منبع: عکس سندی میلار در Unsplash
به عنوان کسی که مرگ و مردن را آموزش می دهد – و به عنوان فردی که فقدان را تجربه کرده است (که تجربه نکرده است؟) – از نزدیک با مفهوم پذیرش آشنا هستم. در این مدل ها مقبولیت هدف است، من به دانش آموزانم می گویم; این نتیجه پردازش سالم اندوه است.
یک مدل محبوب
کوبلر راس با مدل پنج مرحلهای خود فرآیند غم و اندوه را کاوش و عادی کرد. او استدلال کرد که وقتی از دست دادن را تجربه می کنیم، روند زیر را طی می کنیم:
- انکار
- خشم
- چانه زنی
- انکار
- پذیرش
در حالی که مدل کوبلر راس به دلیل مطلق بودن بیش از حد مورد تردید و نقد قرار گرفته است (همانطور که همه نظریه ها هستند)، از جمله، مانند بسیاری از مدل های دیگر غم و اندوه، با پذیرش به پایان می رسد. این بدان معنا نیست که پذیرش لازم است – ما هیچ چیز را نمی پذیریم و نمی توانیم مگر اینکه و تا زمانی که آماده باشیم.
حرکت رو به جلو
با این حال، مدل کوبلر راس به اهمیت کنار آمدن یا آشتی دادن با ضرر اشاره می کند. این بدان معنا نیست که درد غم و اندوه پایان می یابد، بلکه به این معناست که فرد به زندگی خود ادامه می دهد، به عملکرد خود ادامه می دهد. همانطور که یک سخنرانی محبوب TED اشاره میکند، ما «از آن عبور نمیکنیم»، بلکه «با آن پیش میرویم». وقتی این اتفاق نمی افتد، روانشناسان نتیجه را “غم و اندوه پیچیده” می نامند.
فراتر از ضرر
البته، پذیرش فقط در مورد از دست دادن صدق نمی کند، همانطور که ما فقط غم مرگ را نمی خوریم. همانطور که یک درمانگر یک بار به من گفت، قبل از اینکه موضوع را تدریس کنم، میتوانیم برای همه چیز غمگین شویم – واقعاً، هر چیزی که آنطور که ما انتظار داشتیم پیش نیاید. این غم و اندوه برای، و بنابراین (در حالت ایده آل) پذیرش آن چیزی است که بود یا آنچه می توانست باشد.
منبع: عکس از Nick Fewings در Unsplash
بنابراین، پذیرش چیست؟
یکی از مترادف های مورد علاقه من برای “پذیرفتن” “اجازه دادن” است و اغلب به آن فکر نمی کنیم. وقتی قبول می کنیم، اجازه می دهیم چیزی اتفاق بیفتد. و در این مورد، واقعاً گزینه دیگری در اینجا وجود ندارد. این اتفاق افتاد. ادامه مبارزه با وجود آن چیز، نبردی است که نمیتوانیم برنده شویم.
پذیرفتن چیزی به این معنی نیست که میگوییم خوب است یا خوب است. پذیرش می تواند شامل آن باشد، اما مطمئناً لازم نیست. آنچه اتفاق افتاد میتوانست کاملاً وحشتناک باشد، و اغلب هم هست، و با این حال پذیرش هنوز هم صادق است. هیچ قضاوت ارزشی در پذیرش وجود ندارد. پذیرش صرفاً گفتن آن چیزی است فقط هست.
درماندگی آموخته شده چیست؟
پس چه زمانی پذیرش از مرز به قلمرو درماندگی آموخته شده عبور می کند؟ همانطور که قبلاً نوشتم، تسلیم شدن اشکالی ندارد (اگرچه همه موافق نیستند)، اما درماندگی آموخته شده بیش از این است. گاهی اوقات، تسلیم شدن واقعاً بهترین، مؤثرترین و معقول ترین کار است. اما وقتی اینطور نیست، احتمالاً درماندگی آموخته شده است.
