05:41 - 2024/09/08

آیا «تقلید کردن» به رابطه شما آسیب می رساند؟

[ad_1] نکته ای در مورد زبان: لطفاً توجه داشته باشید که در حالی که این مقاله از زبان دودویی (مرد/زن، مرد/زن و غیره) استفاده می کند، هدف آن پاک کردن یا کاهش تجربیات افراد با هویت جنسی غیردودویی نیست. هویت جنسیتی بسیار روان‌تر و متنوع‌تر از ...

آیا «تقلید کردن» به رابطه شما آسیب می رساند؟

[ad_1]

نکته ای در مورد زبان: لطفاً توجه داشته باشید که در حالی که این مقاله از زبان دودویی (مرد/زن، مرد/زن و غیره) استفاده می کند، هدف آن پاک کردن یا کاهش تجربیات افراد با هویت جنسی غیردودویی نیست. هویت جنسیتی بسیار روان‌تر و متنوع‌تر از آن چیزی است که این زبان دوتایی نشان می‌دهد.

در دنیای ایده آل، اتاق خواب فضایی است که در آن شرکا (در هر پیکربندی) احساس امنیت می کنند تا خود واقعی خود باشند. با این حال، یک موضوع فراگیر و اغلب ناگفته در میان بسیاری از زوج ها می تواند همه چیز را تغییر دهد: فشار، به ویژه بر زنان، برای “تقلبی” در رابطه جنسی. این مقاله به ریشه‌ها و پیچیدگی‌های پدیده «جعل کردن» و معنای آن برای شرکای هر دو جنس می‌پردازد.

“نگاه مرد”

از سنین جوانی، دختران مشروط به مشاهده جنسیت و بدن خود از دریچه مردانه هستند. «نگاه مرد» (Mulvey) روشی را توصیف می‌کند که رسانه‌های بصری اغلب جهان را از منظر مرد دگرجنس‌گرا به تصویر می‌کشند.

یکی از جنبه های به راحتی قابل شناسایی از نگاه مرد، عینیت بخشیدن آشکار به فرم زنانه است. به عنوان مثال، فیلم‌های اکشن معمولاً صحنه‌های «غیرضروری» را در خود جای می‌دهند که بر روی پارگی یک زن تمرکز می‌کنند یا روی بدن او زمانی که او خم می‌شود، تمرکز می‌کند. این لحظات به ظاهر بی‌اهمیت به تصور زنان به‌عنوان اشیایی کمک می‌کند که عمدتاً برای لذت مردانه و مصرف بصری وجود دارند.

ردی از نگاه مردانه حتی در نمایش های کودکانه و کارتون ها نیز دیده می شود. به پرنسس های کلاسیک دیزنی فکر کنید. بسیاری از شاهزاده خانم های اولیه با ویژگی های اغراق آمیزشان مانند چشم های درشت، کمر ریز و موهای روان تعریف می شدند. تمرکز بر کمال جسمانی این ایده را تقویت می کند که ارزش یک زن به ظاهر او گره خورده است. تصاویر بصری، همراه با طرح «دختر در پریشانی» در بیشتر داستان‌ها، نقش‌های جنسیتی سنتی و این ایده را که زنان اشیایی هستند که باید نجات یابند، تداوم می‌بخشد.

متأسفانه، بمباران مداوم تصاویر و روایت‌ها در نهایت زنان را به درونی کردن نگاه مردانه سوق می‌دهد و شروع به دیدن بدن و ارزش خود از دریچه میل مردانه می‌کنند.

فراتر از مقاربت

نگاه مردانه فقط نحوه تلقی زنان را شکل نمی دهد، بلکه خود تجربه جنسی را محدود می کند. بیشتر، روایت غالب، رابطه جنسی را با آمیزش یکسان می‌داند و دیگر اشکال و منابع لذت زنانه را کنار می‌گذارد.

حقیقت این است که تاکید بیش از حد بر رابطه جنسی نافذ با واقعیت بیولوژیکی بسیاری از زنان در تضاد است. تحقیقات فزاینده، شواهد حکایتی، و حقایق زمزمه شده در اتاق درمانگران، همگی یک حقیقت قدرتمند را آشکار می کنند: برای بسیاری از زنان، کلیتوریس – با 8000 پایانه عصبی (دوبرابر مقدار موجود در آلت تناسلی) – به عنوان منبع شدید لذت حاکم است. با این حال، در طول زندگی، به زنان آموزش داده می شود که به جای دیگری نگاه کنند، تا از طریق آمیزش واژینال به دنبال تحقق باشند.

در حالی که عوامل فیزیکی قطعاً می‌توانند به مشکلات جنسی کمک کنند، پزشکی غیرضروری یک مشکل جامعه‌شناختی همچنین می‌تواند زنان را در مسیر جستجوی اعتبار بیرونی و راه‌حل‌ها سوق دهد – کتاب‌های مشاوره، درمانگران، کلینیک‌های سلامت جنسی، اسباب‌بازی‌ها، روان‌کننده‌ها و حتی داروها. تلاش ناامیدانه برای “تعمیر” آنچه به آنها گفته شده شکست خورده است. اینها باعث می شود بسیاری از زنان احساس کنند که چیزی “اشتباه” در آنها وجود دارد یا اینکه آنها به نوعی “آن را اشتباه انجام می دهند”.

چشم‌انداز فرهنگی که همه‌گیری «جعل کردن» را نگه می‌دارد همان چیزی است که فیلسوف سیمون دوبوار در کار مهم خود به وضوح به تصویر می‌کشد. جنس دوم. همانطور که دوبووار نوشته است: “آدم به دنیا نمی آید، بلکه زن می شود.” برخلاف مردان، که اغلب آزادند تا لذت را با شرایط خود تجربه و درک کنند، زنان در موقعیت نگران کننده ای قرار می گیرند که مجبورند خود را در مورد اینکه لذت چیست و باید باشد، «بازآموزی» کنند.

دوبووار همچنین می‌گوید: «مرد به عنوان یک انسان و زن به عنوان یک زن تعریف می‌شود – هر زمان که به عنوان یک انسان رفتار می‌کند، گفته می‌شود که از مرد تقلید می‌کند». این بیانیه به قلب یک نظام مردسالارانه می زند که «مرد» را به عنوان پیش فرض، جهانشمول قرار می دهد، در حالی که «زن» به قلمرو «دیگری» تنزل می یابد – که نه با انسانیت ذاتی خود، بلکه به واسطه تفاوتش با آن تعریف می شود. هنجار مردانه

در چنین سیستمی، قابل درک است که یک زن این پیام را درونی کند که ارزش او، توانایی او برای تناسب و تعلق به بشریت، از نظر پزشکی سالم است و توسط جامعه گسترده تر به عنوان “عادی” شناخته می شود، حتی تا حد احساس او. امنیت هستی‌شناختی در جهان، منوط به توانایی او برای راضی کردن یک مرد است.

در این چارچوب است که «جعل کردن» نه صرفاً به عنوان یک انتخاب شخصی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از یک موضوع سیستمی عمیقاً ریشه‌دار ظاهر می‌شود. تظاهر به ارگاسم تبدیل به یک تاکتیک زنده ماندن می شود، راهی برای محافظت از خود در برابر قضاوت، ناهنجاری، یا تلاش عاطفی ناشی از پر کردن شکاف بین انتظارات اجتماعی و تجربه زیسته خود.

وسواس ما با ارگاسم

در پس همه‌گیری «جعل کردن» یک پدیده فرهنگی بزرگ‌تر وجود دارد که تأکید غیرواقع‌بینانه‌ای بر دستیابی به ارگاسم دارد – چیزی که می‌توانیم آن را «ضرورت ارگاسم» بنامیم (پاتز، 2002).

ارگاسم، برای بسیاری از مردان، یک نتیجه نسبتاً ساده و تقریباً اجتناب ناپذیر از فعالیت جنسی است. با این حال، برای بسیاری از زنان، دستیابی به ارگاسم تنها از طریق مقاربت بیش از آن چیزی است که اغلب فکر می کنند.

پورنوگرافی معمولی اغلب بازنمایی کج و غیر واقعی از تمایلات جنسی زنانه را به تصویر می‌کشد – جدول زمانی، ظاهر و به نظر رسیدن آن، آنچه که زنان «باید» در هنگام رسیدن به ارگاسم بگویند و غیره.

تمرکز وسواس گونه بر «ارگاسم دادن» به عنوان معیاری برای سنجش قدرت جنسی می تواند برای مردان و زنان مضر باشد. صمیمیت را به یک تابلوی امتیاز کاهش می دهد، جایی که ارزش یک مرد در اتاق خواب با توانایی او در ارائه یک نتیجه خاص ارزیابی می شود. این وضعیت باعث می شود بسیاری از زنان احساس فشار، ناکافی بودن و در نهایت احتمال بیشتری برای جعل کنند.

آیا می توانیم از جعل کردن آن جلوگیری کنیم؟

اپیدمی عدم اصالت در رابطه با رابطه جنسی باعث اختلالات بسیاری در ارتباطات شده است، و کمکی نمی کند که ارگاسم زنانه در بیشتر محیط های اجتماعی معمولی یک موضوع تابو باقی بماند.

اگر تا به حال خود را به عنوان یک زن دیدید که در سکوت در حال انجام یک اکستازی هستید در حالی که بدنتان در غیر این صورت فریاد می زند، تنها نیستید. فشار برای جعل کردن تقصیر شما و یا ضعف شخصی نیست. همانطور که فیلسوف میشل فوکو استدلال می کند، قدرت نه تنها از طریق اجبار آشکار بلکه از طریق اشکال ظریف و موذیانه شرطی سازی اجتماعی عمل می کند. از دوران جوانی، شما با داستان‌ها، تصاویر و ایده‌هایی در مورد چگونگی تجربه و ابراز تمایل زنان بمباران می‌شدید – و این از همان زمانی که تماشا می‌کردید شروع شد. سیندرلا یا زیبای خفته.

از یاد نگرفتن این متن‌های ریشه‌دار ممکن است از شما بخواهد که مفروضات دیرینه درباره میل را زیر سوال ببرید، و مهم‌تر از همه، گفتگوی صادقانه و شاید ناراحت‌کننده درباره لذت را با خودتان، شریک زندگی‌تان و اگر به اندازه کافی شجاع هستید، با دنیای گسترده‌تر شروع کنید. اما به خاطر بازپس گیری حق خود برای ارتباط واقعی و حقیقت خود، ممکن است ارزشش را داشته باشد.

اگر شما مردی هستید که در تلاش برای کمک به اوج گرفتن شریک زندگی خود احساس ناامیدی، سرخوردگی، توهین یا خجالت کرده اید، ممکن است زمان آن فرا رسیده باشد که ارزش ها و باورهایی را که ناآگاهانه درونی کرده اید بررسی کنید. علیرغم آنچه شنیده و درونی شده است، مردانگی با نتیجه فتوحات تعریف نمی شود، نه در میدان جنگ و نه در اتاق خواب. همانطور که بل هوکس محقق فمینیستی استدلال می‌کرد، مردان نیز قربانی چارچوب مردسالارانه و تحت فشار مردانگی سمی هستند. این چارچوب شما را در یک عملکرد مردانگی به دام می اندازد که تسخیر را بر ارتباط اولویت می دهد و شما را تا جایی تحت فشار قرار می دهد که نتیجه معکوس دارد.

صمیمیت واقعی، برای همه جنسیت‌ها، نه با دستیابی به یک نتیجه خاص، بلکه بر اساس احترام متقابل، کنجکاوی واقعی، و تعهد مشترک برای کشف طیف کامل لذت بردن رشد می‌کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان