22:37 - 2025/01/19

آیا باید با فرزندتان درباره مرگ صحبت کنید؟

[ad_1] مایلز، معلم کلاس دوم و پدر مهدکودک‌های دوقلو، وقتی وارد جلسه زوم مدرسه می‌شد، احساس می‌کرد. پس از درگذشت آقای کوپر، دوست سالخورده و محبوب مدرسه، این نام خوانده شده بود. او که قبلاً در ذهنش به جلسه می‌پرداخت، با نگرانی پیش‌بینی می‌ک...

آیا باید با فرزندتان درباره مرگ صحبت کنید؟

[ad_1]

مایلز، معلم کلاس دوم و پدر مهدکودک‌های دوقلو، وقتی وارد جلسه زوم مدرسه می‌شد، احساس می‌کرد. پس از درگذشت آقای کوپر، دوست سالخورده و محبوب مدرسه، این نام خوانده شده بود. او که قبلاً در ذهنش به جلسه می‌پرداخت، با نگرانی پیش‌بینی می‌کرد که باید با انتظاری که همه از نیاز به بحث درباره این نوع چیزها با بچه‌ها داشتند، کنار بیاید. به عنوان یک پدر و مادر، او کاملاً بدون پیش زمینه، کلمات، فیلمنامه احساس می کرد. به عنوان یک معلم، او مطمئن نبود که چگونه به والدین دیگر توصیه کند، چه رسد به اینکه چگونه یا چه چیزی به فرزندانش بگوید. جالب اینجاست که مایلز هیچ خاطره ای از نحوه برخورد والدینش برای او و خواهرش در هنگام مرگ پدربزرگش نداشت. آنها فقط 5 و 6 ساله بودند. شاید بچه های خودش فقط نیازی به دانستن نداشتند. آنها خیلی جوان بودند. او نمی‌خواست افکاری را که نیازی به حمل آن‌ها نداشتند در سرشان بیاندازد. او نمی خواست آنها را بترساند یا آنها را ناراحت کند. البته همسرش مخالفت کرد. به همین دلیل است که مایلز از دیدن همکارش، روانشناس مدرسه، که رهبری تماس زوم را برای بحث در مورد چرایی، زمان و نحوه انجام این مکالمه دشوار با فرزندتان به عهده می گیرد، راحت شد.

زیربنای هر کاری که باید از طرف فرزندانمان انجام دهیم، افکار، خاطرات و احساسات شخصی خودمان است. تأثیراتی از تاریخ خود ما وجود دارد که ما آن را به زمان حال و نحوه زندگی امروز خود منتقل می کنیم. ما به عنوان پزشکانی که هم با والدین و هم با دانشکده‌های مدرسه کار می‌کنیم، معتقدیم که هر چه مصمم‌تر و آرام‌تر باشید، بهتر می‌توانید از فرزندتان مراقبت کنید.

اغلب، مراقبان به صحبت کردن با فرزندان خود اعتراض می کنند، نه به این دلیل که با این ایده که کودکان باید یاد بگیرند که با چیزهای دشوار کنار بیایند، مخالف هستند. اجتناب از آنها، به حداقل رساندن اهمیت به اشتراک گذاری اخبار دشوار، یا صرفاً انتخاب ساده برای ساکت بودن، با این فکر منطقی می شود که این بهترین چیزی است که برای فرزندشان است. این نیست. ممکن است برای مراقبان راحت تر باشد، اما بچه ها می دانند. آنها همیشه می دانند. آنها آن را از همکلاسی ها یا خواهر و برادرهای بزرگتر می شنوند. آنها آن را از مکالمات بزرگسالان می شنوند. آنها به اجتناب والدین خود یا روحیه غمگین خود پی می برند. ما بر این باوریم که نکته مهم در اینجا این است که والدین سعی کنند افکار، خاطرات و احساسات خود را بشناسند و با آنها برخورد کنند، به طوری که اینها در توانایی آنها برای تشخیص احساسات فرزندانشان تداخل نکند. متفاوت باشد این امر باعث می‌شود که آن‌ها برای تمرکز روی فرزندانشان آمادگی بیشتری داشته باشند و بهتر بتوانند در واکنش‌ها و احساسات خود به آنها کمک کنند. این به آنها کمک می کند تا مکالماتی را که فرزندانشان باید با آنها داشته باشند با فرزندان خود شروع کنند.

چرا؟

ما در کتاب خود می گوییم که از آنجایی که مرگ جزئی اجتناب ناپذیر از زندگی است، رسیدگی به مسائل دردناکی مانند بحث مرگ جزء اجتناب ناپذیر فرزندپروری است. واقعیت این است که کودکان برای یادگیری خواهند آمد و نسبت به مرگ احساس خواهند داشت. چه کسی بهتر و دلسوزتر از والدین خود است که فرزندان را به درک مرگ و پردازش احساسات و فقدان همراه آن برساند؟ یکی از بدترین پیامدهای اجتناب والدین در مورد این موضوع زمانی است که کودکان احساسات خود را برای خود نگه می‌دارند زیرا احساس می‌کنند والدینشان نمی‌خواهند با آنها و احساساتشان کنار بیایند. در این حالت، کودک از والدین خود در برابر مهمترین مسئولیت والدین محافظت می کند، و آن این است که فرزند خود را از طریق مشکلاتی که زندگی ناگزیر به همراه دارد، ببیند.

چه زمانی؟

در مثال بالا، می بینیم که مایلز زمانی با این موضوع مواجه می شود که فردی در مدار دانش آموزان و فرزندان خودش فوت می کند. زمان این گفتگو و مراقبت با تجربیات کودکان مرتبط بود. این زمان واقعی و حال بود و بنابراین زمانی طبیعی بود که باید به آن پرداخت. اینگونه است که اکثر والدین با این مسئولیت مواجه می شوند. لازم نیست زمانی را برای صحبت در مورد جنبه ای از مرگ تعیین کنید یا یک گفتگو را شروع کنید. گاهی اوقات فرزند شما سؤالی را مطرح می کند و پاسخ شما شروع به گفتگو می کند. اغلب اوقات، والدین و مراقبان متوجه می شوند که لحظات “طبیعی” در زندگی کودک وجود دارد – عموی مورد علاقه اش فوت می کند؛ سگ خانگی با ماشین برخورد می کند؛ رویدادی غم انگیز در اخبار منتشر می شود. اینها فرصت های طبیعی زندگی هستند. به کودکان و والدین می اندازد همچنین مهم است که بدانیم این گفتگو تنها اولین مورد از یک سری گفتگوها در مورد مرگ است که در طول زمان بین شما و فرزندانتان اتفاق می افتد.

چگونه؟

ما در کتاب خود توصیه می کنیم: “یک زمان خانوادگی آرام، عاری از حواس پرتی و نه زمانی نزدیک به خواب.” شما می خواهید بتوانید در کنار فرزندتان باشید که او اخبار را می خورد و هضم می کند. با یک جمله واضح و ساده شروع کنید: “من (ما) خبر بسیار ناراحت کننده ای برای به اشتراک گذاشتن داریم. عمه جوانا درگذشت.” ما همچنین معتقدیم که تنها پادزهری که برای از دست دادن می دانیم، با هم بودن است مانند این، “حقیقت را بگویید، نه لزوماً تمام حقیقت را، و نه به یکباره، از سوالات فرزندتان رهبری کنید و مکالماتی داشته باشید که به سطح تحمل خانواده برگردید.” به‌عنوان آغازی برای مکالمه بعدی به خاطر داشته باشید که کودکان معمولاً هنگام دریافت اخبار غم‌انگیز واکنش متفاوتی نسبت به بزرگسالان نشان می‌دهند ما فکر می کنیم که بهترین کار این است که یک مکالمه مداوم را هدف قرار دهیم، که بسیار منعکس کننده سوالات و نگرانی های کودک است.

پس نوشته

مایلز بعد از جلسه Zoom احساس بهتری پیدا کرد. شنیدن اینکه چند والدین دیگر احساسات و افکار مشابهی داشتند برای او بسیار مهم بود. روانشناس مدرسه و برخی از معلمان باتجربه تر به او کمک کردند تا سؤالاتی را که بچه ها ممکن است در مورد مرگ آقای کوپر بپرسند پیش بینی کند و او احساس کرد که با پاسخ هایی که برای او راحت بود مسلح شده است. او احساس می‌کرد بهتر می‌توانست به دانش‌آموزان و دوقلوهایش کمک کند، زیرا آنها اخبار غم‌انگیز را پردازش می‌کردند. مایلز متوجه شد که احساس اضطراب کمتری می‌کند و هیجان‌زده است که قبل از صحبت با دوقلوها، این موضوع را با همسرش صحبت کند. او به ویژه خوشحال بود که فرزندانش می توانند درک درونی ایجاد کنند که می توانند در آینده به فرزندان خود منتقل کنند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان