06:31 - 2025/05/26

آیا باید نگران روندهای بیماری روانی باشیم؟

[ad_1] در طی 25 سال گذشته ، مواردی از بیماری های روانی خاص – از جمله افسردگی ، اضطراب ، ADHD و اوتیسم – گزارش شده است. این روند در بسیاری از کشورها ، به ویژه آنهایی که درآمد بالایی دارند ، به متخصصان ، مربیان و والدین مراقبت ه...

آیا باید نگران روندهای بیماری روانی باشیم؟

[ad_1]

در طی 25 سال گذشته ، مواردی از بیماری های روانی خاص – از جمله افسردگی ، اضطراب ، ADHD و اوتیسم – گزارش شده است. این روند در بسیاری از کشورها ، به ویژه آنهایی که درآمد بالایی دارند ، به متخصصان ، مربیان و والدین مراقبت های بهداشتی هشدار داده است. اما آیا این یک بیماری همه گیر بیماری روانی است یا بازتابی از تغییرات گسترده تر در نحوه شناسایی ، درک و پاسخ به تفاوت های روانی و رشد یا هر دو؟

تعداد در حال افزایش ، اما چرا؟

طبق اعلام سازمان بهداشت جهانی (WHO ، 2022) ، شیوع جهانی اضطراب و افسردگی بیش از 25 ٪ در سال اول همه گیر Covid-19 به تنهایی افزایش یافت. با این حال ، مدتها قبل از COVID ، افزایش در تشخیص شرایطی مانند ADHD و اوتیسم قبلاً ابروها را افزایش داده بود. در ایالات متحده ، مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC ، 2023) گزارش داد که شیوع اوتیسم در کودکان از 1 در 150 در سال 2000 به 1 در 36 در سال 2020 افزایش یافته است. علاوه بر این ، تشخیص ADHD در بین کودکان و نوجوانان نیز در طی دو دهه گذشته به طور پیوسته افزایش یافته است (دانیلسون و همکاران ، 2018).

با این حال ، اختلالات مانند اسکیزوفرنی از این روند پیروی نکرده اند. یکی از دلایلی که اسکیزوفرنی از همان روند صعودی پیروی نکرده است زیرا سایر شرایط سلامت روان در تمایز بالینی آن و مبنای بیولوژیکی قوی نهفته است. علائم اسکیزوفرنی – از جمله توهمات مداوم ، توهم و تفکر سازماندهی – به طور معمول شدیدتر و غیرقابل توصیف است و باعث می شود که در برابر تشخیص بیش از حد یا سوء تفاهم آسیب پذیرتر شود (مک گرات و همکاران ، 2004). بر خلاف اضطراب ، ADHD یا اختلالات طیف اوتیسم ، که در آن معیارهای تشخیصی گسترش یافته و آگاهی افزایش یافته است ، تعاریف اصلی اسکیزوفرنی در مورد تجدید نظر در کتابچه های تشخیصی نسبتاً پایدار مانده است (Saha et al. ، 2005). علاوه بر این ، شروع اسکیزوفرنی معمولاً در اواخر بزرگسالی یا اوایل بزرگسالی است. این بخش کوچکی از جمعیت در سراسر جهان را تحت تأثیر قرار می دهد ، به طور کلی بین 0.3 ٪ و 0.7 ٪ ، بدون هیچ مدرکی در مورد تغییرات قابل توجه جهانی در طول زمان (WHO ، 2022). این نشان می دهد که در حالی که اسکیزوفرنی ، مانند چندین شرایط ، شدید و غالباً مزمن است ، اما کمتر تحت تأثیر روندهای اجتماعی فرهنگی در تشخیص قرار می گیرد از سایر اختلالات بهداشت روان.

توضیحات متعددی برای این روندها وجود دارد که بسیاری از آنها ساختاری و اجتماعی تر از بیولوژیکی هستند.

تجربه و محیط زیست

شرایط سلامت روانی صرفاً مشکلات ژنتیکی یا ثابت عصبی نیست. تجربیات زندگی و محیط عمیق بر آنها تأثیر می گذارد. تجربیات جانبی جانبی کودک (ACE) ، استرس مزمن ، فقر ، انزوا اجتماعی و قرار گرفتن در معرض خشونت همه در ایجاد علائم روانشناختی نقش دارند (Felitti et al. ، 1998). افزایش در شرایط سلامت روان گزارش شده ممکن است تا حدودی نشان دهنده افزایش استرس در زندگی مدرن ، از جمله قرار گرفتن در معرض رسانه های اجتماعی ، ناامنی اقتصادی و کاهش دسترسی به ساختارهای حمایتی جامعه باشد.

معیارهای خزش تشخیصی و تغییر

یکی دیگر از مهمترین ها در افزایش شیوع بیماری روانی ، گسترش معیارهای تشخیصی است. به عنوان مثال ، کتابچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM) طی چند دهه اخیر چندین مورد تجدید نظر کرده است. هر نسخه تعاریف و آستانه ای را برای تشخیص سلامت روان تغییر داده است ، و اغلب نوار را برای آنچه که به عنوان یک وضعیت بالینی واجد شرایط است ، کاهش می دهد (Frances ، 2013).

این معیارها ممکن است به افراد بیشتری امکان دسترسی به درمان و پشتیبانی را بدهد. با این حال ، همچنین تعداد افرادی که به طور رسمی با یک بیماری تشخیص داده می شوند را افزایش می دهد. در نتیجه ، تمایز بین افزایش واقعی در بروز و تشخیص بیشتر مواردی که ممکن است در گذشته بی توجه یا بدون نمایش نباشند ، دشوار می شود.

مشوق ها و سیستم ها

مدارس و خدمات جامعه گاهی اوقات مشوق های ساختاری ایجاد می کنند که بر میزان تشخیص تأثیر می گذارد. در ایالات متحده و سایر کشورها ، کودکانی که دارای شرایط خاصی مانند اوتیسم یا ADHD هستند ممکن است واجد شرایط پشتیبانی یا بودجه اضافی آموزشی باشند. در حالی که این امر کمک لازم را تضمین می کند ، همچنین می تواند به دلیل نابرابری در دسترسی به ارزیابی و حمایت ، منجر به شناسایی بیش از حد در برخی از جمعیت و شناسایی در برخی دیگر شود (مورگان و همکاران ، 2015).

در خدمات بهداشت روان ، ارائه دهندگان غالباً با مدلهای تأمین مالی نیاز به بازپرداخت برای برچسب های تشخیصی محدود می شوند. این می تواند پزشکان را به منظور تعیین تشخیص حتی در موارد مرزی سوق دهد و به میزان شیوع تورم کمک کند.

فاکتور Covid-19

این همه گیر موضوعات موجود را تشدید کرد. قفل شدن ، بسته شدن مدرسه ، بیکاری والدین و عدم اطمینان گسترده به جوانان به ویژه سخت شد. بسیاری از کودکان روال مهم و سیستم های پشتیبانی را از دست دادند. تحقیقات افزایش قابل توجهی در اضطراب و علائم افسردگی در بین کودکان و نوجوانان در طول و پیگیری بیماری همه گیر نشان داده است (راسین و همکاران ، 2021). با این حال ، COVID این مشکلات را سرچشمه نمی دهد-این آسیب پذیری های موجود را بزرگ می کند و نابرابری های سلامت روان از قبل موجود را برجسته می کند.

یک بیماری همه گیر نیست – نتیجه مورد انتظار

افزایش بیماری روانی گزارش شده لزوماً شواهدی از بیماری همه گیر فراری نیست. در عوض ، این نتیجه قابل پیش بینی گسترش تعاریف ، بهبود آگاهی و چالش های اجتماعی واقعی است. بیماری روانی همیشه با ما بوده است. توانایی ما در تشخیص آن و تمایل ما برای بحث در مورد آن تغییر کرده است.

تعداد فزاینده باید جدی گرفته شود ، نه به عنوان نشانه آسیب شناسی جمعی ، بلکه به عنوان فراخوانی برای ساخت سیستم هایی که سلامت روان را برای همه بهبود می بخشد.

راهی پیش رو: جامعه و مقاومت

به جای مشاهده بیماری روانی از طریق لنزهای بالینی باریک ، باید تمرکز استراتژی های مبتنی بر جامعه را که باعث ایجاد مقاومت و استرس در افراد و خانواده ها می شود ، گسترش دهیم. برنامه هایی که ارتباط اجتماعی را تقویت می کنند ، مهارت های مقابله ای را آموزش می دهند ، از والدین پشتیبانی می کنند و نابرابری را کاهش می دهند ، همه می توانند به تأثیرات روانی زندگی مدرن کمک کنند (شونکوف و همکاران ، 2012).

هدف فقط درمان علائم پس از ظهور آنها نیست ، بلکه تقویت محیط های اجتماعی است که بهزیستی ذهنی را شکل می دهد. این به معنای سرمایه گذاری در افراد ، روابط و سیستم هایی است که باعث کاهش استرس مزمن و تقویت مقاومت روزمره می شود. مکالمه باید از “چه مشکلی با این شخص وجود دارد؟” به “چه اتفاقی برای این جامعه افتاد ، و چگونه می توانیم آن را تقویت کنیم؟”

در حالی که تغییر سیستمی ضروری است ، مراحلی وجود دارد که امروزه هر یک از ما می توانیم برای کمک به محیط های سالم تر و متصل تر انجام دهیم:

1. دوباره وصل کنید – هر گونه ، صبر نکنید

انزوا باعث اضطراب ، افسردگی و فرسودگی عاطفی می شود. امروز به کسی در زندگی خود – یک همسایه ، یک دوست ، یک همکار – و بررسی مراجعه کنید. اقدامات کوچک اتصال (یک وعده غذایی مشترک ، یک پیاده روی ، یک مکالمه واقعی) پارچه اجتماعی را تقویت می کند که از سلامت روان محافظت می کند. صبر نکنید تا دیگران قدم اول را بردارند – هر کسی که در را باز کند.

2. مدل مقابله ، نه کمال

خواه پدر و مادر ، مدیر و چه دوست باشید ، چگونه استرس را تحت تأثیر قرار می دهید و بر دیگران تأثیر می گذارد. به جای پنهان کردن مبارزات خود یا وانمود کردن همه اینها ، به اشتراک بگذارید که چگونه مقابله می کنید – مجله ، استراحت یا تمرین ذهن آگاهی. مدل سازی خود دلسوزی و تنظیم عاطفی به دیگران کمک می کند تا این ابزارها را نیز بیاموزند.

3. به جایی که زندگی می کنید برگردانید

شما می توانید با جامعه محلی خود به گونه ای درگیر شوید که با شما طنین انداز باشد. داوطلب یک گروه جوانان ، از یک شیرین کاری غذا ، به یک شبکه کمک متقابل بپیوندید یا در رویدادهای محلی شرکت کنید. هنگامی که مردم در محیط فوری خود احساس شناخته و حمایت می کنند ، مقاومت آنها افزایش می یابد. جوامع قوی به طور اتفاقی پدیدار نمی شوند – آنها کشت می شوند.

ما با انتخاب اتصال به انزوا ، صداقت نسبت به کمال و سهم از انصراف ، بخشی از راه حل می شویم. سلامت روان فقط یک مسئله بالینی نیست. این یک اجتماعی ، زیست محیطی و انسانی است – هر یک از ما نقش دارد.

برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان