چه کار در تنظیمات بالینی ، سازمانی یا مربیگری ، روانشناسان دائماً درگیر سؤالات هویت ، معنی ، آزادی و رشد شخصی هستند. در حالی که روانشناسی غالباً به دنبال طبقه بندی و توضیح رفتار انسان است ، فلسفه اگزیستانسیالیستی ما را به چالش می کشد تا ابهام ، مسئولیت و پیچیدگی های موجودیت بشر را در آغوش بگیریم. ایده های Søren Kierkegaard ، Friedrich Nietzsche ، Martin Heidegger و Simone de Beauvoir بینش عمیقی در مورد خودسازی ، اصالت و تنش بین آزادی فردی و انتظارات اجتماعی ارائه می دهند.
Kierkegaard: در آغوش اضطراب و اصالت
سورن کیرکگارد (1855-1813) اغلب پدر اگزیستانسیالیسم محسوب می شود. وی بر اهمیت حقیقت ذهنی تأکید کرد و اظهار داشت که هر فرد باید به جای مطابقت با هنجارهای خارجی ، مسیر خود را پیدا کند. ایده های وی به ویژه در اضطراب ، اصالت و خودآگاهی به روانشناسی مربوط می شود.
Kierkegaard مفهوم “Angst” (اضطراب وجودی) را معرفی کرد و آن را به عنوان سرگیجه ای که در هنگام مواجهه با امکانات بی حد و حصر تجربه می کند ، توصیف کرد. او به جای اینکه اضطراب را به عنوان چیزی کاملاً منفی ببیند ، آن را به عنوان پیش شرط پیشرفت شخصی می دید.
روانشناسان می توانند با کمک به مشتری ها با کمک به مشتری ها ، نه به عنوان یک اختلال برای از بین بردن بلکه به عنوان یک بخش طبیعی در مقابله با پتانسیل فرد ، از این امر یاد بگیرند. به عنوان مثال ، در درمان ، هدایت افراد برای دیدن ترس خود از عدم موفقیت به عنوان فرصت های تحول و نه موانع می تواند توانمند باشد.
علاوه بر این ، Kierkegaard معتقد بود که خودخواهی واقعی نیاز به جهشی از ایمان دارد – ارزش های شخص را انتخاب کرده و به آنها متعهد می شود ، حتی در صورت عدم اطمینان.
برای روانشناسان ، این امر بر اهمیت کمک به مشتریان تأکید می کند تا حس روشنی از ارزشهای شخصی و شجاعت برای عمل به هماهنگی با آنها را توسعه دهند. درمان باید مشتری ها را ترغیب کند تا به جای اینکه به انتظارات اجتماعی بپردازند ، انتخاب خود را داشته باشند.
نیچه: خود خلق و غلبه بر اعتقادات محدود کننده
فردریش نیچه (1900-1844) یک متفکر رادیکال بود که اخلاق سنتی را به چالش می کشد و افراد را به ایجاد معنا تشویق می کرد. مفهوم او از “اراده به قدرت” به عنوان یک خلاق و اکتشافی مستقیماً با روانشناسان صحبت می کند که با مشتری در زمینه انگیزه ، تاب آوری و خودآگاهی کار می کنند.
نیچه ایده یک ذات یا سرنوشت ثابت را رد کرد. درعوض ، او استدلال كرد كه مردم باید به طور فعال هویت خود را به جای پذیرش منفعلانه نقش های اجتماعی شکل دهند. او مشهور نوشت: “این اکنون راه من است – مال شماست؟ بنابراین من به کسانی که از من سؤال کردند “راه” پاسخ دادم. زیرا راه وجود ندارد! ” (همچنین با زرتشت صحبت کرد)
روانشناسان می توانند این کار را با کمک به مشتریان در توسعه آژانس در زندگی خود به جای احساس گرفتاری در تجربیات گذشته ، نقش های اجتماعی یا محدود کردن باورهای محدود ، به کار گیرند. به جای اینکه “خود را پیدا کنند” ، افراد باید خودشان ایجاد کنند یا خود شوند.
نیچه “اخلاق برده” را نقد کرد – طرز فکر که افراد خود را بر اساس تأیید خارجی به جای قدرت داخلی تعریف می کنند. بسیاری از مشتری ها با ترس از عقاید دیگران ، کمال گرایی و به دنبال اعتبار سنجی می جنگند.
روانشناسان می توانند با تشویق خود پذیرش و تفکر مستقل ، این گرایش ها را به چالش بکشند. به عنوان مثال ، کمک به مشتریان در تمایز بین انگیزه های ذاتی (به عنوان مثال ، رشد شخصی ، بهبود خود) و انگیزه های بیرونی (به عنوان مثال ، تأیید اجتماعی ، افزایش مادی) می تواند باعث تقویت مقاومت و توانمندسازی شخصی شود.
