19:23 - 2025/05/13

“آیا همه ما عصبی نیستیم؟” | روانشناسی امروز

[ad_1] من تازه به این مقاله رسیدم زمان (انتشارات انگلیس) که در آن Francesca Happé-استاد علوم اعصاب شناختی در کالج کینگ لندن-Argues که باعث کاهش ننگ پیرامون اختلالات روانی شد ، باعث شده است که افراد بیشتری به دنبال تشخیص پزشکی و تشخیص خود ...

“آیا همه ما عصبی نیستیم؟” | روانشناسی امروز

[ad_1]

من تازه به این مقاله رسیدم زمان (انتشارات انگلیس) که در آن Francesca Happé-استاد علوم اعصاب شناختی در کالج کینگ لندن-Argues که باعث کاهش ننگ پیرامون اختلالات روانی شد ، باعث شده است که افراد بیشتری به دنبال تشخیص پزشکی و تشخیص خود باشند. او می گوید:

“هنگامی که شما اوتیسم ، ADHD ، دیسکسکسی ، دیسپراکسیا و سایر روش هایی را که می توانید از نظر توسعه متفاوت از معمولی باشید ، در واقع بسیاری از افراد معمولی را ترک نمی کنید. این باعث تغییر جامعه می شود ، اما نه به روش بد.”

سپس مقاله به نقل از “پزشک بی نام” در گفتن “من می خواهم کودک را گورخر می خوانم اگر خدمات مورد نیاز آنها را دریافت کند.”

ببین ، من موافقم که ننگ کاهش یافته یک چیز عالی است. برای بزرگسالان ، می تواند بسیار توانمند باشد که بعداً در زندگی کشف کنید که واقعاً هستید و با برچسب عصبی مثبت را شناسایی می کنید. من همچنین فکر می کنم افزایش تشخیص مواردی مانند اوتیسم ، ADHD ، دیسکسکسی و غیره ، تا حد زیادی نشانگر این است که یک ننگ کاهش یافته وجود دارد ، و همچنین یک خالص مثبت در اجازه دادن به تعداد زیادی از دانش آموزان که به برچسب ها نیاز دارند برای کمک به آنها در شکوفایی در مدرسه و فراتر از آن.

اما – اکنون بیایید این را برای یک ثانیه فکر کنیم. من فکر می کنم که همه ما ویژگی های شدید داریم (بالاتر یا پایین تر از دو انحراف استاندارد از میانگین) و در این صفت “عصبی” هستند. هیچ کس در هر بعد شخصیت یا توانایی به طور متوسط ​​در هیئت مدیره نمره ندارد. اما آیا این همه ما را “عصبی” می کند؟ سوال خوب!

من هنوز با این کشتی می گیرم. به طور سنتی ، اصطلاح “عصبی” به مجموعه خاصی از “اختلالات” عصبی توسعه یافته – اوتیسم به طور کلی ، که نیاز به تشخیص بالینی دارد ، اشاره کرده است. این اصطلاح در طول سالها گسترش یافته است تا مواردی مانند ADHD و دیسکسکسی را شامل شود ، اما فقط هیچ ویژگی شخصیتی را شامل نمی شود. آیا درونگراهای شدید عصبی هستند؟ در مورد کسی که مهارت هنری باورنکردنی یا قدرت ورزشی دارد؟ آیا آنها عصبی هستند؟ چرا یا چرا نه؟ من جواب ندارم ، فقط سوالات زیادی دارم. من این را با همه شما فکر می کنم

چیزی که من می بینم نگران کننده است ، روند Tiktok برای نوجوانان برای تشخیص خود با انواع تشخیص های بالینی و بدون هیچ گونه ارزیابی رسمی واقعی است. من می دانم که برخی از افراد مشکلی در این مورد مشاهده نمی کنند ، و حتی این را یک چیز فوق العاده می دانند. من یکی از آن افراد نیستم.

برای یک ، همه اختلالات توسعه واقعاً در یک پیوستار قرار دارند زیرا همه ما هستیم انسانیبشر دیدن خود در جایی در هر یک از تشخیص ها بسیار آسان است زیرا همه افراد دارای هر برچسب بخشی از آن هستند بشریتبشر

یک ویژگی واقعاً بحث برانگیز را بگیرید: روانپزشکی. همه دوست دارند خود را از این صفت کاملاً طلاق بگیرند و به آن اشاره کنند شخص دیگری در زندگی آنها دوست ندارند چه کسی “چنین روانی” باشد. اما من به شما اطمینان می دهم که هر از چند گاهی رفتارهای روانی را نشان می دهید.

مطمئناً ، این احتمالاً به این معنی نیست که شما یک روانپزشکی معتبر هستید (با تعریف رابرت هار). با این حال ، اگر واقعاً با خود صادق هستید می توانید زمانهایی را که می توانید با چنین رفتارهایی طنین انداز شوید ، شناسایی کنید (اوه ، شما هرگز دروغ گفت تا آنچه را می خواهید بدست آورید؟ شما هرگز از درد شخص دیگری هیجان زده اید؟ واقعاً؟)

با توجه به این قیاس ، بسیاری از جوانان که احساس انزوا و بی دست و پا می کنند ممکن است در مورد چند ویژگی اوتیسم بشنوند ، به عنوان مثال ، و بلافاصله روی هویت “من اوتیستیک هستم!” در واقعیت ، این احتمال بیشتر است که آنها احتمالاً فقط انسانی هستند و بعضی اوقات می توانند بی دست و پا باشند ، اما این بدان معنی نیست که آنها در واقع در اوتیسم نمره بالایی دارند و به منابع و پشتیبانی نیاز دارند. در حقیقت ، این تشخیص های خود و تقاضا برای منابع حتی ممکن است از پشتیبانی و منابع محدود کسانی که واقعاً به آنها احتیاج دارند ، فاصله بگیرد.

که من را به یک دلیل دیگر می رساند ، این روند را مشکل ساز می دانم: من یک روند نگران کننده را برای نوجوانان می بینم که فشار همسالان را برای شناسایی با قربانی خود احساس کنند. به نظر من ، این بسیار ناسازگار است. من گمان می کنم که جوانان در رسانه های اجتماعی می دانند که آنها به احتمال زیاد توجه می کنند و دوست دارند “بیرون آمدن به عنوان عصبی”. من فکر نمی کنم که با برچسب عصبی در درجه اول ارتباط برقرار کنید تا بتوانید در بین گروه همسالان خود “در” جای بگیرید و “تعلق داشته باشید”. این در واقع نسبت به کل چیز عصبی بسیار ضدیت است!

من همه اینها را به عنوان کسی می گویم که مدافع دیرینه جنبش عصبی بودن است و حتی در این باره کتابی برای مربیان نوشت. اگر اصلاً من را می شناسید ، می دانید که من یک مدافع عصبی هستم! من فکر می کنم افزایش افرادی که برچسب عصبی را در آغوش می گیرند می تواند به بسیاری از افراد کمک کند تا از اینقدر لعنتی احساس شرم کنند متفاوت از دیگران

عصبی بودن ضروری است

اما سوالی که زیاد می گیرم این است: “اما هیچ کس طبیعی نیست ، درست است؟” بگذارید به طور مستقیم و صادقانه به این پاسخ دهم: نه ، همه احساس نمی کنند که شناخت و عواطف روزمره خود بسیار متفاوت از نحوه تمایل بیشتر مردم در موقعیت های اجتماعی روزمره است.

من شخصاً احساس می کنم در بیشتر “رویدادهای شبکه ای” یا احزاب اجتماعی که به آنها دعوت شده ام ، جایی که با افراد جدید ملاقات می کنم ، یک تلاش ناشایست را صرف تلاش برای ظاهر شدن “عادی” می کنم. من آنقدر افکار واگرا دارم که از ذهنم عبور می کند که می دانم کاملاً نامناسب برای سؤال از شخص دیگر است (یکی از نزدیکترین دوستان من فکر می کند مونولوگ داخلی من شبیه به لری دیوید است). من به سختی هیچ فیلتر در ذهنم ندارم – که بسیاری از دوستانم خنده دار و دوست داشتنی می دانند ، اما افرادی که اصلاً من را نمی شناسند می توانند از چیزهایی که فکر می کنم اذیت شوند. من یک نیاز تقریباً شبیه به تیک دارم تا حقیقت را بگویم و معتبر باشم ، که احساس می کنم باید تمام وقت را مهار کنم.

اکنون ، من اغلب تعجب کرده ام: آیا همه اینگونه هستند؟ آیا طبیعی است که در داخل طبیعی نباشید اما سعی کنید در موقعیت های اجتماعی جدید طبیعی به نظر برسد؟ ما هستیم همه فقط تظاهر می کند؟ خوب ، من با مردم صحبت کردم و از آنها این سؤال را پرسیدم – و من فهمیدم که در واقع ، همه دائماً فکر نمی کنند واگرایی! واقعاً “هنجارهای” اجتماعی از رفتاری وجود دارد که به نظر می رسد اکثر مردم به طور شهودی “می شوند” و احساس راحتی می کنند. من فکر می کنم این به معنای چیزی برای گفتن است که روش های خاصی برای تفکر و رفتار وجود دارد که در جامعه روزمره “عادی” تر از دیگران در نظر گرفته می شود.

برای روشن شدن ، من فکر نمی کنم افراد عصبی به هیچ وجه برای نحوه سیم کشی مغز خود برتر باشند. در حقیقت ، من وقتی مردم ادعا می کنند که برچسب عصبی را فقط برای احساس خاص بودن و توجه اجتماعی به خود جلب می کنند ، دوست ندارم. این فقط است آنها کیستند ، و این کار و تلاش زیادی برای آنها طول می کشد تا در زندگی روزمره “به اندازه کافی عادی” باشند تا مردم به آنها نگاه نکنند مثل اینکه دیوانه شوند.

بنابراین بگذارید به سؤال اولیه برگردم: “آیا همه ما عصبی نیستیم؟” خوب ، به معنای خاص ، بله. همه ما جنبه افراطی از ساختار شخصیت خود داریم.

اما من نگران این هستم که اگر همه عصبی شوند ، این اصطلاح کاملاً معنی را از دست می دهد. من همه برای گسترش هویت هستم تا موارد دیگری را که در حال حاضر در آن قرار داریم شامل شود ، اما من صادقانه نسبت به از دست دادن معنای اصلی این اصطلاح احتیاط می کنم: این که شیوه سیم کشی مغز شما به اندازه کافی در یک بعد خاص و مرتبط با آموزش و پرورش است که حرکت در دنیای عادی انسانها یا یادگیری به روشی استاندارد است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان