“هیچ تأثیری مانند تأثیر عادت وجود ندارد.” – گیلبرت پارکر
فکر من این است که ناسزاگویی پنج تأثیر برجسته در زندگی مدرن دارد. این تأثیرات بسیاری از مسائل جاری را که در استفاده کنونی ما از زبان رسوخ می کند، مشخص می کند. عبارات کلامی ما به آنچه در زندگی خود در هر لحظه از زمان نیاز داریم مرتبط است.
زبان توهین آمیز
توهین آمیز بودن با زبان ممکن است بسیار ساده باشد. وقتی این کلمات را متوجه دیگران می کنیم، قصد توهین داریم. بسیاری از افسانه های توهین آمیز برای آزار شنونده است.
این کلمات مانند سلاح های کلامی هستند که قصد آزار، تحقیر یا تحریک دارند. فرستنده می خواهد به گیرنده آسیب برساند یا واکنشی را القا کند. هیچ تلاشی برای کاهش ضربه وجود ندارد. کلمات آشکار برای یک نیت آشکار اجرا می شوند.
“در طول زندگی من، استفاده زیاد به طرز تاسف باری قدرت ناسزاگویی را از بین برده است.”
لیونل شرایور
نیاز به قدرت
فحاشی همچنین می تواند بیانگر نیاز ما به قدرت باشد. ما جلوی افکار و احساسات خود را نمی گیریم. ما چیزی را به نمایش می گذاریم که برخی آن را “زبان قوی” می نامند.
ممکن است کلمات بهتری در دسترس فرستنده باشد، با این حال، به نظر می رسد نیاز به بیان با اقتدار وجود دارد، که برخی افراد معتقدند ناسزاگویی فراهم می کند. ما اغلب این را در ادبیات، فیلم ها و تئاتر می بینیم که در آن از فحاشی برای نشان دادن حضور قدرتمند شخص استفاده می شود.
به شوک
از زبان توهین آمیز نیز برای شوک استفاده می شود. این کلمات بارگذاری شده می توانند از غیر محتمل ترین منابع آمده باشند. کودکان خردسال سوگند یاد می کنند که والدین خود را شوکه کنند.
افراد ساکت و درونگرا گاهی اوقات با قرار دادن یک بمب اف، خود را نشان می دهند. رویکرد شوک در مورد جلب توجه بیشتر از حد معمول است. پرتاب کردن سیل ناسزا در میان جمعیت، توجه زیادی را به همراه خواهد داشت، چه خواسته یا ناخواسته.
“رهایی احمق ها از زنجیرهایی که به آنها احترام می گذارند دشوار است.” – ولتر
آزادی
ابراز وجود خود به شکلی کاملاً بدون ممانعت، احساس آزادی فرد را نشان می دهد. هیچ مانعی به اصطلاح وجود ندارد. وقتی جوانان شروع به استفاده از فحاشی می کنند، اغلب یک آزادی جدید است.
آنها ممکن است به طور موقت بقیه کلمات فرهنگ لغت غیر از انواع چهار حرفی را فراموش کنند. آنها پیام می دهند که اکنون بالغ شده اند و اعتماد به نفس دارند و مطابقت ندارند.
حس تعلق
زبان مشترک بیشتر از ملیت ها پیوند می زند. زبان مشترک بر افرادی که به احتمال زیاد با آنها دوست می شویم، تأثیر می گذارد. افراد همفکر زمانی که اطراف خود را با کسانی که از یک زبان استفاده می کنند احاطه می کنند احساس تعلق بیشتری می کنند.
افرادی که از فحاشی استفاده می کنند تمایل دارند با دیگرانی که از فحاشی استفاده می کنند معاشرت کنند. این بخشی از مراسم “تو مثل من هستی” است. احساس تعلق از رفاقت یک زبان مشترک ناشی می شود. کلمات به ویژه در طنز آنها تبدیل به ورزش می شوند.
صورتحساب برتر برای فحش دادن
مارتین اسکورسیزی آشکارا به اهمیت قسم خوردن در فیلم هایش اعتقاد دارد. دو فیلم از سه فیلم برتر با بیشترین دشنام به کارگردانی اسکورسیزی است.
گرگ وال استریت 715 کلمه فحش، رتبه اول و کازینو 606 با رتبه سوم داشت. هر دو فیلم تمایل دارند تائید کنند که فحش دادن در مورد هر پنج دلیل ذکر شده است. شخصیت ها با قصد توهین آمیز هستند، قدرت خود را نشان می دهند، از ارزش شوک استفاده می کنند، آزادی را به نمایش می گذارند و احساس تعلق ایجاد می کنند.
120 روز سدوم نوشته مارکی دو ساد احتمالاً توهین آمیزترین کتابی است که تا کنون نوشته شده است. مضامین نیهیلیسم و الحاد در خط مقدم هستند، اما این کتاب همچنین ادعا می کند که یک شخص فقط برای مدت کوتاهی روی زمین است، بنابراین بهشت یا جهنمی برای مجازات زندگی شیطانی وجود ندارد، و کارما و پیامدهای آن بر قدرتمندان تأثیر نمی گذارد. . اشاره به فحاشی که با قدرتمندان همراه است همیشه وجود دارد.
درست است که ما از زمان پیدایش رادیو ماهوارهای، تلویزیون کابلی و اینترنت در معرض اشکال بیشتری از فحش دادن قرار گرفتهایم، اما این بدان معنا نیست که افراد عادی بیشتر فحش میدهند. در شمارش فراوانی اخیر ما، بخش بیشتری از دادههای ما از زنان میآید (کاهش یک بار تفاوت جنسیتی بزرگ). ما این یافته را بهعنوان منعکسکننده نسبت بیشتری از زنان در انظار عمومی (مثلاً تعداد بیشتری از زنان در محوطههای دانشگاهی) به جای خشونت زنان تفسیر میکنیم. تحقیقات آتی ما همچنین نشان می دهد که بیشترین کلمات تابو ثبت شده در 30 سال گذشته نسبتاً ثابت مانده اند. کلمات آنگلوساکسون که ما می گوییم صدها سال قدمت دارند و بیشتر ارجاعات جنسی توهین آمیز تاریخی هنوز در صدر لیست توهین آمیز قرار دارند. آنها با زبان عامیانه مدرن از بین نرفته اند. دادههای فراوانی باید به صورت دورهای جمعآوری شود تا به سؤالات مربوط به روند فحش دادن در طول زمان پاسخ داده شود.» (1) شاید قرار گرفتن در معرض دشنام دادن بیشتر محدودیت در این رفتار را به حداقل رسانده باشد.
نقطه مقابل
زبانی که قصد توهین دارد ممکن است در کوتاه مدت کارساز باشد. با این حال، زبان پرخاشگرانه این پتانسیل را دارد که به فاجعه ختم شود. توهین به شخص اشتباه و کلمات توهین آمیز ممکن است به خشونت ختم شود. پرخاشگری گاهی با پرخاشگری روبرو می شود. افراد حساس ممکن است با عدم حساسیت واکنش نشان دهند.
زبانی که ظاهراً از قدرت پشتیبانی می کند، ممکن است در واقع نسبتاً ضعیف باشد. کلمات قوی ممکن است یک نام اشتباه باشند. معمولاً کسانی که دایره لغات بهتری دارند، سطح بسیار بالاتری از توانایی توصیفی را نسبت به کسانی که به چهار حرف محدود میشوند، نشان میدهند. قدرت کلمات بیشتر در ماهیت توصیفی آنهاست تا صریح بودن آنها.
مطمئناً باید راه های بهتری از استفاده از زبان تکان دهنده برای جلب توجه دیگران وجود داشته باشد. فحش دادن برای جلب توجه ممکن است نوع نادرستی از توجه را به خود جلب کند. ممکن است توجهی به شما جلب شود که باعث جلب رضایت نمی شود، بلکه باعث بی احترامی می شود.
آزادی زیادی در بیان نامحدود وجود دارد. توهین ممکن است در ابتدا به کسی احساس آزادی بدهد. با این حال، این آزادی نیز به دلیل حجم نمونه کوچک کلمات فحش محدود است. ممکن است آزادی بیشتری در استفاده از همه کلمات موجود به جای چند کلمه انتخاب شده وجود داشته باشد.
علاوه بر این، احساس تعلقی که فقط از افراد همفکر ناشی می شود، فاقد تنوع است. کامل بودن ما با قرار گرفتن در معرض انواع مختلف افراد و مکان ها تحسین می شود. افراد محروم از تنوع همیشه از پتانسیل رنج خواهند برد.
اینکه فحش دادن به دلایل توهین آمیز یا دفاعی اجرا شود به طرز فکر فرستنده بستگی دارد. آیا قصد توهین دارند؟ آیا ممکن است آنها احساس ناتوانی کنند؟ آیا نیاز به شوک وجود دارد؟ آیا منفعت مفروض بیان آزادانه وجود دارد؟ آیا فحش دادن می تواند مکانیزمی باشد که حس وابستگی و تعلق را به خصوص به افراد همفکر افزایش می دهد؟ صرف نظر از دلایل اصلی فحش دادن، فرستنده ممکن است از مزایا یا هزینه ها غافل باشد.