کنترل در قلب بسیاری از رنج های روانی ما قرار دارد. در واقع، ما ادراک از کنترل کنید در قلب بسیاری از رنج های روانی ما قرار دارد. خوب، به طور دقیق تر، ما اشتباهدرک کنترل در قلب بسیاری از رنج های ذهنی ما قرار دارد.
میدانم – به نظر میرسد که به نظر معنایی میآید. لطفا اجازه دهید قبل از اعمال کنترل خود و بستن این پست توضیح دهم.
نحوه درک ما از کنترل با حالات عاطفی ما ارتباط تنگاتنگی دارد. وقتی اضطراب را تجربه می کنیم، اغلب احساس می کنیم کنترل نداریم.1 همانطور که واقعیت می گوید، این نسبتاً دقیق است. ما اغلب کنترل کمی بر عواملی که بر ما تأثیر می گذارند نداریم. با این وجود، ما اغلب از تلاش برای اعمال کنترل، حداقل در ابتدا، دست نمی کشیم. این الگو در هسته بیشتر اضطراب ها قرار دارد. با تلاشهایمان، در نهایت سرمان را مکرراً به دیوار میکوبیم، معمولاً در تلاشی بیهوده برای کنترل موقعیتهایی که اغلب قابل کنترل نیستند. با گذشت زمان، این تلاش های ناموفق کنترل و احساس درماندگی منجر به ناامیدی (و سپس اغلب به افسردگی) می شود.2
بیشتر اضطراب ما به ناتوانی در کنترل عدم قطعیت و غیرقابل پیش بینی بودن خلاصه می شود.3 ممکن است در مورد امتحان آتی در کلاس مضطرب باشیم زیرا دشواری آن نامشخص است و میزان مطالعه مورد نیاز نامشخص است. برای مثال، اگر از حملات پانیک رنج می بریم، بیشتر اضطراب پیش بینی شده ناشی از ندانستن زمان وقوع حمله پانیک است. وقتی فوبیا از بیمار شدن داریم، وقتی در یک موقعیت بالقوه میکروبزا قرار میگیریم مضطرب میشویم.
اضطراب اغلب باعث می شود که ما رفتارهای ایمنی مختلفی را انجام دهیم که به کاهش پریشانی ما در کوتاه مدت کمک می کند. این رفتارها توهمی از کنترل را ارائه می دهد – تلاش برای ارائه ظاهری از قابلیت پیش بینی و محافظت در موقعیت های غیرقابل پیش بینی.
نمونههای متداول رفتارهای ایمنی عبارتند از رفتار بازرسی بیش از حد (مثلاً نگاه کردن برای بار سوم به در برای اطمینان از قفل کردن درب)، اطمینانجویی (مثلاً پرسیدن بارها مشکل بودن چیزی)، نگرانی (مثلاً برنامهریزی و مشکل). -حل سناریوهای احتمالی آینده) و تحقیقات اینترنتی.
رفتارهای ایمنی نیز به شکل رفتارهای اجتنابی و فراری هستند. ما ممکن است برای جلوگیری از حمله پانیک (یعنی آگورافوبیا) یا تماس بیمار برای کار به عنوان راهی برای فرار از ارائه ترسناکی که به طور داوطلبانه به ما گفته شده بود، به طور کلی از خانه بیرون نرویم.
رفتارهای ایمنی تلاش بیش از حد برای کنترل خطرات هستند، حتی اگر خطرات را نمی توان تا این حد کامل کنترل کرد. به عنوان مثال، برای کسانی که نگران بیماری ناشی از میکروب ها هستند، ممکن است دست های خود را فراتر از حد معمول یا توصیه شده بشوییم. این تلاشی برای اعمال کنترل بر خطر درک شده دست های “کثیف” است.
البته شستن دست ها ذاتاً اشتباه و مشکل ساز نیست. در واقع، این یک رفتار توصیه شده در طول روز است.4 اما اگر فراتر از سطوح توصیه شده بشوییم – به عنوان مثال، به عنوان پاسخی به اضطراب در مورد آلوده شدن در لحظات کم خطر – سعی می کنیم این خطر را بیش از حد کنترل کنیم. این اغلب با ذهنیت “بهتر از متاسفم امن تر از متاسفم” یا “فقط در مورد” هدایت می شود.
علیرغم تمام تلاش ها برای مدیریت ریسک درک شده، کنترل در نهایت یک توهم است. ما نمی توانیم کنترل کامل را اعمال کنیم و هیچ ایمنی را تضمین کنیم. می توانید تا حد امکان پاک باشید و همچنان بیمار شوید.
بهعلاوه، بسیاری از رفتارهای ایمنی اجباری و تلاشها برای کنترل ریسک، طنز موقعیتی دارند. به عنوان مثال، اگر دست های خود را بیش از حد بشوییم، می تواند منجر به خشک شدن و ترک خوردن پوست شود و منجر به زخم های باز شود که باعث می شود ما بیشتر در برابر میکروب ها و بیماری ها آسیب پذیر است. کنترل بیش از حد ما بر ریسک درک شده، شرایط را خطرناک تر می کند.
نکته اصلی این است که تمرین کنید از رفتارهای ایمنی بیش از حد کنترل و ناسالم کنار بگذارید. سعی کنید با اضطراب خطر احتمالی، عدم اطمینان و عدم کنترل بنشینید. از خود بپرسید: “آیا شما کنترل دارید یا کنترل شما را دارد؟”