آخر هفته گذشته، به یک فروشگاه کتاب دست دوم دنج در شهر قطاری که در یک سفر نزدیک بودیم، رفتم. وقتی نگاهی به عناوین رمانها و کتابهای روانشناسی انداختم، متوجه یک عنوان آشنا برای مجلههای راهنما شدم. وقتی صفحات آن را در ماشین ورق می زدم، چیزی را پیدا کردم که انتظارش را نداشتم: نوشتن.
فوراً در یک عکس لحظهای از یک نقطه از زندگی یک فرد دیگر قرار گرفتم – امید آنها به آینده، عشق به زندگی و فرار بیامان از اعتیاد. بدون نام، بدون اطلاعات شناسایی اصلا. با این حال، احساس میکردم که با این شخص ارتباط دارم و آرزو میکردم که میتوانستم به نحوی آنها را بنویسم.
به این فکر می کردم که چه شکلی می تواند برای همه ما باشد که چنین پنجره ای به زندگی یکدیگر داشته باشیم. لبخندی زدم و در حالی که احساس میکردم هم از حریم خصوصی قدردانی میکنم و هم میل به دانستن/شناخت واقعیتر توسط دیگران داشتم.
صداقت در روان درمانی
من به عنوان یک روان درمانگر، خوش شانس هستم که اغلب داستان های دیگران را می شنوم. برای من معنادار است. با این حال، حتی در فضای درمانی، آنچه مردم به اشتراک می گذارند اغلب فیلتر می شود. یک نظرسنجی از 547 بزرگسال در روان درمانی نشان داد که 72.6٪ اقرار کرده اند که حداقل یک بار به درمانگر خود دروغ گفته اند (بلانچارد و فاربر، 2018). این قابل درک است. درخواست کاملاً شفاف بودن برای هر کسی، حتی خودمان، یک دستور بلند است. یک تحقیق جداگانه در مورد فریب در روان درمانی نشان داد که ترس و شرم دلیل دروغ گفتن به درمانگر است (Zupančič و همکاران، 2018).
اکثر آنها موافقند که برای بهبودی، احساس اعتماد و امنیت لازم است. به طور همزمان، شرم بیداد می کند، به ویژه در مورد مشکلاتی که افراد را به سمت درمان می کشاند. با این حال، دیوارهای محرمانه درمانی که با شعار “توجه مثبت بی قید و شرط” که بسیاری از درمانگران حمل می کنند، مطابقت دارد، به طور ایده آل فضایی را ارائه می دهد که افراد بتوانند به راحتی با عمیق ترین مشکلات خود بدون ترس از رسوایی روبرو شوند.
یک مطالعه نشان داد که از جمله ویژگی های برتری که مشتریان در مشتریان خود می خواهند، پذیرش و قضاوت نکردن است (لیتاور و همکاران، 2005). ترس از قضاوت، حتی اگر غیرعمدی باشد، قابل درک است. اکثر درمانگران انسان هستند.
به همین ترتیب، در حالی که قابل تصور است که اکثر درمانگران برای گفتن حقیقت تلاش می کنند، می توان تصور کرد که ممکن است زمان هایی وجود داشته باشد که درمانگران کاملاً باز نباشند.
تحقیقات نشان داده است که اکثر درمانگران دروغ گفتن در درمان را غیراخلاقی میدانند (کرتیس و همکاران، 2016)، و اکثر آنها تا حد زیادی از آن اجتناب میکنند. با این حال، فریب در روان درمانی، هرچند نادر، یک واقعیت است (ویلیامز، 2018)
غلبه بر سد انسانی
به طور سنتی، هم روان درمانگران و هم مراجعان روان درمانی انسان هستند. با آن، پتانسیل فریب با خود و دیگران وجود دارد. در برخی از مکاتب روان درمانی، به ویژه مکاتب روان پویایی، کار از طریق خودفریبی به عنوان یک فرآیند کلیدی در روان درمانی در نظر گرفته می شود.
چگونه درمانگران و مراجعان می توانند بر این «موانع انسانی» غلبه کنند؟
گفتگوهای باز درباره ترس و شرم در ابتدای درمان، شروعی برای به چالش کشیدن بی اعتمادی است. بررسی قوانین مربوط به محرمانگی، تصدیق انسان بودن درمانگر، و بررسی اینکه چگونه مراجع می توانند به درمانگر بفهمانند که آیا از صحبت کردن در مورد یک موضوع خاص ناراحت هستند یا آمادگی ندارند، مراحل اضافی هستند.
دو انسان می توانند با هم ملاقات کنند و در روان درمانی رشد کنند، حتی زمانی که ما با خطاهای خود دست و پنجه نرم می کنیم.
برای پیدا کردن یک درمانگر، لطفا به مراجعه کنید راهنمای درمان روانشناسی امروز.