پیروزی-سیگار-کنگره-گذر-DST
منبع: حوزه عمومی
سه سال پیش، یک پست وبلاگی منتشر کردم که در آن نوشته شده بود: “امروز، فراخوان هایی برای حفظ ساعت تابستانی در طول سال وجود دارد.” بیشتر این عقیده ناشی از نگرانی از این است که سرهمکردن زمان اثرات مضری بر بدن دارد زیرا حساسیت ساعت بدن به نور روز و ترشحات ملاتونین را اشتباه میگیرد. غده صنوبری را گیج می کند اما به اندازه ای نیست که ذهن یا بدن را بی ثبات کند.
جدیدتر روانشناسی امروز پست توسط کوین بنت، لایحهای را مطرح میکند که اخیراً توسط سنای ایالات متحده تصویب شده است تا زمان تابستانی دائمی شود. این قانون که «قانون حفاظت از آفتاب» نامیده میشود، ادعا میکند که بعد از ظهر روشنتر، فعالیتهای اقتصادی را تقویت میکند و جرم و جنایت را کاهش میدهد. علاوه بر این، ظاهراً افسردگی فصلی را کاهش می دهد.
ممکن است حقیقتی در آن وجود داشته باشد. اما همانطور که بنت اشاره می کند، “در روزها و هفته های بعد از تغییر ساعت دو بار در سال، محققان افزایش تصادفات رانندگی و حملات قلبی را مشاهده کردند.” من اضافه میکنم که تحقیقات زیادی انجام شده است که موافق این موضوع هستند که ساعت تابستانی به کودکان زمان بیشتری برای بازی در فضای باز و ویتامین D میدهد، و در مقایسه با زمان استاندارد (DST)، حملات قلبی، سکته مغزی یا تصادفات رانندگی کمتر گزارش شده است. یا مواردی از افسردگی گزارش شده است. اما DST 106 سال است که با ما همراه بوده است، قبل از هجوم خودروها و تصادفات آنها و آمار افسردگی. این باعث میشود که تعجب کنم که چگونه دادههای تحقیق در مورد تصادفات رانندگی و افسردگی، که فصلی هستند، نتیجهگیری میکنند. استدلال منطقی نشان می دهد که نور اواخر بعد از ظهر به ما کمک می کند تا از نظر عاطفی سالم بمانیم. با این حال، من همچنین تعجب می کنم که چرا پرواز در یک منطقه زمانی منفرد هیچ تاثیری بر ساعت بدن ندارد.
ساموئل پی اوری، حکاکی، «صفحه شماره گیری جهانی یا زمان همه ملل»، در همنشین اتاق نشیمن تصویری گلیسون (بوستون)، 25 ژوئن 1853، 416
منبع: حوزه عمومی
فراموش میکنیم که قبل از جنگ داخلی ایالات متحده، ساعتها روی ظهر تنظیم میشد که خورشید در بالاترین نقطه ظاهر میشد. اگر ظهر در واشنگتن دی سی بود، ساعت در نیویورک 12:12 بعد از ظهر بود، زیرا خورشید 12 دقیقه زودتر در نیویورک بالاترین میزان را داشت. در سرتاسر کشور، ظهر با موقعیت خورشید در آسمان کالیبره می شد، بنابراین ظهر آلبانی، نیویورک دو دقیقه بعد از ظهر نیویورک رخ داد. هیچ منطقه زمانی طولی وجود نداشت. هر شهر در سراسر قاره ظهر مخصوص به خود را داشت.
فقط می توان تصور کرد که طرح زمانی چه مشکلی برای گسترش خطوط ریلی ایجاد کرد. هنوز دورانی بود که توپهای زمانی از برجها سقوط میکردند تا ظهر را به عنوان یک لحظه کالیبراسیون برای زمان محلی نشان دهند. عملا ایده خوبی بود. شما همیشه می توانید، به جز در روزهای ابری، با نگاه کردن به خورشید و حس کردن زمان در حال گذر از روز، زمان را در طول روز تخمین بزنید. احتمالاً به همین دلیل است که ساعت های آنالوگ ما 12 در بالای صفحه خود دارند. البته هیچ دقتی وجود نداشت، اما برای بیشتر اهداف عملی نیازی نبود.