هایدگر: زندگی واقعی در مواجهه با مرگ و میر
مارتین هایدگر (1976-1989) اصالت “بودن به سمت مرگ” را مورد بررسی قرار داد و مسئولیت موجود در وجود محدود ما را در آغوش گرفت.
هایدگر اظهار داشت که آزادی واقعی مربوط به انتخاب های بی پایان نیست بلکه در مورد داشتن وجود شخص و برقراری صلح با ماست. او بین “بودن در خانه” (هایملیچ) متمایز شد – با هماهنگی با خود معتبر شخصی – و “احساس نکردن در خانه” (Unhimlich) – تجربه بیگانگی و قطع ارتباط.
برای روانشناسان ، این به معنای کمک به مشتری ها برای شناسایی آنچه برای آنها مهم است ، ارزش ها و اعتقادات اصلی آنها است ، بنابراین می توانند به جای زندگی مطابق با اسکریپت های تحمیل شده ، در زندگی خود “در خانه” احساس کنند.
مفهوم هایدگر در مورد “بودن به سمت مرگ” نشان می دهد که ما می توانیم با تصدیق مرگ و میر کاملتر زندگی کنیم. بسیاری از افراد از فکر کردن در مورد مرگ خودداری می کنند ، اما هایدگر معتقد بود که انجام این کار منجر به وجود معتبرتر و درگیر تر می شود.
روانشناسان می توانند از این بینش در وجودی درمانی استفاده کنند و به مشتریان کمک می کنند تا با ترس خود در مورد مرگ و میر مقابله کنند ، نه به عنوان چیزی که باید از آن اجتناب شود بلکه به عنوان یک کاتالیزور برای زندگی با نیت و معنای بیشتر است.
Simone de Beauvoir: آزادی و روابط معتبر
Simone de Beauvoir (1908-1986) ایده های اگزیستانسیالیستی را به جنسیت ، روابط و اخلاق گسترش داد. وی بررسی کرد که چگونه افراد هویت خود را از طریق گزینه ها ایجاد می کنند و چگونه آزادی یک مسئولیت شخصی و یک تعهد اخلاقی نسبت به دیگران است.
Beauvoir مفاهیم سنتی و قدرتمند عشق را رد کرد و استدلال کرد که عشق واقعی مبتنی بر شناخت آزادی یکدیگر است. وی نوشت: “عشق معتبر بر روی شناخت متقابل دو آزادی تأسیس شده است.” (جنس دوم)
روانشناسان که با مشتری در روابط و ارزش خود کار می کنند می توانند با کمک به آنها در تشخیص تفاوت بین ارتباط معتبر (بر اساس احترام متقابل) و وابستگی به رمزگشایی (بر اساس کنترل یا نیاز) ، این کار را به کار گیرند.
Beauvoir به بررسی تنش بین زندگی برای خود و زندگی برای دیگران پرداخت. وی هشدار داد که تکیه بیش از حد به “بودن برای دیگران” منجر به خودآفرینی می شود ، در حالی که بیش از حد به “بودن برای خود” منجر به انزوا خودخواه می شود.
روانشناسان می توانند به مشتریان کمک کنند تا در این تعادل حرکت کنند و اطمینان حاصل کنند که در ضمن تقویت روابط سالم ، آنها به خودشان صادق هستند.
غذای اصلی برای روانشناسان
- اضطراب را به عنوان رشد (Kierkegaard) تغییر دهید: روانشناسان با کمک به مشتری ها به دیدن اضطراب نه به عنوان چیزی برای از بین بردن بلکه به عنوان نشانه تحول احتمالی ، می توانند از آنها الهام بگیرند تا ترس های خود را در آغوش بگیرند و از آنها رشد کنند.
- تشویق خود را تشویق کنید (نیچه): روانشناسان نقش مهمی در هدایت افراد برای شکل دادن به زندگی خود به جای مطابقت با انتظارات اجتماعی دارند و باعث می شوند که آنها احساس ارزشمندی و یکپارچه در روند کار کنند.
- اصالت را از طریق مسئولیت (هایدگر) تقویت کنید: روانشناسان با کمک به مشتریان در احساس “در خانه” در وجود خود از طریق انتخاب معنادار ، می توانند احساس مسئولیت و متعهد به رفاه مشتری خود کنند.
- ارتقاء روابط معتبر (Beauvoir): ارزش احترام متقابل و آزادی متقابل را در روابط آموزش دهید.
با ادغام این ایده ها در عمل روانشناختی ، درمانگران ، مربیان و مشاوران می توانند به افراد کمک کنند تا آزادی خود را در آغوش بگیرند ، مسئولیت زندگی خود را به عهده بگیرند و در نهایت خودشان ایجاد کنند. متفکران وجودی مردم را ترغیب می کنند تا نویسنده زندگی خود شوند – تنها کسانی که آنها دارند!