در درماندگی آموختهشده، اساساً فکر میکنیم «هیچ فایدهای برای تلاش کردن وجود ندارد» زیرا چیزی منفی مدام اتفاق میافتد و احساس نمیکنیم که هیچ کنترلی روی آن نداریم. ما از تلاش برای رسیدن به اهداف خود دست می کشیم، مراقبت از خود را متوقف می کنیم. اگر مهم باشد، میتوانیم تفاوتی ایجاد کنیم، اما تسلیم میشویم، زیرا احساس میکنیم تلاش کردن فایدهای ندارد. این درماندگی آموخته شده است.
وقتی ما بر چیزی قدرت داریم – چیزی که واقعاً میتواند به خاطر خودمان تغییر کند – و دستهایمان را به هوا پرتاب میکنیم و دور میشویم، آن درماندگی آموختهشده است، نه پذیرش.
اخطار
همانطور که قبلاً نوشتم، گاهی اوقات ما واقعاً قدرتی بر شرایط خود نداریم، مخصوصاً در مورد بی عدالتی. برای مثال، با موضوع و تجربه ای مانند نژادپرستی، هیچ کس را نباید به درماندگی آموخته شده متهم کرد و همچنین نباید کسی را برای پذیرش آن تحت فشار قرار داد.
خوانده شده ضروری درماندگی
برخی از پدیده ها به سادگی قابل قبول نیستند و نباید اجازه داده شوند. بدیهی است. آن مبارزه همیشه ارزشش را خواهد داشت. و خستگی ناشی از تجربه آن همیشه قابل درک خواهد بود.
فقدانی مانند مرگ یکی از عزیزان هرگز خوشایند نیست، اما به جای اینکه در نتیجه زندگی خود را تسلیم کنیم، پذیرش به ما کمک می کند به راه خود ادامه دهیم.
پذیرش سالم
اگر تسلیم شویم، آیا چیزی را پذیرفته ایم؟ ممکن است چنین احساسی داشته باشد، اما نه واقعا. تسلیم شدن ممکن است به دنبال پذیرش باشد، اما این یک مرحله اضافی است – مرحله ای که اغلب خیلی دور است. من میتوانم قبول کنم که نمرات بدی گرفتهام، اما اگر در نتیجه به طور کلی مدرسه را رها کنم، مفید یا سالم نیست.
درماندگی آموخته شده شامل دست کشیدن از تغییر شرایطمان است زمانی که ما توانایی انجام این کار را داریم. پذیرش سالم، با وجود چیزی که نمی توانیم تغییر دهیم، در حال حرکت به جلو است. به همین دلیل است که در مطالعات مرگ و مرگ بسیار محبوب است.
بنابراین، هدف، تلاش برای پذیرش به عنوان یک “موافقت” سالم و انجام ارزیابی های واقع بینانه از آنچه می توانیم و نمی توانیم تغییر دهیم است. چهار مرحله اول کوبلر راس کاملاً برعکس است – طرد شدن. تلاش برای چیزی که نمی تواند باشد – در این مورد، شکست دادن مرگ.
در درماندگی آموخته شده، احتمالاً از همه چیز، از جمله حرکت به جلو یا کنار آمدن، دست می کشیم. هنگامی که به از دست دادن مربوط می شود، غم و اندوه پیچیده ای است، و به همین دلیل است که این نوع غم با مسائل (عمده) سلامتی ارتباط زیادی دارد. بنابراین، در اصل، عبور از خط به درماندگی آموخته شده واقعاً زندگی خودمان را در اینجا به خطر میاندازد. افرادی که ما از دست می دهیم این را نمی خواهند.
منبع: عکس آوا سل در Unsplash
حرکت به سمت پذیرش
ما قدرت پذیرش داریم. نمایندگی داریم لازم نیست یک شبه اتفاق بیفتد. لازم نیست مثبت باشد. اما تفاوت زیادی بین “من نمی توانم آن را تغییر دهم” و “من تسلیم می شوم” وجود دارد. اولی به ما کمک می کند زندگی کنیم. دومی ما را از این کار باز می دارد. و در حالی که این فراتر از از دست دادن صدق می کند، آخرین چیزی که عزیزان ما می خواهند این است که ما از زندگی دست بکشیم زیرا آنها دیگر نمی توانند این کار را انجام دهند.