اگر دیروز یک خط ساعت در سراسر قاره کشیده شده بود که از منتهی الیه شرق مین تا منتهی الیه غرب در سواحل اقیانوس آرام امتداد یافته بود و هر ساعت زنگ هشدار را در ساعت ظهر به صدا در می آورد، به وقت محلی یک ساعت وجود داشت. زنگ مداوم از شرق به غرب به مدت 3-1/4 ساعت به طول می انجامد. ظهر امروز در سراسر قاره بدون شک سردرگمی قابل توجهی وجود خواهد داشت. – نیویورک تایمز، 1883
در اینجا یک راه حل سرگرم کننده وجود دارد: به جای اینکه ساعت را دو بار در سال با یک تکان ساعت بدن به جلو و عقب تغییر دهید، چرا نباید از اول آوریل ماهانه 10 دقیقه به جلو حرکت کند و 10 دقیقه در ماه به عقب برود. بعد از 1 اکتبر؟ چه کسی متوجه ضرر یا افزایش 10 دقیقه ای هر ماه می شود؟ آه، اما شما می گویید که 10 دقیقه یک پرش گسترده است. حتی اگر ساعت اتوبوس برای تطبیق با تغییر ساعت تغییر کند، میتوانید اتوبوسی را برای کار در 10 دقیقه از دست بدهید.
خوب، پس چطور می شود که ساعت را در روز 1 آوریل 19 ثانیه به جلو و بعد از 1 اکتبر 19 ثانیه به عقب برگردانیم؟ سپس، ممکن است بگویید، ما مجموعهای از ثانیهها را از دست دادهایم که به نظر میرسید ناپدید شدهاند. هنگامی که اول اکتبر در ساعت واقعی نزدیک می شود، چرخه دوباره شروع می شود. چه کسی – غیر از دمتریوس ماتساکیس، که بخش خدمات زمان را در رصدخانه نیروی دریایی ایالات متحده اداره می کند – متوجه 19 ثانیه حرکت به جلو یا عقب می شود؟
با این حال، ممکن است خیلی گیج کننده باشد که عموم مردم 19 ثانیه در روز را از دست بدهند. برخی از مردم ادعا می کنند که از آنها زمان ربوده شده است. دیگران ادعا می کنند که خدا زمان را ساخته است (که اینطور نیست، انسان ها این کار را کردند) و ما نباید آن را دستکاری کنیم. برخی دیگر همچنان مخالف هرگونه آشفتگی با زمان هستند، زیرا می تواند سلامت ساعت بدن و تعادل ذهن را بیشتر به هم بزند.
Depression Essential Reads
خوشبختانه داریم zeitgebers– نشانه های زمان محیطی به ریتم های بیولوژیکی درون زا – برای کمک به همگام سازی بدن خود با محیط. ما گیاهانی نیستیم که ریتمهای بیولوژیکی نسبتاً سادهای با نور، دما و سایر چرخههای مرتبط با آب و هوا داشته باشند. ریتمهای انسان با وعدههای غذایی، عادات خواب، کار و روالهای اجتماعی که ذهن و بدن ما را با زمان خورشیدی هماهنگ نگه میدارد، مخدوش میشود. بسیار مختلف وجود دارد zeitgebersبارزترین آنها نور، داروها، دما، ورزش و الگوهای تغذیه است. آنها به ناحیه کوچکی از هیپوتالاموس سیگنال می دهند که غلظت اجزای شیمیایی در بدن باید تغییر کند تا هماهنگی با چرخه 24 ساعته خارجی را فراهم کند.
علاوه بر این، دو بار در سال، ما برنامه های روزمره خود را تغییر می دهیم. این یک امتیاز مثبت برای سلامتی است.