باید اعتراف کنم که من یک TGIM هستم – خدا را شکر که دوشنبه است – یک نوع پسر. مطمئناً، آخر هفته ها خوب است، و من در طول هفته کارهایی را انجام می دهم که برایشان وقت ندارم. اما من دوشنبه زود بیدار می شوم و آماده رفتن هستم.
من روال کار را دوست دارم و از تعامل با همکارانم لذت می برم. و از آنجایی که من در تحصیل هستم، آگاهی از این که در زندگی جوانان تغییر واقعی ایجاد می کنم، رضایت زیادی به من می دهد.
بله، من واقعاً از کارم لذت می برم. حدس میزنم اینطوری غریبم. از این گذشته، همه ما می دانیم که اکثر مردم از شغل خود متنفرند و اگر می توانستند با تپش قلب آن را ترک می کردند.
حداقل، این چیزی است که به ما گفته شده است. داستان کارمند ناراضی که در نهایت این فرصت را پیدا می کند تا به رئیس خود بگوید که واقعاً چه فکری می کند، همانطور که آنها اعلام می کنند “من استعفا دادم!” در سینما و تلویزیون رایج است. و مطمئناً همه ما افرادی را می شناسیم که از شغل خود سرخورده هستند. یک بار همکار داشتم که هر روز صبح با یک شماره از من استقبال می کرد – یعنی تعداد روزهای باقی مانده تا بازنشستگی.
“من شغلم را دوست دارم”
اگر مثل من از شغلتان لذت می برید، احتمالاً خود را در اقلیت می دانید. این امر مخصوصاً زمانی صادق است که به صداهای زیادی در رسانه ها گوش دهید. به عنوان مثال، زمانی که جامعه پس از COVID-19 بازگشایی شد، گزارش های زیادی در مورد “استعفای بزرگ” وجود داشت. بر اساس بسیاری از تحلیلهای رسانهای، مردم به دلیل اینکه به اندازه کافی بدرفتاری از سوی کارفرمایانشان شده بود و قرار نبود بیشتر از این کار را انجام دهند، مشاغل خود را به تعداد بیسابقه ترک میکردند.
در حالی که این داستان با کارگر ناراضی مطابقت دارد، جامعه شناسان کانادایی پل گلاوین و اسکات شیمن در مقاله ای که اخیراً در مجله منتشر کرده اند استدلال می کنند. فصلنامه روانشناسی اجتماعی که این توضیح درستی برای استعفای بزرگ نیست.
مردم به جای ترک مشاغل فلاکت بار خود و ترک نیروی کار، مشاغلی را ترک کردند که به طور معقولی از آن برای داشتن فرصت های بهتر رضایت داشتند. به این معنا که آنقدر استعفای بزرگ نبود که پیشرفت بزرگ شغلی بود. اما اخبار خوب به اندازه اخبار بد کلیک نمیکند یا تبلیغاتی نمیفروشد، بنابراین بسیاری از رسانهها در عوض داستان نیروی کار ناراضی را تحت فشار قرار دادند.
گلاوین و شیمن به عنوان شواهدی برای حمایت از ادعای خود مبنی بر اینکه استعفای بزرگ در واقع یک حرکت جمعی به سمت بالا بوده است، داده های نظرسنجی را در مورد رضایت شغلی در ایالات متحده در دو دهه گذشته بررسی کردند. در هر سال بین سالهای 2002 تا 2022، بیش از 80 درصد از کارگران آمریکایی مورد بررسی گفتند که از شغل خود “بسیار راضی” یا “تا حدودی راضی” هستند و بیش از 10٪ “خیلی راضی نیستند” یا “اصلا” راضی.» با توجه به این داده ها، به نظر نمی رسد که رضایت شغلی پس از کووید-19 کاهش پیدا کند، همانطور که بسیاری از رسانه ها می خواهند باور کنید.
