09:03 - 2025/02/28

آیا زمان تغییر پارادایم در درمان اختلال خوردن است؟

[ad_1] هفته گذشته در سمپوزیوم انجمن بین المللی متخصصان اختلال خوردن (IAEDP) در صحرای پالم ، من این فرصت را داشتم که رویکردهای درمانی معمولی را با ارائه خود به چالش بکشم ، “وقتی همه غذاها مناسب نیستند: بی طرفی وزن و سلامت متابولیک در...

آیا زمان تغییر پارادایم در درمان اختلال خوردن است؟

[ad_1]

هفته گذشته در سمپوزیوم انجمن بین المللی متخصصان اختلال خوردن (IAEDP) در صحرای پالم ، من این فرصت را داشتم که رویکردهای درمانی معمولی را با ارائه خود به چالش بکشم ، “وقتی همه غذاها مناسب نیستند: بی طرفی وزن و سلامت متابولیک در اختلالات خوردن.” همانطور که هفته آگاهی از اختلالات خوردن را تشخیص می دهیم (#EDAW2025) ، من می خواهم یک گروه از مشتریان غالباً غالباً برجسته را برجسته کنم: کسانی که در مدل سنتی و بی اشتهایی محور مراقبت موفقیت پیدا نکرده اند.

من از مخاطب خواستم كه یك روش درمانی را تصور كنند كه در آن مشتریانی مانند كارلا مجبور به انتخاب بین فرهنگ رژیم غذایی و الگوی ریکاوری نبودند که اصرار داشت که او باید تمام غذاها را بطور شهودی بخورد و بدن خود را بدون توجه به وضعیت سلامتی خود بپذیرد. اگر مسیر دیگری وجود داشته باشد چه می شود؟ مسیری که برای کسانی که دارای آسیب پذیری های پاداش ، بی توجهی و ناکارآمدی متابولیک هستند ، طراحی شده است. یکی که مبارزات خود را صرفاً عاطفی رد نکرد ، اما تعامل پیچیده زیست شناسی ، عصب شیمیایی و محیط زیست را در رفتارهای خوردن آنها به رسمیت شناخت.

آیا ما الگوی تعصب وزن را خیلی دور کرده ایم؟

در تلاش برای مقابله با ننگ وزن ، آیا ما سهواً با حذف ابزارهای مورد نیاز برای حمایت از سلامتی و نشاط خود ، برخی از مشتری ها را از بین بردیم؟ چه می شود اگر:

  • سلامتی به عنوان “فرهنگ رژیم غذایی در لباس گوسفند” رد نشد ، اما در عوض به عنوان راهی برای بهبود متابولیک شناخته شد؟
  • مرزها با مواد غذایی به عنوان “محدودیت” شناخته نمی شدند بلکه به عنوان روشی لازم و دلسوزانه برای تقویت ثبات برای کسانی که پاسخ های پاداش افزایش یافته و مشکل در کنترل ضربه دارند؟
  • تصویر بدن از دوست داشتن یا نفرت بدن ما به موضع بی طرف وزن از مراقبت و احترام به عملکرد آن-به متابولیسم سلولی و میکروبیوم روده آن منتقل شده است؟

تجدید نظر در مورد نقش زیست شناسی در اختلالات خوردن

چه می شود اگر ما همه اختلالات خوردن را از طریق لنزهای آسیب متابولیک مشاهده کنیم – و شفابخشی متابولیک را به عنوان بخش اساسی بهبودی دیدیم؟ ما می دانیم که عوامل بیولوژیکی مانند:

  • دیسبیوز روده (باکتری های نامتوازن روده مؤثر بر هوس و هضم)
  • عملکرد عصب واگ (کاهش سیگنالینگ سیری و تنظیم استرس)
  • کنترل گلوکز تنظیم نشده (کمک به هوس و بی ثباتی انرژی)
  • مدار پاداش تغییر یافته (افزایش پاسخ به غذاهای بیش از حد)
  • چالش های عملکردی اجرایی (تأثیرگذاری بر کنترل ضربه و تصمیم گیری)

… همه به درایو برای از دست دادن کنترل غذا کمک می کنند. با این حال ، مدل های سنتی اغلب این عوامل را از بین می برند ، و به عنوان مسائل عاطفی یا رفتاری صرفاً عاطفی یا رفتاری می شوند. اگر بهبودی فقط مربوط به تغییر افکار نبود ، بلکه در مورد حمایت از مقررات فیزیولوژیکی بدن بود؟

وقتی “همه غذاها متناسب هستند” مناسب نیست

برای بسیاری از مشتری ها ، مدل “همه غذاها متناسب” – طراحی شده برای مقابله با خوردن محدود کننده – به چالش های منحصر به فرد کسانی که نمی ترسند از غذا نترسند ، اما در عوض از مسیرهای پاداش خود می ترسند. برای افراد مبتلا به اعتیاد مانند به غذاهای فوق العاده پردازش شده ، ممکن است در معرض درمان قرار نگیرد. درعوض ، یک رویکرد کاهش آسیب که تصدیق می کند تاریخچه تروما و خرابی های درمانی آنها ضروری است.

ایجاد فضاهای امن برای همه مسیرهای بازیابی

اگر واقعاً می خواهیم یک رویکرد فراگیر برای درمان اختلال در غذا خوردن داشته باشیم ، باید برای نمونه های مختلف مشتری فضایی ایجاد کنیم-نه فقط آنهایی که مدل های سنتی برای آنها ساخته شده اند. این بدان معنی است:

  • شناخت تنوع عصبی در رفتارهای خوردن
  • درک چگونگی تأثیر سلامت متابولیک بر بهبودی
  • ارائه رویکردهای درمانی غیر داگماتیک و محور مشتری
  • حمایت از مشتریانی که به مرزهای غذایی ساختاری و عمدی نیاز دارند بدون اینکه آنها را “محدود کننده” برچسب گذاری کنند

وقت آن است که دوباره فکر کنیم که بهبودی به چه معناست – نه فقط برای افراد موجود در بدن ، بلکه برای کسانی که مغز و بدن آنها برای بهبودی نیاز به نوع دیگری از پشتیبانی دارد.

بیایید این مکالمه را ادامه دهیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان