[ad_1]

“من می دانم که قرار است چه کاری انجام دهم ، اما من فقط این کار را نمی کنم.” این یک خودداری از افرادی است که به طور مزمن احساس گیر می کنند. و بیشتر اوقات ، دیگران ، درمانگران شامل ، کنار می آیند و فکر می کنند ، “خوب ، من گفتم همه چیز برای گفتن وجود دارد.”
با این حال ، حقیقت پیچیده تر است. منظور مردم واقعاً از این نظر چیست؟ و آیا دانستن آنچه درست است ، یا حداقل نشان می دهد که شخص می داند ، به اندازه کافی برای انجام درست است. این بیانیه تمایل دارد کسانی که آن را می شنوند ناامید شود زیرا این یک بن بست است ، قطع خودکار گفتگو و رویارویی بالقوه. “بله ، بله ؛ من آن را دریافت می کنم “بنابراین ، این به هدف خود است.
سوال اساسی روان درمانی این است: آیا بینش کافی است؟ بسیاری بر این باورند که بین تمایل به تغییر و عدم توانایی تمایز قاطع وجود دارد. با این حال ، خط پس از بازرسی مبهم می شود. متأسفانه ، كسانی كه اظهارنظر فوق را به دست می آورند ، از آن فازی استفاده می كنند و دیگران را به این باور سوق می دهند كه فرد مبارزه فقط منتظر است تا ذهن خود را ایجاد كند ، تصمیم بگیرد كه چه زمانی می خواهد تغییر كند. با این حال ، در واقعیت ، آنها اغلب از تصدیق یک حقیقت عمیق تر یا چند مورد جلوگیری می کنند.
کلمه “فقط” یک شاخص است زیرا ما به ندرت “فقط” انجام می دهیم یا کاری نمی کنیم. بنابراین در اینجا برخی از دلایلی که مردم از اظهار نظر فوق استفاده می کنند و از ایجاد تغییرات مهم زندگی خودداری می کنند.
- این مانع از انتقاد می شود. گفتن به کسی که شما بینش در مورد مشکلات خود دارید ، معمولاً آنها را از تماس با شما بی فکر ، بی نظیر یا احمقانه باز می دارد. در اصل ، این اظهار نظر به دیگری می داند که شما فقط یک قدم از حل مشکلات خود فاصله دارید و آنها نیازی به مداخله ندارند ، زیرا این کار “فقط” وقت خود را هدر می دهد. “من این را کردم” پیام است و تنها چیزی که در راه من ایستاده است زمان است. “من می دانم چه می خواهید بگویید و نیازی نیست. من از قبل می دانم. “
- برای جلوگیری از تصدیق آنها اعتقاد دارند چیزی به ظاهر غیر منطقی است. حتی پس از بررسی دقیق ، ما هنوز هم ممکن است همچنان به اعتقادات غیر منطقی ادامه دهیم ، در حالی که ذکر می کنیم که البته ، ما در غیر این صورت اعتقاد داریم. این اغلب در معالجه اتفاق می افتد – یک بیمار می گوید ، “من می دانم که این غیر منطقی است.” با این حال ، آنها علی رغم تصدیق پذیرش پرونده قوی علیه آن ، تعهد خود را به اعتقاد غیر منطقی اعتراف نمی کنند. اگر آنها واقعاً اعتقاد جدید را قبول نکنند (یا این احساسی است که شما به این دلیل که روی آن عمل نمی کنند) ، ارزش آن را دارد که چرا نه و اگر اعتقاد غیرمنطقی باعث می شود آنها به اندازه کافی ایمن باشند تا بتوانند ایمنی را ادامه دهند بشر برخی بدون در نظر گرفتن مجموعه ای از باورهای رقابتی ، احساس امنیت را به حقیقت ترجیح می دهند. روانگردان و روزنامه نگار برنده جایزه مویا سارنر مشهور بود که “برخی زندگی ایمن را در طول زندگی بهتر انتخاب می کنند.” و برخی نیز معتقدند که یک مورد بهتر برای آنها غیرممکن است ، دوباره ، حتی اگر این امر ناگفته باقی بماند.
- آنها در حالی که به عنوان بیش از حد مستقل هستند ، وابسته هستند. برخی از افراد به سختی هرگز خطرات قابل توجهی را در پی دارند ، این افراد ، که معمولاً از این واقعیت شرمنده هستند ، در پشت اظهار نظر معاینه پنهان می شوند. برای IT قدرت را نشان می دهد. این نشان می دهد که آنها هر زمان که بخواهند می توانند تغییر کنند اما هنوز این کار را نکرده اند. این پتانسیل کمک را از بین می برد (که اگر آنها آن را بپذیرند ، ممکن است باعث ضعیف شدن آنها شود) ، دلالت بر “شما نمی توانید کار دیگری برای من انجام دهید.” و در عین حال ، آنها واقعاً ممکن است آرزو کنند که کسی خطر را برای آنها داشته باشد ، در حالی که تمام مسئولیت ها را از آنها دور می کند.
- آنها همچنان پست های هدف را حرکت می دهند. برخی فقط در صورتی عمل می کنند که 100 ٪ مطمئن باشند که اعتقاد منطقی تر صادق است. به جای اینکه کسی برای آنها خطر کند ، آنها آرزو می کنند که جهان تلاش کند بدون ریسک باشد.
- آنها به شدت اعتقاد دارند که نمی توانند شکست و/یا طرد را تحمل کنند. برای کسانی که به طور مداوم خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهند ، تغییر تکنولوژی درونی خود چالش برانگیز است. بحران درونی آنها اغلب در انتظار پرش است ، بنابراین برای خنثی کردن آنها خواستار اطمینان هستند.
- آنها کمال گرا هستند. این افراد ممکن است بخواهند تمام امکانات خود را در مقابل خود نگه دارند ، و معتقدند که مهم نیست که به چه چیزی برسند ، احساس می کنند رها می شوند ، زیرا هیچ چیز کامل نیست. با این حال ، این اغلب ماسک برای اضطراب عمیق آنها از طرد و رها کردن است.
به برخی از دلایل مختلف اعمال می شود. اما ، اگر هرگز در حال تکرار این اظهار نظر هستید یا با شنیدن آن گیر کرده اید ، بارها و بارها ، بدانید که این صرفاً فرار از یک مشکل عمیق تر است. روان درمانی بیش از حد اغلب در درون نگری متوقف می شود (و به دلایل مختلف). با این حال ، همانطور که استاد دانشکده تحصیلات تکمیلی ما ، رز-ماری چترتون ، به ما گفت: “بینش بدون عمل بسیار خوب است.” این جمله همیشه با من گیر کرده است. در حالی که من چنین دیدگاه محکمی از عمل ندارم ، می گویم که بینش بدون عمل کافی نیست. اگر در حال معالجه هستید ، صرفاً در حالی که به روشی که همیشه دارید ، در مورد خود یاد بگیرید ، وقت آن است که به طور کلی رابطه خود را با ریسک پذیری و اضطراب خود تجدید نظر کنید.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر
[ad_2]