“دیگران از شغل خود متنفرند”
در واقع، به نظر می رسد که اکثریت قریب به اتفاق آمریکایی ها واقعاً کار خود را دوست دارند. با این حال، همان افرادی که می گفتند از شغل خود راضی هستند نیز معتقد بودند که اکثر مردم از شغل خود ناراضی هستند. پس چرا قطع شدن؟ گلاوین و شیمن آن را تا حد زیادی به رسانهها سرزنش میکنند، که اسطوره کارگر ناراضی را پیش میبرد، اما آنها فکر میکنند که تأثیرات اجتماعی دیگری نیز در بازی وجود دارد.
اولاً، برای عموم مردم این است که باورهایی درباره نگرش های دیگران داشته باشند که درست نیست. روانشناسان حتی یک نام برای آن دارند – ما آن را جهل کثرت گرایانه می نامیم. کثرت گرایانه است به این معنا که افراد زیادی را درگیر می کند و به این معنا که یک باور نادرست است جاهلانه است.
جهل کثرت گرایانه می تواند ما را به این باور برساند که دیدگاه های ما منحصر به فردتر از آنچه واقعا هستند هستند. برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهد که بیشتر مردم نگران تغییرات آب و هوایی هستند و از اقداماتی برای مهار آن حمایت میکنند. در عین حال، آنها همچنین معتقدند که بیشتر مردم به اندازه خودشان نگران آب و هوا نیستند. بنابراین، ما به عنوان یک جامعه در مورد این موضوع پیشرفت چندانی نمی کنیم، نه به این دلیل که به صورت فردی فاقد اراده هستیم، بلکه به این دلیل که به طور جمعی معتقدیم که دیگران چنین می کنند.
شکی نیست که رسانه ها تأثیر زیادی بر طرز فکر ما در مورد چیزها دارند و ممکن است نحوه درک ما از جهان اطرافمان را تحریف کنند. در سایر پست های وبلاگ، به خوانندگانم هشدار می دهم آنچه را که در تلویزیون یا رسانه های اجتماعی می بینند باور نکنند. هدف آنها سرگرمی است، نه آموزش، بنابراین شما باید هر چیزی را که می شنوید یا می خوانید با کمی نمک مصرف کنید.
اسطوره کارگر ناراضی
راه دیگری که ما در مورد دنیای اطراف خود، به ویژه دنیای اجتماعی خود به دست می آوریم، از طریق تعامل ما با دیگران است. بیشتر مکالمات روزانه «شایعات» هستند، به این معنا که اطلاعاتی در مورد افراد دیگر و علاقهمندیها، دوست نداشتنها و رفتارهای آنها منتقل میکنند. بنابراین، اگر به طور مکرر با همکارانمان چت کنیم، آیا نباید این احساس را داشته باشیم که آنها نیز مانند ما از شغل خود لذت می برند؟
این سوال باعث شد که گلاوین و شیمن حدس بزنند که افرادی که به طور مکرر با همکاران خود در ارتباط هستند، نسبت به افرادی که تعاملات اجتماعی کمتری در دفتر دارند، کمتر احتمال دارد که اسطوره کارگر ناراضی را قبول کنند. این دقیقاً همان چیزی است که داده ها نشان دادند.
آن دسته از پاسخ دهندگانی که به طور مکرر با همکاران خود تعامل داشتند، کمتر احتمال داشت که باور کنند که اکثر کارگران از شغل خود ناراضی هستند، نسبت به کسانی که فقط تعاملات نادری با همکار داشتند. علاوه بر این، کسانی که از خانه کار میکردند، حتی زمانی که از شغل خود کاملاً راضی بودند، احتمال بیشتری داشت که باور کنند که اکثر افراد دیگر از شغل خود ناراضی هستند. این یافته نشان می دهد که درک ما از جهان تا چه حد تحت تأثیر تأثیرات اجتماعی شکل می گیرد.
با تفکر بیشتر، شاید جای تعجب نباشد که اکثر مردم از شغل خود راضی هستند، زیرا شغل ما بخش مهمی از احساس ما از خود است. چه شغل جالب باشد یا نه، با درآمد بالا یا نه، باید به خود بگوییم که کاری که انجام میدهیم معنادار است و به نوعی به جامعه کمک میکند. در پایان، شاید این شغل نیست که ما را راضی می کند، بلکه ما هر شغلی را که داریم دوست داریم، زیرا بخشی جدایی ناپذیر از آن چیزی است که ما هستیم.