تصور کنید که کالایی را به قیمت 200 دلار خریداری کرده اید و به شریک خود بگویید که فقط 100 دلار است. بی ضرر – یا مضر؟
بستگی دارد. آیا محدودیت ها را پشت سر گذاشتید یا از بودجه ای که دو نفر بر سر آن توافق داشتید گذشتید؟ آیا این کار را کردی تا حتی برای آن دوربین گرانقیمتی که اخیراً خریده است، بخری؟ آیا به طور معمول می گویید که کمتر از هزینه خود خرج کرده اید؟ یا این یک بازی چشمک کوچک است که شما دو نفر انجام می دهید که به بودجه شما آسیب نمی رساند؟
خلاصه بستگی به شرایط داره و از کی میپرسی. زوجدرمانگرها همیشه در مورد زمان گفتن و زمان سکوت توافق ندارند. به هر حال، پاک شدن دو نتیجه ممکن دارد: شروع یک رابطه جدیدتر و صمیمی تر یا مرگ رابطه ای که نمی تواند آنچه را که ممکن است آشکار شود حفظ کند.
بهتر است درک کنید که چرا ما رازها را حفظ می کنیم تا بفهمیم چگونه با آنها برخورد کنیم، به خصوص زمانی که هدف شما بهبود رابطه شما باشد.
جایی که ما یاد می گیریم اسرار را حفظ کنیم
جای تعجب نیست که رازداری، مانند بسیاری از مهارت های ارتباطی، در خانواده اصلی شما آموخته می شود. اغلب، ما در اوایل یاد می گیریم که اطلاعات خاص برای عموم است، اطلاعات خاص فقط برای خانواده است، و اطلاعات خاص هرگز به هیچ وجه مورد بحث قرار نمی گیرند.
در تجربه من، این دومی است که بیشترین تأثیر را بر روابط آینده شما دارد. به عنوان مثال، اگر والدین شما همیشه وقتی موضوع خاصی مطرح می شود، موضوع را تغییر می دهند، ممکن است خودتان به عنوان یک بزرگسال از آن اجتناب کنید. سایر نشانه های احتمالی عبارتند از:
- زبان بدن والدین شما تغییر کرد (نگاه های عصبانی، اجتناب از تماس چشمی، عضلات منقبض صورت) زمانی که موضوعات خاصی مطرح شد.
- یکی از والدین همیشه سوالات یکسانی را برای اطمینان میپرسید (“آیا اوضاع در محل کار خوب است؟”) و دیگری همیشه پاسخهای معمولی میداد (“همه چیز خوب است!”).
- یکی از والدینتان به شما گفته که از ترس ناراحت شدن به دیگری چیزی نگویید.
- یکی از والدین همیشه وقتی موضوع خاصی مطرح می شد از اتاق بیرون می رفت.
چرا ما اسرار را حفظ می کنیم
ما به عنوان بزرگسالان، به دلایل مختلفی از شرکای خود اسرار خود را حفظ می کنیم، از جمله:
- ترس از عواقب: اگر بگویید، شریک زندگی تان ممکن است شما را ترک کند.
- حفاظت: این راز می تواند به شریک زندگی شما صدمه بزند، بنابراین برای محافظت از او سکوت کنید.
- استقلال: این به شما حس قدرت می دهد که چیزی را بدانید که شریک زندگی تان نمی داند.
- اجتناب: اگر در مورد چیزی مشکل ساز صحبت نمی کنید، می توانید از برخورد با ناخوشایند اطراف آن اجتناب کنید.
- شرم: احساس اساسی در رازداری، شرم، ما را از ترس از رسوایی، خجالت و از دست دادن احترام، از افشای چیزی به کسی که دوستش داریم باز می دارد.
به هر دلیلی، حفظ یک راز تقریباً همیشه یک بار بزرگ است که به مقادیر زیادی انرژی نیاز دارد. این می تواند به یک عادت تبدیل شود، راهی برای مقابله با چیزهای ناراحت کننده. در هر رابطه نزدیک، تقریباً مطمئناً دیواری بین شما و شریک زندگی شما ایجاد می کند.
باید بگی؟
در نظر بگیرید که راز خود را بگویید اگر …
- این راز بر توانایی شریک زندگی شما در تصمیم گیری های مهم تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، او در حال برنامه ریزی برای تعطیلات با پولی است که قبلاً مخفیانه خرج کرده اید.
- این راز بر سلامت یا رفاه شریک زندگی شما تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، شما یک رابطه نامشروع داشته اید و ممکن است یک STD داشته باشید. یا شما مخفیانه کار خود را رها کرده اید و اکنون هر دوی شما بدون بیمه درمانی هستید – فقط او این را نمی داند.
- این راز بر سلامت شما تأثیر می گذارد. به عنوان مثال، ضربان قلب تند و مکرر را تجربه می کنید، فشار خون شما بالا می رود، یا مشکلات معده یا سردرد مکرر دارید.
- راز ایجاد مانع آشکار برای نزدیکی است. به عنوان مثال، تصور کنید که شریک زندگی شما به شدت مخالف سقط جنین است. شما خیلی قبل از اینکه او را ملاقات کنید سقط جنین کرده اید و هرگز آن را فاش نکرده اید از ترس اینکه او شما را متفاوت ببیند. این روی باروری شما تأثیری نداشته است و با این حال همیشه از خود می پرسید: اگر می دانست آیا باز هم مرا دوست خواهد داشت؟
زمان همه چیز است
اگر سالها رازی را پنهان کردهاید، ناگهان در کمین شریک زندگیتان نباشید. مطمئن شوید:
- وقتی به شریک زندگی خود نزدیک می شوید، هیچ کدام از شما استرس یا ناراحتی از چیز دیگری ندارید.
- هر دوی شما هوشیار هستید. همانطور که نوشیدن و رانندگی یک ترکیب مرگبار است، نوشیدن الکل و راز گویی نیز می تواند باشد
- شما برای بحث وقت دارید. دیالوگ را قبل از خواب یا زمانی که برای رفتن به محل کار آماده می شوید شروع نکنید.
دیالوگ را شروع کنید
گفتن یک راز طولانی مدت مستلزم ارتباط خوب است مهارت ها اگر هدف شما رابطه است و نه صرفاً از بین بردن احساس گناه خود، در حال حاضر در مسیر درستی قرار گرفته اید. پس چگونه آن را به شریک زندگی خود منتقل می کنید؟
- با یک عبارت ساده و واضح شروع کنید. من باید چیزی را به شما بگویم که از شما دوری کرده ام. من به شما می گویم زیرا متوجه شدم که بین ما یک مانع ایجاد کرده ام. دوستت دارم و متاسفم.»
- مسئولیت را بر عهده بگیرید. بگویید: «من رابطه نامشروع داشتم چون نیاز به توجه داشتم. من عذرخواهی می کنم.» نگویید: “من به خاطر نادیده گرفتن من رابطه داشتم.”
- منطقی نکنید بگویید: “نباید پشت سر شما در صندوق بازنشستگی فرو می رفتم.” نگویید: «نباید از سرمایههای آیندهمان پول خارج میکردم، اما فکر کردم که هر دو حداقل 10 سال دیگر کار میکنیم تا بتوانیم آن را جبران کنیم.»
- از حق خود برای حفظ حریم خصوصی استفاده نکنید. بگویید: “نباید مشکل خریدم را از شما پنهان می کردم.” نگویید: «نباید این همه خرید خرج میکردم، اما نباید هر چیزی را که میخرم به شما میگفتم».
- پیشنهاد پاسخگویی به سوالات بگویید، “من حاضرم به شما بگویم به همان اندازه که میخواهید بدانید تا پایان کار را به پایان برسانید.” نگویید: “من آنچه را که فکر می کنم باید بدانید به شما می گویم.”
روابط ضروری خوانده می شود
اگر مطلقاً نمی توانید گفتگو را به تنهایی شروع کنید، از یک درمانگر یا کشیش برای تسهیل گفتگو استفاده کنید
بعد چه می آید؟
تمیز آمدن تضمینی ندارد. استحکام رابطه شما قبل از پاک شدن بدون شک بر نتیجه تأثیر می گذارد. اما بسیاری از زوج ها پس از یک افشاگری بزرگ به زندگی رضایت بخشی با یکدیگر ادامه داده اند. البته، اگر شما با صراحت و صادقانه زندگی می کنید، نیازی به حفظ اسرار نخواهید داشت.