در لفاظی (قرن چهارم قبل از میلاد) ، ارسطو سه حالت اقناع یا درخواست های اقناعی را که در آن وجود دارد ، شناسایی کرد: شخصیت بلندگو (اخلاق) ، احساسات مخاطب (پاتوس) ، و خود استدلال (آرم).
اخلاق ، پاتوس و آرم ها به عنوان وسیله هنری ترغیب گفته می شود و با ابزارهای غیر هنری متضاد است ، یعنی شواهد سخت مانند قوانین ، شاهدان و قراردادها.
بر خلاف دیالکتیک (استدلال) ، بلاغت (گفتار) هیچ قانونی ندارد: شما می توانید هرگونه مغایر را مرتکب شوید ، تا زمانی که بتوانید با آن فاصله بگیرید. اما این یک تجارت پرخطر است: اگر گرفتار شوید ، با ارزش ترین دارایی خود را از دست می دهید: اعتبار شما به عنوان یک متفکر و گوینده – به عبارت دیگر ، اخلاق خود را.
به گفته ارسطو ، سه ویژگی اخلاق ، صداقت ، فضیلت و حسن نیت است ، زیرا کمبود هر یک از آنها به احتمال زیاد منجر به نادرست یا توصیه های بد می شود.
اخلاق و دکوراسیون
در یک بلندگو ، اخلاق همچنین یک موضوع توافق و برآورده کردن انتظارات مخاطب از نظر ظاهر ، دیکتاتیک و همبستگی است. رومی ها از این جنبه از اخلاق به عنوان یاد می کردند دکوراسیونبشر
هر چیزی که با مخاطب همراه باشد ، یا شما را از آن جدا کند ، نقض دکوراسیون است. این ممکن است از مخاطبان متفاوت باشد. به عنوان مثال ، مخاطب دانشگاهیان انتظار برخی از اصطلاحات را دارند ، که با این حال ، با مخاطبان عام می شود. غرور و ابتذال می تواند نقض دکوراسیون باشد ، همانطور که متأسفانه می تواند پیچیدگی و ظرافت باشد.
در لفاظی، ارسطو اظهار داشت که این سادگی آنها است که باعث می شود بی سواد مؤثرتر از تحصیل شده قبل از مخاطبان عمومی باشد:
این سادگی است که باعث می شود که بی سواد از تحصیل در هنگام پرداختن به مخاطبان محبوب مؤثرتر باشد – همانطور که شاعران به ما می گویند ، “گوش های جمعیت را ریز تر می کند.” مردان تحصیل کرده اصول کلی گسترده ای را بیان می کنند. مردان بی سواد از دانش مشترک استدلال می کنند و نتیجه گیری آشکار می گیرند.
یکی شدن با مخاطب
مانند هوا یا رفتارها ، دکوراسیون فقط در فقدان آن قابل توجه است: وقتی آنجا است ، شما به آن فکر دوم نمی کنید. یک بلندگو تزئین شده کسی است که با مخاطب مخلوط می شود یا حتی با مخاطب ادغام می شود ، “من” و “شما” را برای “ما” رها می کند.
مارتین لوتر کینگ آنقدر با مخاطبان خود ادغام شد که او آنها را به عنوان مدرسین همکاری کرد ، با پاسخ های ضد انفجار آنها گفتار او را به چیزی مانند خطبه باپتیست جنوبی تبدیل کرد: “صد سال بعد”پروردگار من– نگرو هنوز رایگان نیست … “
لفاظی که بسیار آشکارا لفاظی است ، نقض دکوراسیون است به این دلیل که به نظر می رسد و دستکاری شده است و در همین حد ، بلندگو را از مخاطبان جدا می کند.
اوباما ، چرچیل و هریس
اوباما اغلب به عنوان بزرگترین بلاغت سن ما مورد ستایش قرار می گیرد. یک ضعف او ، اگر می توان آن را ضعف نامید ، این است که او خیلی خوب است.
این همان مشکلی است که وینستون چرچیل داشت: برای مدت طولانی ، مردم به مجلس عوام مراجعه می کردند تا سخنان او را تحسین کنند ، اما در نهایت ، به آنها هیچ توجه نمی کنند.
خواندن از یک پیشکسوت همچنین می تواند نقض دکوراسیون و به دلایل مشابه باشد. در ادامه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در سال 2024 ، کامالا هریس چندین سخنرانی رو به افزایش را ارائه داد ، که به دلیل شهرت وی (چه توجیه شده و چه نباشد) برای خواندن از یک پیشکسوت تضعیف شد.
چگونه کمتر مشکوک و طبیعی تر به نظر برسیم
در سخنرانی عمومی ، فقدان لهستانی اغلب یک مزیت است.
یک تکنیک برای صدایی طبیعی تر و مبتکرانه تر است دبیالی، یعنی بیان شک و عدم اطمینان در مورد آنچه باید بگوییم.
یک استراتژی به ویژه مؤثر این است که با نمایش ناخوشایند شروع شود و به تدریج اعتماد به نفس و تسلط را بدست آورید که گویی با نیروی استدلال انجام می شود.
رویکرد دیگر این است که یک داستان را بیان کنید ، مکالمه را شروع کنید و لفاظی های آشکار را خیس کنید. به جای تلاش برای فروش چیزی ، به جای آن سعی کنید چیزی را به اشتراک بگذارید یا چیزی بدهید. هیچ کس در صحبت های TED کمترین مشکوک نیست ، اگرچه این نیز لفاظی است ، لفاظی در مبدل.
Neel Burton نویسنده کتاب تازه منتشر شده است چگونه مثل افلاطون فکر کنیم و مانند سیسرو صحبت کنیمبشر