“اگر متوجه شدید که به ندرت این کار را انجام می دهند ، خیلی نگران آنچه دیگران در مورد شما فکر می کنند نگران نخواهید بود.” releeleanor روزولت
من اغلب می شنوم که مشتری ها و دوستان تاسف دارند که به نظر می رسد مردم آنها را دوست ندارند. این می تواند ناامید کننده باشد – حتی ویرانگر – بهترین خود را ارائه می دهد و هنوز هم احساس سوء تفاهم ، غیب یا باقی مانده است. این ممکن است باعث شود شما ارزش خود را زیر سوال ببرید یا تعجب کنید که آیا منظور شما برای روابط معنی دار نیستید.
ما اغلب اشتباه می کنیم که فرض کنیم اگر کسی از بین برود ، باید در مورد ما باشد. اغلب اوقات اینگونه نیست – اما گاهی اوقات چنین است ، اگرچه شاید به شکلی که شما فکر می کنید نیست. فرصت رشد در تمایل به در نظر گرفتن هر دو – با لطافت فراوان است.
تنها چیزی که ما بر آن کنترل داریم این است که ارزش خود را داشته باشیم و با خود دوست شویم ، مهم نیست که دیگران چگونه ممکن است ما را درک کنند. و اگر مردم خودمان را دوست داشته باشیم ، بیشتر ما را دوست دارند – که اغلب به معنای پذیرش خودمان درست مثل ما هستیم. به همان اندازه مهم است که بخاطر بسپاریم که ما نمی توانیم همه را خوشحال کنیم ، هر چقدر هم که تلاش کنیم یا چند بار خودمان را به یک پیش بینی برای آن تأیید گریزان بپیوندیم.
در نظر بگیرید که آیا هر یک از موارد زیر ممکن است راه های کمک به مردم را در احساس سهولت در کنار شما روشن کند.
آیا مراقبت از شما را که امیدوار به دریافت هستید ارائه می دهید؟
تمایل به مراقبت از مردم به شما طبیعی است. اما آیا می توانید صادقانه در نظر بگیرید که چقدر به دیگران اهمیت می دهید-بدون اینکه خود بحرانی باشید؟ ما به همه احتیاج نداریم که ما را دوست داشته باشند ، اما ارتباطات معنی دار اغلب با لحظات کوچک برای گسترش مراقبت و کنجکاوی در مورد مردم آغاز می شود. آیا شما به خوبی گوش می دهید ، و از آنچه در دنیای آنها اتفاق می افتد سؤال می کنید؟
آیا می توانید به کسی فکر کنید که می دانید چه کسی توجه خود را به خود جلب می کند؟ شما می پرسید که آنها چگونه کار می کنند ، و پنج دقیقه بعد ، شما هنوز هم در حالی که تعجب می کنید که آیا نوبت خود را پیدا کرده اید ، هنوز هم با مودبانه تکان می خورید. این باعث نمی شود که شما بخواهید به اطراف خود بچسبید.
اما وقتی شخصی واقعاً از روز یا زندگی شما سؤال می کند ، مکث می کند و واقعاً گوش می دهد ، احساس متفاوتی ایجاد می کند. می توانید احساس کنید که آنها به شما تکیه می دهند و به شما علاقه مند هستند.
آیا شما بیشتر از آنچه ممکن است برای شنونده خود راحت باشد صحبت می کنید ، شاید بیشتر از آنچه راحت است توجه خود را به خود جلب کنید؟ یا آیا شما برای محافظت از انتقاد زیاد فاش نمی کنید؟
آیا جایی برای احساسات دیگران ایجاد می کنید؟
آیا در مورد چالش ها و مشکلات افراد بی قرار هستید ، شاید به سرعت موضوع را تغییر دهید یا تعجب کنید که برای شام چه چیزی دارید؟ اگر چنین است ، آنها ممکن است شما را به عنوان جدا و بی علاقه تجربه کنند.
اما اگر می توانید توجه به احساسات و نگرانی های دیگران را حفظ کنید ، حتی اگر کمی ناراحت کننده باشد ، فضای دوستانه ای برای ارتباط عمیق تر ایجاد می کنید. ایجاد روابط معنی دار فقط مربوط به دریافت کننده توجه – این در مورد گسترش دیافراگم عاطفی ما است ، بنابراین دیگران به اندازه کافی احساس راحتی می کنند تا همانطور که هستند ظاهر شوند.
آیا می توانید تشخیص دهید که شخص صدمه دیده یا مضطرب است؟ چقدر به چنین احساساتی در درون خود نزدیک می شوید؟ آیا احساسات ناراحت کننده را تهدیدی برای تصویری که سعی در طراحی آن دارید مشاهده می کنید ، یا می توانید آنها را با مراقبت در آغوش بگیرید؟
نحوه ارتباط ما با احساسات خودمان نحوه پاسخگویی به دیگران را حاکم می کند. به عنوان مثال ، اگر ما به ترس یا شرمساری خودمان بی اعتنایی داشته باشیم ، ممکن است وقتی آنها چنین احساساتی را به اشتراک می گذارند ، با دیگران خیلی حضور نداریم. ما ممکن است موضوع را تغییر دهیم ، ساکت بمانیم ، یا اطمینان های سطحی ارائه دهیم تا آنها را از احساسات دور کنیم ما ناراحت کننده هستند
یک قدم کوچک به جلو مکث قبل از پاسخ به دیگران است که به ما کمک می کند تا با همدلی بیشتری ارتباط برقرار کنیم. برای انجام این کار ، ما باید با دلسوزی احساسات و آسیب پذیری های خودمان را در آغوش بگیریم. انجام این کار پورتال را برای اتصال واقعی باز می کند. پیوستن به دیگری مانند تنظیم دقیق رادیو است: وقتی سیگنال به وضوح از بین می رود ، استاتیک جای خود را به طنین انداز می دهد.
ممکن است کمی فروتنی کمک کند؟
این اغلب به مکث در هنگام مکالمات ، ایجاد فضای برای اختلافات و فضای زیاد کمک نمی کند.
موارد زیر را در نظر بگیرید:
- آیا متقاعد شده اید که همیشه حق دارید ، یا به این ترتیب روبرو می شوید؟
- آیا شما با حقیقت ، با احترام و مهربان صحبت می کنید؟
- آیا شما به اندازه کافی قوی هستید که تصدیق کنید که گاهی اشتباه می کنید و به دیدگاه دیگران باز خواهید ماند؟
نگرش استکبار می تواند به انزوا کمک کند. دانستن اینکه می توانیم اشتباه کنیم یا دانش ناقص داشته باشیم ، آغاز خرد است. فروتنی یک ابرقدرت است.
همه می خواهند این احساس را داشته باشند آنها ماده وقتی به تجربه شخصی احترام می گذارید و برای آنها حضور دارید ، ممکن است متوجه شوید که آنها تمایل بیشتری به لذت بردن از شرکت شما دارند.
در رقص تعامل انسان ، توجه داشته باشید که یک جریان هماهنگ بین دادن و دریافت ، صحبت کردن و گوش دادن ایجاد کنید. این متقابل اتصالات را تقویت می کند. در بعضی مواقع ، کمی از آنچه می شنوید برای اطمینان به شخص دیگری که می فهمید ، بازتاب دهید. مردم از آن قدردانی می کنند ، دقیقاً مانند شما.
ترسیم مردم به سمت ما وقتی که یک دوز دلچسب از مهربانی ، دلسوز و همدلی را افزایش می دهیم ، بیشتر احتمال دارد. اگر بتوانیم به درون خودمان برسیم و حتی یک اندازه کوچک از گوش دادن دلسوز ، دلسوزانه و مهربانی را گسترش دهیم ، ممکن است متوجه شویم که مردم با ما احساس راحتی می کنند – حتی اگر این کار را کاملاً انجام ندهیم. هنگامی که ما جرات می کنیم که خود را در آغوش بگیریم و گسترش دهیم – و وقتی همه چیز خوب پیش نمی رود ، خودمان را به آرامی انتخاب می کنیم – ممکن است دایره اتصالات خود را به آرامی در حال رشد پیدا کنیم.
همه ما آرزو داریم که احساس کنیم دیده و پذیرفته شده ایم ، نه برای خود دروغین که ممکن است سعی کنیم پروژه کنیم ، بلکه برای انسانیت مناقصه و گاه کثیف خود هستیم. هنگامی که ما به دیگران یک حضور مهربان و دلسوز ارائه می دهیم ، شرایطی را برای محبت متقابل ایجاد می کنیم.
© جان آمودو