هشدار اسپویلر! این پست حاوی اسپویلرهای نقشه قابل توجهی است.
فیلم ها می توانند پیام های پیچیده ای را در قالب تمثیل ارائه دهند (داستانی که با معنای پنهان و نمادین). اما من هرگز انتظار مارول را نداشتم رعد و برق* به عنوان یک نمایش تقریباً کامل از بیماری روانی. به طور خاص ، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) ، اختلالات مرتبط و چگونگی درمان شناختی رفتاری به کسی کمک می کند تا بهبود یابد. این فیلم به عناصری که به آنها می پردازیم (به معنای واقعی کلمه ، آنها می جنگند) در درمان ، انسان شناسی می کند. سرانجام ، این فیلم چراغی را می درخشد که همه ما مبارزات خود را داریم و این است خوببشر
بنابراین ، بیایید به این شاهکار در سطح عمیق تری نگاه کنیم ، برخی از عناصر قرار گرفتن در معرض درمانی که در این فیلم نمایش داده می شوند ، و اینکه چگونه بهبودی یک ورزش تیمی است.
Thunderbolts* مجموعه ای از ضد قهرمانان شکست خورده است و بر روی یلنا ، یک قاتل سابق متمرکز است. آنها با یک مدیر سابق مرموز ، باب روبرو هستند. به او ابرقدرت ها داده شد اما تاریکی عظیمی را در درون خود نگه می دارد ، که ناشی از خاطرات سوء استفاده شدید و مشکلات مرتبط است. وقتی او تغییر یافت ، تاریکی داخلی او همه چیز را نابود کرد. در حالی که این می تواند به صورت تصویری در بیماری روانی اتفاق بیفتد ، در این فیلم مارول ، به معنای واقعی کلمه است.
برخی از اصول اولیه برای شروع
PTSD و افسردگی به همان اندازه سوء استفاده از مواد بسیار همزمان هستند. و روان پریشی رابطه محکمی با تروما دارد.
به عبارت ساده ، PTSD مانند هراس یک حافظه است ، بنابراین شخص از حافظه و چیزهای موجود در محیط خود در رابطه با حافظه جلوگیری می کند. مشکل این است که هرچه بیشتر از حافظه (و چیزها) خودداری کنید ، بیشتر شما را تحت تعقیب قرار می دهند و زندگی احساس وحشتناک تر می کند. تمام علائم PTSD و PTSD پیچیده را می توان از طریق این الگوی توضیح داد. با گذشت زمان ، زندگی کوچکتر می شود و منجر به افسردگی می شود.
آن را پایین
باب این تاریکی را در درون خود توصیف می کند ، باطل (بعداً به موجودی تبدیل می شود که نیویورک را مصرف می کند). او از یلنا می پرسد که آیا او تا به حال این تجربه را داشته است ، و او می گوید که آن را به اعماق داخل فشار می دهد.
اجتناب: در کوتاه مدت کار می کند ، اما در دراز مدت ، مشکل ما را حفظ می کند.
در طول فیلم ، ما از کار خود اجتناب می بینیم. اجتناب منطقی است. یلنا خودش را به کار می اندازد و الکل می نوشد. در لحظه ، درد او از بین می رود ، اما نور او کم رنگ است. درد گسترش می یابد ، و ما او را در ابتدای فیلم در بالای یک ساختمان می یابیم و در مورد آنچه به نظر می رسد مانند اجتناب نهایی: خودکشی است ، صحبت می کنیم.
اما اجتناب باعث می شود هر شخصیت در طولانی مدت بدتر شود.
برای باب ، او به ذهن خود عقب نشینی می کند و توسط PTSD خود در خلاء (نماد افسردگی) به دام می افتد. یلنا او را در “مکان امن” در ذهن خود ، یک اتاق زیر شیروانی راحت می یابد. با این حال ، فریاد زدن زیر او شروع می شود و اتاق می لرزد. نمایانگر دلخراش از حافظه تروما مزاحم. باب تصرف می کند و به او می گوید (بیش از فریاد زیر) ، “به زودی تمام می شود.” این خاطره باب است که از مادرش در برابر سوء استفاده خانگی و پیامدهای آن محافظت می کند.
باب می گوید من در اینجا می مانم زیرا این امن ترین خاطره ای است که پیدا کردم.
تنها راه خروج از طریق Michael Kozak است
اینترنت با رساله هایی مبنی بر اینکه چرا CBT نمی تواند به مشکلات مربوط به تروما کمک کند ، سیل می شود. در حالی که اینها خوب هستند ، درست نیست. من آن انتقادات را می خوانم و فکر می کنم ، “بله ، این CBT نیست.”
Thunderbolts* دراماتیک چگونگی عملکرد CBT (تفسیر من ، تجدید نظر در حافظه تروما یا قرار گرفتن در معرض تخیلی) را نشان می دهد.
مفهوم: خاطرات آزار دهنده و وحشتناک هستند ، اما آنها نمی توانند ما را ایجاد کنند واقعی آسیب اجتناب ترس را حفظ می کند. در CBT ، ما (در بدن خود) دوباره یاد می گیریم که خاطرات از طریق تجدید نظر در تخیل مکرر ایمن هستند.
در فیلم ها ، یلنا می پرسد ، اگر این امن ترین نقطه ای است که شما پیدا کرده اید ، بیایید خطرناک ترین آنها را پیدا کنیم. آنها بعد از حافظه ، سفر به مرور مجدد حافظه را آغاز کردند. او می آموزد که نیازی به ترس از خاطرات ندارد و می تواند آنها را دور کند. هیچ یک از خاطرات خوب ، خاطرات شاد نمی شوند ، اما او می تواند با آنها روبرو شود.
شرم و انزوا
هر قهرمان شرمنده می شود و فیلم را منزوی می کند. هنگامی که خلاء شروع به گرفتن نیویورک می کند ، یلنا قدم می زند. آنها او را تسلیم می کنند و آنها را تنها می گذارد.
اما او برای کمک به باب در دست است. پیوستگیبشر ما بهبود می یابیم با دیگران. بیماری روانی بر تنهایی ما طعمه می زند.
یکی یکی ، هر قهرمان وارد خلاء اعتقاد به یلنا می شود. هر یک از آنها برای یافتن باب و یلنا از طریق خاطرات خود می جنگند. آنها به کامل نیاز داشتند خانواده برای جنگیدن
بازیابی یک سفر زیبا و سخت است و با حمایت دیگران سبک تر می شود. در این صحنه ها ، تیم با هم با خاطرات روبرو می شوند.
بوسه سرآشپز ، شرم آور شرم آور: بسیاری از آنها خاطرات شرم آور اوقات را در طول روان پریشی یا سوء استفاده از مواد تجربه می کنند. برای باب ، او در لباس مرغ در حالی که دارای متش است ، خشونت می شود. خنده دار است اما اذعان می کند که چگونه شرم باعث می شود ما به اندازه ترس از آن جلوگیری کنیم. اما به عنوان یک خانواده ، آنها آن را به قتل می رسانند.
حافظه نهایی
وقتی باب سعی می کند چیزی از خودش بسازد ، او به یک هیولا تبدیل می شود و باعث ظلم می شود.
ظرافت اسیر می شودبشر ما می توانیم بدترین و شرم آور ترین قسمت های خودمان را پنهان کنیم و سعی کنیم آن را به تنهایی برویم. او با “مهارت های جدید” باب از “جلسات” قبلی ، او به تنهایی به هیولا حمله می کند و سایرین دور به دام می افتند.
باب شکست می خورد ، و او را باطل می کند. او عصبانی می شود ، و آنها تجسم می کنند که چگونه این تاریکی می تواند ناآگاهانه به ما فرو رود. برای کمک به دیدن یک شخص خارجی طول می کشد. یلنا آزاد می شود و با تیم ، او را از آن دور می کند. و حافظه دور می شود.
راه حل خلاء ، مبارزه با تاریکی با تاریکی بیشتر نیست.
ارتباط ، زندگی زندگی ، ارزش ها و عشق او.
شفا دهنده ها صدمه دیده اند
یلنا می تواند در این تمثیل بهبودی نمایانگر بسیاری از آرکیپ ها باشد.
برای من ، او نماینده شفا دهنده صدمه دیده است. یلنا این گروه از قهرمانان را از طریق روند بهبودی رهبری می کند ، اما بسیاری از ما در میدان شفابخشی به نوعی شفا دهنده های زخمی هستیم. او نشان می دهد که چگونه خودمان را در کسانی که خدمت می کنیم می بینیم و چگونه باید با هواداران خود در مورد مبارزات خود باز باشیم و از خودمان مراقبت کنیم. اینقدر ما در خلاء به پایان نرسید.
متشکرم ، مارول. من مطمئن نیستم که شما کاملاً می دانید که چقدر خوب کار کردید.
توجه: به دلیل جدید بودن فیلم ، نتوانستم نقل قول های دقیقی را بدست آورم.