رشد می کنیم.
ذهنیت اختاپوس: 4 قدم به مقاومت سازگار
آیا می خواهید مغز خود را آموزش دهید تا به جای اینکه گیر بیفتید از طریق مبارزه حرکت کنید؟ با دیدگاه های مختلف ، مانند یک هشت پا که با هشت اسلحه تحقیق کاوش می کند ، به موانع نزدیک می شوید.
مرحله 1: مکث کنید و آنچه اتفاق می افتد را حس کنید
مانند یک اختاپوس که تغییر در محیط آن را حس می کند ، مکث کرده و آنچه را که اتفاق می افتد تصدیق کنید.
- “من احساس غرق شدن می کنم.”
- “این وضعیت من را ناامید می کند.”
- “من نمی دانم بعد چه کاری انجام دهم.”
نامگذاری آن حلقه استرس را قطع می کند و فضایی را برای مرحله بعدی ایجاد می کند.
مرحله 2: قبل از شکستن مخلوط کنید
اختاپوس وحشت نمی کند. ضمن ارزیابی گزینه های آن ، در محیط اطراف خود مخلوط می شود.
- نفس عمیق بکشید.
- به خود یادآوری کنید. این فقط اولین نوسان است. عبور خواهد کرد
- کاری انجام دهید بخوابید ، حرکت کنید ، در یک سرگرمی شرکت کنید یا با یک دوست ارتباط برقرار کنید.
مرحله 3: نقاط را تغییر داده و وصل کنید
پس از محو شدن شدت اولیه ، دیدگاه خود را به سمت بیرون تغییر دهید.
- از زوایای مختلف به چالش نگاه کنید.
- با دیگران درگیر شوید که می توانند به شما در پردازش آن کمک کنند.
- فراتر از پاسخ استرس باریک گسترش یابد. چه تصویر بزرگتر در حال ظهور است؟
مرحله 4: اقدامات کوچک را آزمایش کرده و امکانات را فراتر از لحظه تشخیص دهید
اختاپوس فقط فکر نمی کند. سعی می کند ، سازگار می شود و حرکت می کند.
- به جای جستجوی یک راه حل کامل ، با رویکردهای مختلف آزمایش کنید.
- در حالی که ممکن است در لحظه غیرممکن باشد ، توجه خود را به گزینه هایی که هنوز نمی بینید متمرکز کنید (مربیان ، کتاب ها ، جوامع ، تجربیات گذشته …)
اختاپوس داخلی خود را رها کنید
ما اغلب توانایی خود را در سازگاری دست کم می گیریم. مثل این است که در یک اتاق فرار باشید ، اگر وحشت کنید و خاموش شوید ، گیر خواهید کرد. اما اگر کنجکاو باشید ، ایده های تست و سازگاری ، راهی برای پیش رو پیدا خواهید کرد.
در اینجا یک چالش وجود دارد: دفعه بعدی که زندگی یک منحنی را به شما می اندازد ، یک هشت پا را تصویر کنید. این وحشت نمی کند ، آن را بررسی می کند ، آزمایش می کند ، سازگار می شود. همین کار را انجام دهید موانع را به عنوان معماها ببینید. کنجکاو شوید
مانند هشت پا ، شما برای سازگاری ساخته شده اید. با چالش ها روبرو شوید ، امکانات را کاوش کنید و سرنوشت خود را جوهر کنید!