[ad_1]

زمان اغلب به عنوان شفا دهنده بزرگ توصیف می شود ، یک مومیایی جهانی که همه زخم ها را تسکین می دهد. عبارت “زمان همه زخم ها را بهبود می بخشد” غالباً برای آسایش درد استفاده می شود و قول می دهد که با گذشت روزها ، ماهها و سالها ، پریشانی عاطفی تمایل به کاهش دارد. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ آیا زمان به تنهایی قدرت اصلاح قلب های شکسته ، رویاهای خرد شده و آسیب های عمیق روانی دارد؟
ماهیت زخم های عاطفی
بر خلاف زخم های جسمی ، زخمهای عاطفی برای جهان خارج پیچیده و اغلب نامرئی هستند. آنها از غم و اندوه ، ضرر ، خیانت یا تروما ناشی می شوند و در صورت عدم پرداختن به طور نامحدود می توانند بمانند. برخی از زخم ها ، مانند از دست دادن یک عزیز ، بخشی طبیعی از زندگی هستند و ممکن است هرگز به طور کامل بهبود نیافته باشند. برخی دیگر ، مانند مواردی که به سوء استفاده یا خیانت وارد شده اند ، می توانند زخم های عاطفی عمیقی را ترک کنند که نیاز به تلاش قابل توجهی برای غلبه بر آنها دارند.
زمان در بهبودی نقش دارد ، اما این یک روند منفعل نیست. زخمهای عاطفی به سادگی با تیک زدن ساعت ناپدید نمی شوند. درعوض ، بهبودی نیاز به درون گرایی ، پردازش عاطفی و گاهی پشتیبانی خارجی دارد. زمان می تواند زخم ها را بدون تلاش فعال عمیق تر کند و باعث ایجاد درد حل نشده به روش های مخرب شود.
آیا زمان کاهش درد می کند؟
یکی از استدلال های مربوط به قدرت بهبودی زمان این است که احساسات روان هستند. غم و اندوه شدید اغلب در لحظه احساس غیرقابل تحمل می کند ، اما با گذشت روزها ، لبه های تیز آنها نرم می شود. این امر به ویژه در موارد دلهره یا از بین رفتن مشهود است ، جایی که درد اولیه احساس غرق شدن می کند اما به تدریج قابل کنترل تر می شود.
با این حال ، همه زخم ها به طور طبیعی محو نمی شوند. برخی از افراد سالها درد دارند و قادر به عبور از آسیب های خود نیستند. مطالعات در مورد اختلال استرس پس از سانحه نشان می دهد که زمان به تنهایی صدمات عاطفی را بهبود نمی بخشد. بدون مداخله-خواه از طریق درمان ، خود تأمل و یا سیستم های پشتیبانی-Trauma می تواند به همان اندازه روز اتفاق بیفتد.
نقش بهبودی فعال
شفابخشی یک فرایند فعال است که نیاز به تلاش آگاهانه دارد. زمان فقط در صورت همراهی با اقداماتی که باعث بهزیستی عاطفی می شود ، فرصت های رشد را فراهم می کند. این موارد شامل موارد زیر است:
- تأیید و پذیرش: نادیده گرفتن درد باعث ناپدید شدن آن نمی شود. مقابله با احساسات سر اول اولین قدم به سمت بهبود است.
- به دنبال پشتیبانی: دوستان ، خانواده یا مشاوران حرفه ای می توانند راهنمایی و راحتی را ارائه دهند و سفر شفابخش را منزوی تر می کنند.
- خود تأمل و رشد: روزنامه نگاری ، مراقبه یا درمان می تواند به شما در پردازش احساسات و درک تجربیات گذشته کمک کند.
- بخشش و رها کردن: خواه خود را بخشش کند یا دیگران ، رها کردن نارضایتی می تواند تحول آور باشد.
افرادی که به طور فعال در استراتژی های شفابخش شرکت می کنند ، اغلب می دانند که درد آنها به مرور زمان کمتر مصرف می شود. کسانی که فقط به موقع برای انجام کار متکی هستند ، ممکن است خود را در چرخه های غم و اندوه حل نشده به دام بیندازند.
اسطوره شفابخشی کامل
تصور غلط دیگر این است که همه زخم ها در نهایت کاملاً بهبود می یابند – برخی از زخم ها ، به ویژه آنهایی که با ضرر عمیق مرتبط هستند ، هرگز واقعاً محو نمی شوند. درعوض ، افراد یاد می گیرند که با آنها زندگی کنند و درد را در زندگی خود ادغام می کنند به گونه ای که باعث می شود آنها به جلو حرکت کنند. به عنوان مثال ، از دست دادن پدر و مادر ، فرزند یا شریک زندگی یک اثر ماندگار می گذارد. این درد ممکن است به اندازه گذشته تیز نباشد ، اما در خاطرات ، سالگردها و زندگی روزمره ماندگار است. شفابخشی به معنای فراموشی نیست. در عوض ، این به معنای یادگیری حمل درد به روشی است که مانع از خوشبختی و تحقق نمی شود.
قدرت چشم انداز
زمان به تنهایی زخم ها را بهبود نمی بخشد ، اما چشم انداز را ارائه می دهد. با گذشت زمان ، افراد تجربیات جدیدی را جمع می کنند ، با افراد جدید ملاقات می کنند و بینش تازه ای ایجاد می کنند که می تواند نحوه مشاهده درد گذشته را تغییر دهد. آنچه که زمانی احساس غیرقابل تحمل می کرد ممکن است به منبع قدرت ، خرد یا هدف تبدیل شود. بسیاری از افرادی که بعداً رنج های بزرگی را تحمل کرده اند ، از تجربیات خود برای کمک به دیگران از طریق وکالت ، نوشتن یا اعمال مهربانی استفاده می کنند. به این ترتیب ، زمان درد را پاک نمی کند بلکه آن را به چیزی معنی دار تبدیل می کند.
آیا زمان همه زخم ها را بهبود می بخشد؟
پاسخ ساده نه است – زمان به تنهایی همه زخم ها را بهبود نمی بخشد. شفابخشی یک فرایند فعال است که نیاز به تلاش ، خودآگاهی و اغلب پشتیبانی خارجی دارد. در حالی که زمان می تواند درد کسل کننده داشته باشد و چشم انداز را فراهم کند ، اما به طور خودکار زخم های عمیق عاطفی را برطرف نمی کند. شفابخشی واقعی از طریق اقدامات عمدی و مقاومت عاطفی حاصل می شود.
[ad_2]