شما توسط دستیار شخصی هوشمند خود بیدار شده اید. این چراغ ها و گرمایش را تنظیم می کند و به روزرسانی خبری را ارائه می دهد: یک سیستم بزرگ بانک یک شبه توسط مخالفان سیستم سرمایه داری مورد حمله سایبری قرار گرفت.
ردیاب سلامت مچ دست شما با توصیه های صبحانه به صدا درآمده است ، زیرا سیستم گردش خون شما تحت تأثیر قرار نمی گیرد. این پیشنهاد می کند که روزانه 725 قدم دیگر برای سوزاندن 450 کالری اضافی و 42 دقیقه خواب اضافی در طول هفته آینده پیاده روی کنید. حداقل سیستم تنفسی شما به طور عادی برای سن و BMI شما کار می کند.
شما به دلیل نقص در سیستم قطار زیرزمینی ، با اتوبوس کار می کنید. مسافران اطراف شما از طریق رسانه های اجتماعی ، برنامه های دوست یابی و سیستم عامل های خبری حرکت می کنند. با حرکت اتوبوس ، دوربین های سیستم دوربین مدار بسته شهر پیشرفت خود را ترسیم می کنند و نظارت بر انتشار کربن و جریمه های سرعت بالقوه را کنترل می کنند.
هنگامی که شما از کار خود خارج می شوید ، یک سیستم تشخیص چهره خیابانی صورت خود را اسکن می کند ، شناسه دیجیتالی خود را با سوابق جرم ، گذرنامه ها و بانکداری متقاطع می کند.
در دفتر ، رایانه شما به دلیل خطای مکرر سیستم منجمد می شود. شما خواستار کمک هستید ، فقط توسط یک چت بابات هوش مصنوعی که نمی تواند مسئله شما را درک کند ، در انتظار است. “این کل سیستم پیچ خورده است! من باید با یک انسان صحبت کنم! ” آه ربات پاسخ می دهد: “تماس شما برای ما مهم است. لطفا نگه دارید. “
ردیاب سلامت شما در حال افزایش استرس شما را یادداشت می کند و باعث ایجاد زنگ خطر برای مصرف روزانه SSRI شما ، تجویز شده توسط سیستم بهداشت ملی می شود. شما قرص را با آب بطری می بلعید و اعتماد به سیستم آب محلی را از دست داده اید.
SSRI متابولیزه می شود و تقریباً در هر سیستم بدنی تأثیر می گذارد: هضم ، عصبی مرکزی ، غدد درون ریز ، قلبی عروقی ، ایمنی ، عصبی اتونوم ، اسکلتی عضلانی ، ادرار ، تولید مثل جنسی و متابولیک. عوارض جانبی آن همچنین سیستم های سروتونرژیک شما را تغییر داده و باعث بی خوابی می شود. شما یک مجموعه پیاده روی از سیستم های به هم پیوسته هستید که هر کدام توسط فناوری کنترل و تنظیم می شوند.
هنوز هم در انتظار هستید ، خود را با یک بازی آنلاین منحرف می کنید و باعث ایجاد سیستم پاداش دوپامین می شوید. یک اعلان ظاهر می شود: مسابقه برنامه دوست یابی ، 82 درصد سازگار بر اساس جمعیتی ، آموزش ، تاریخ خرید و فعالیت رسانه های اجتماعی شما. این برنامه شما را برای شروع گپ زدن ، و شما را با بررسی دفترچه خاطرات خود برای در دسترس بودن استفاده می کند.
صدای شاد هوش مصنوعی قطع می کند: “شما اکنون 23 ام در صف هستید. اگر می خواهید سیستم را ترک کنید ، لطفاً دوباره در یک زمان ساکت تر تماس بگیرید. “
ساعت 10:35 صبح است و شما به مکانیسم 11 سیستم بدنی و پنج سیستم ذهنی تبدیل شده اید که در 22 سیستم تکنولوژیکی و بوروکراتیک کار می کنند. سوالی که ادامه می دهد: آیا شما حتی هنوز هم انسان هستید؟
زندگی سیستم: چگونه به اینجا رسیدیم؟
این جهان بینی با محوریت قرن ها طول کشید تا توسعه یابد. به گفته آین مک گیلچریست ، روانپزشک و نویسنده از استاد و امور اونیمکره سمت چپ مغز – که طرفدار انتزاع ، طبقه بندی و مدل های مکانیکی است – فرهنگ غربی مدرن را عمیقاً شکل داده و منجر به یک تجربه پراکنده و کاهنده واقعیت می شود.
McGilchrist پنج حرکت تاریخی را که در این تغییر نقش داشته اند ، شناسایی می کند:
- روشنگری و ظهور عقل گرایی: جهان بینی تحلیلی ، ضد تئوری ، مکانیکی توسعه یافته است. دکارت استدلال کرد که حیوانات صرفاً “مکانیسم ها “یا” Automata “، بدون آژانس ، در حالی که روسو و لاک پیشنهاد کردند که طبیعت بشر وجود ندارد و بشریت “تخته سنگ خالی” است که می تواند دوباره طراحی شود.
- انقلاب علمی: در قرن شانزدهم و هفدهم ، نیوتن ، گالیله و سایر دانشمندان نوظهور پیشنهاد کردند که جهان را می توان از طریق مدلهای ریاضی درک کرد و طبیعت را به سیستم های قابل پیش بینی کاهش داد: “یک جهان ساعت کار”.
- انقلاب صنعتی: قرن 18 و 19 شاهد استفاده از اصول مکانیکی در جامعه بود. کارخانه ها ، خطوط تولید و رفتارهای جمعی به عنوان سیستمی برای به حداکثر رساندن بهره وری ، تعبیه جهان بینی سیستم گرا در اقتصاد و برنامه ریزی اجتماعی مورد توجه قرار گرفتند.
- قرن بیستم و ظهور سایبرنتیک: تئوری سایبرنتیک ، رفتارگرایی و سیستم این عقیده را رسمی کرد که همه چیز – سیستم های اکوسی ، اقتصاد و ذهن انسان – می توانند به عنوان حلقه های بازخورد در سیستم های بهم پیوسته برنامه ریزی و مدیریت شوند.
- عصر دیجیتال: امروزه ، فکر کردن در سیستم ، هر جنبه ای از زندگی را نفوذ می کند. زندگی شخصی ما از طریق سیستم های دیجیتالی ، الگوریتم ها و داده ها واسطه می شود. ما در “اقتصاد اطلاعات” در “چهارمین انقلاب صنعتی” به نهادهای تولیدی تبدیل شده ایم.
مک گیلچریست هشدار می دهد که این جهان بینی با محوریت سیستم منجر به یک تجربه تحریف شده و فقیر شده از زندگی شده است. ما همدلی و احساس همبستگی را از دست داده ایم زیرا اجازه داده ایم زندگی ما به یک سری از نقاط داده جدا شده در سیستم های کنترل کاهش یابد.
آیا ما بیشتر از سیستم هستیم؟
امروز ، Big Tech این اعتقاد را به دست آورده است که انسان یک سیستم مکانیکی برای نتیجه گیری خود است و این ایده را ترویج می کند که ادغام انسان با ماشین ها نه تنها ممکن است بلکه اجتناب ناپذیر است. این اعتقاد صدها میلیارد دلار سرمایه گذاری در فن آوری های رابط های مغز و رایانه (BCI) ، سایبرنتیک و هوش مصنوعی هدایت می کند. هدف این است که با ادغام انسان با سیستم های رایانه ای ، به ماشینهای احساساتی دست یابیم ، حتی اگر این به معنای پایین آمدن محدودیت های قانونی در آزمایش در مورد آزمون های انسانی یا پایین آمدن استانداردهای هوش انسانی باشد تا هوش مصنوعی بتواند ادعا کند که به هوش سطح انسانی رسیده است (AGI).
این صنایع فنی تریلیون دلاری ، همانطور که مک گیلچریست و دیگران هشدار داده اند ، با هزینه ای همراه می شوند. ما به موجودات مطیع ، بیش از حد مدیریت شده خطرناک می شویم ، توسط سیستم هایی که ایجاد کردیم ، مجبور و کنترل می شویم. ما در سیستمهایی که همه متغیرها را محدود می کند ، می خوریم ، کار می کنیم ، مسافرت می کنیم و می خوابیم. ما آنچه را که به ما گفته می شود انجام می دهیم. تعامل اجتماعی ما ، گرسنگی ما ، نیاز ما به صمیمیت و هدف توسط سیستمهایی که نمی توانیم تأثیر بگذاریم مدیریت می شود و این امر می تواند به ما آسیب برساند زیرا آنها زندگی ما را به عنوان مشکلات مکانیکی حل می کنند.
همانطور که مک گیلچریست می گوید:
“به نظر من واقعاً با بحران های بسیار جدی روبرو هستیم و اگر ما باید زنده بمانیم ، نه فقط به چند اقدام جدید بلکه یک تغییر کامل قلب و ذهن نیاز داریم.”
برای مقاومت در برابر ، ابتدا باید از خود بپرسیم: آیا انسان بیشتر از جمع 11 سیستم بیولوژیکی و پنج ذهنی است؟ اگر چنین است ، ممکن است با بررسی وابستگی خود به این سیستم ها شروع کنیم. آیا می توانیم بدون آنها زندگی کنیم؟ آیا ممکن است ما این شجاعت را داشته باشیم که ردیاب های بهداشتی خود را خاموش کنیم ، دستیاران هوش مصنوعی خود را خاموش کنیم و نبض زندگی خودمان را احساس کنیم؟