20:33 - 2025/01/23

اجازه ندهید که روی اهدافتان گیر کرده اید به هدر برود

[ad_1] رویاپردازی بزرگ و تعیین اهداف اغلب پر ارزش ترین بخش زندگی حرفه ای ما است. قبل از شروع کار سخت، قبل از شکست ها، و قبل از کشش های اجتناب ناپذیر گیر افتادن، چیزی جز انرژی بی گناه و خوش بینی مست کننده وجود ندارد. عالیه با این حال، دیر ...

اجازه ندهید که روی اهدافتان گیر کرده اید به هدر برود

[ad_1]

رویاپردازی بزرگ و تعیین اهداف اغلب پر ارزش ترین بخش زندگی حرفه ای ما است. قبل از شروع کار سخت، قبل از شکست ها، و قبل از کشش های اجتناب ناپذیر گیر افتادن، چیزی جز انرژی بی گناه و خوش بینی مست کننده وجود ندارد. عالیه

با این حال، دیر یا زود، ما گیر می کنیم. پیشرفت کند می شود، موانع روی هم انباشته می شوند، و ناامیدی به وجود می آید. تجربه گیر افتادن در لحظه بسیار ناخوشایند است و سخت است که خود را به جایی در آینده منتقل کنیم که این احساسات منفی جای خود را به افکار مغزی بیشتری بدهد.

با این حال، تجربه گیر افتادن کارکردهای مهمی را نیز انجام می دهد که در دراز مدت به ما کمک می کند. بسیار مفید است که آنها را در ذهن داشته باشید تا از تصمیم گیری در جایی که احساسات منفی شدید است خودداری کنید.

این چه کارکردی دارد؟ ممکن است پنج مورد وجود داشته باشد که پنجمین مورد نادیده گرفته شده است.

1. اثبات توانایی ما

گیر افتادن روش زندگی برای پرسیدن این سوال است که “چقدر این را می خواهی؟” این آزمونی برای تعهد و عزم ماست. زمانی که همه چیز به آرامی پیش می رود، داشتن انگیزه کار بیهوده ای است. اما وقتی به موانعی برخورد می کنیم، عزم ما مورد آزمایش قرار می گیرد.

به نوآوران، ورزشکاران و رهبران بزرگ در طول تاریخ فکر کنید. همه آنها با لحظاتی روبرو شدند که پیشرفت غیرممکن به نظر می رسید. چیزی که آنها را متمایز می کرد، توانایی آنها در پیشروی بود. سخاوت به عنوان یکی از عناصر مهم موفقیت در نظر گرفته می شود و تنها زمانی آزمایش می شود که گیر کرده باشیم.

2. کمبود ارزش ایجاد می کند

وقتی گیر می کنیم وسوسه می شویم که تصور کنیم دنیایی که در آن رسیدن به هر هدفی آسان باشد چیز خوبی خواهد بود.

آیا آن را؟ در چنین دنیایی، آیا موفقیت احساس پاداش می کند؟ آیا پیروزی رسیدن به قله همچنان ما را به اوج سرخوشی می رساند؟

آیا حتی برای اهدافی که هر کسی بتواند به آن دست یابد ارزشی وجود دارد؟

به احتمال زیاد نه. یک کارکرد مهم گیر افتادن در کمبودی است که ایجاد می کند. اگرچه به هیچ وجه تنها مورد نیست، اما کمبود عنصر کلیدی ارزش است. این تا حدودی چیزی است که طلا را با ارزش، الماس را مطلوب و دستاوردها را معنادار می کند. مبارزه به عنوان یادآوری این نکته است که آنچه ما دنبال می کنیم ارزش تلاش را دارد و به دستاوردهای ما عمق و اهمیت می بخشد.

3. روشن کردن فراخوان و مأموریت ما

وقتی پیشرفت کند می شود، مجبور می شویم مکث کنیم و فکر کنیم. مطمئناً، ممکن است خوشایندترین انعکاس نباشد و ممکن است پر از شکایت و زبان رنگارنگ باشد. اما در نهایت، سؤالات مفید حباب می شوند:

“آیا من این هدف را به دلایل درست دنبال می کنم؟”

“آیا من واقعاً این را می خواهم؟ آیا این تماس من است؟ یا من دنبال آن هستم تا انتظارات دیگران را برآورده کنم؟»

گیر افتادن ما را مجبور می‌کند به گونه‌ای عمیق را حفاری کنیم که دریانوردی هموار این کار را نمی‌کند.

گاهی اوقات، متوجه می شویم که آنچه فکر می کردیم می خواهیم ارزش مبارزه را ندارد. در واقع، رهایی از اهدافی که دیگر اهمیتی ندارند، پیش بینی کننده خوشبختی است. در مواقع دیگر، چالش ها تعهد ما را مجدداً تأیید می کنند. در هر صورت، ما وضوح انتقادی را به دست می آوریم.

4. تمرین ارضای تاخیری

توانایی صبر و شکیبایی برای دریافت پاداش، یک ویژگی کلیدی برای موفقیت است، به ویژه در عصر رضایت آنی.

گیر افتادن ما را وادار می کند که ارضای تاخیری را تمرین کنیم. این مهم است زیرا توانایی به تأخیر انداختن رضایت کمی شبیه نواختن پیانو است: این چیزی نیست که فقط بتوان آن را آموزش داد. باید تجربه و انجام شود.

5. وادار کردن ما به یادگیری بهتر تفویض اختیار

در نهایت، یکی از نادیده گرفته ترین مزایای گیر افتادن این است که ما را مجبور می کند به دیگران تکیه کنیم. ممکن است از ضعف مکانی در لحظه ناشی شود، اما همچنین فرصتی برای برتری در یکی از مهم ترین مهارت های رهبری است. تفویض اختیار که به خوبی انجام شده است، به ما امکان می دهد تا به دستاوردهای بیشتری برسیم و در عین حال نحوه گذراندن زمان خود را نیز بهینه کنیم.

وقتی گیر می کنیم، بیشتر تمایل داریم به دیگران تکیه کنیم. این به نوبه خود چشمان ما را به عناصر تفویض اختیار موثر باز می کند: اعتماد، توانمندسازی، انتخاب پرسنل، تقسیم وظایف، تعیین هدف و بازخورد.

اگر یاد بگیریم که از این فرصت برای یادگیری نحوه تفویض اختیار استفاده کنیم، دوره گیر افتادن ما ممکن است منجر به توانایی بیشتر برای غلبه بر موانع و تسریع پیشرفت از طریق روشی متفاوت شود.

این همچنین یک تجربه فروتنانه است: یادآوری اینکه موفقیت به ندرت یک تلاش انفرادی است.

یک فکر نهایی

همه اینها به این معنی نیست که گیر افتادن هرگز نباید ما را به سمت رها کردن یک هدف خاص سوق دهد. گاهی اوقات این پاسخ درست است.

بهترین روش فکر کردن در مورد گیر افتادن این است که این چیزی است که باید انتظار داشته باشیم هم برای اهدافی که می‌توانیم به آنها دست یابیم و هم برای اهدافی که نمی‌توانیم یا انگیزه کافی برای رسیدن به آنها نداریم اتفاق بیفتد. این شاخص خوبی نیست که آیا ما باید از آن عبور کنیم یا نجات دهیم.

هر کدام از این گزینه ها را انتخاب کنیم، موارد زیر صادق است: گیر افتادن کارکردهای مهمی دارد. از آن غافل نشویم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان