پدر و مادرم را 11 ثانیه در آغوش بگیر وگرنه می میرند، به خدا دعا کن و انگشتانت را ببوس وگرنه سرطان خواهی داشت… من یک بار داشتم که یک سال پریود نشدم و بعد فکر کردم. من مثل مریم باکره بودم… و سپس هر شب برای خدا دعا میکردم تا عیسی مسیح جدیدی را که در من متولد میشد از بین ببرد.”
این خواننده کامیلا کابلو است که اخیراً در گفتگو با داکس شپرد تجربه خود را از اختلال وسواس فکری-اجباری (OCD) به اشتراک گذاشته است. داستان او نشان میدهد که چگونه OCD با انبوهی از شکها و اقدامات متقابل محافظتی که برای دفع آنها طراحی شدهاند، تحت تأثیر قرار میدهد و وضعیتی را که یک تا دو درصد از جمعیت آمریکا را مبتلا میکند، روشن میکند و به طور متوسط 14 تا 17 سال طول میکشد تا درست شود. درمان شود، و در حال حاضر مداخلات اثبات شده کمی دارد (دو مورد که برجسته ترین آنها دارو و درمان مواجهه-پاسخ-پیشگیری یا ERP هستند).
در این هفته، که به افتخار آگاهی از OCD اختصاص داده شده است، احتمالاً خواهید شنید که کارشناسان به اشتراک می گذارند که OCD فداکاری مارتا-استوارت-با ماری-کوندو ملاقات می کند به زیبایی یا شادی و همچنین پتانسیل خشونت در آن وجود ندارد. یک فیلم M. Night Shyamalan که شامل یک قاتل سریالی با مشکلات OCD و مادر است. آنها به احتمال زیاد به شما خواهند گفت که این یک وضعیت پرپیچ و خم و در عین حال قابل درمان است که می تواند با مراقبت های مبتنی بر شواهد که به شما می آموزد با خیره شدن به بدترین ترس های خود بدون پلک زدن، “به ایراد خود بچسبید” و “به سمت ارزش های خود زندگی کنید” بهبود می یابد. این بدان معناست که اگر برای OCD درمان میشوید، ممکن است از شما خواسته شود که دستگیره در یک غریبه را بدون شستن دستهایتان لمس کنید یا افکار ترسناک و خشونتآمیز خود را بدون درخواست اطمینان سرگرم کنید. با گذشت زمان، آنها توضیح می دهند، شما یاد خواهید گرفت که بهتر با عدم اطمینان زندگی کنید.
با این حال، آنچه ممکن است نشنیده باشید این است که بین یک چهارم تا نیمی از افراد مبتلا به OCD از قرار گرفتن در معرض و پیشگیری از واکنش خودداری میکنند و دلیل آن مشکلات در معده کردن آن است. همچنین ممکن است یاد نگیرید که حتی کارشناسان هنوز مطمئن نیستند که OCD دقیقاً تحت تأثیر طبیعت – ژن ها، مدارهای مغزی، یا واکنش های خودایمنی- یا پرورش، یعنی مکانیسم های دفاعی از بین رفته در نتیجه تروما قرار می گیرد.
یک تجزیه و تحلیل در سال 2023 نشان داد که OCD درمان نشده تنها در ایالات متحده منجر به زیان سالانه بیش از 8.4 میلیارد دلار شده است که عمدتاً به دلیل از دست دادن کار، کاهش بهره وری و هزینه های پزشکی است. با این تاثیر بزرگ، آیا نباید گزینه های بیشتر و بهتری برای OCD داشته باشیم؟
دیدگاهی متفاوت در مورد OCD
محققان و پزشکان عمدتاً روی تسکین علائم تمرکز می کنند. اما OCD فقط یک دزد بی امان زمان و فضا نیست. بخشی از شخصیت فرد است
توجه به ترس ها، به ویژه ترس، می تواند آزاردهنده باشد، اما با OCD، ممکن است متوجه شوید که از بسیاری چیزهای جالب دیگر نیز آگاه هستید. همچنین ممکن است ذهنی خلاق و تخیلی و قلبی عمیقا باز و سخاوتمند داشته باشید. شما ممکن است با دقت بیشتری از مرگ و همه تجسمات احتمالی آن آگاه باشید، اما به وضوح ببینید که چه چیزی زندگی را ارزش زندگی کردن دارد.
تحقیقات نشان میدهد که افراد مبتلا به OCD نسبت به افراد سالم سطح همدلی بالاتری دارند. و مانند جان گرین مبتلا به OCD و نویسنده، اغلب نادیده گرفتن شکننده بودن مردم و دنیایی که دوست دارند برایشان دشوارتر است.
من معتقدم آنچه افراد مبتلا به OCD به آن نیاز دارند توجه بیشتر به این است که زندگی با این طیف وسیع از احساسات چگونه است و چقدر دشوار است که تا این حد آگاه باشیم، بدون اینکه خود را به خاطر انجام ندادن بیشتر تنبیه کنیم. آنها به حمایت نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه فضای خود را اشغال کنند بدون اینکه تبدیل به یک سوراخ خودشیفته – بدترین ترسشان – شوند.
مانند مبتلایان به OCD چارلز داروین یا موسیقیدان جک آنتونوف، مبتلایان به OCD دائماً سناریوهای چه میشود را سرهم میکنند. آنها از سوراخهای خرگوش پایین میروند و در مارپیچهای فکری گم میشوند – اما همین برسها با دوزهای انبوه عدم قطعیت گاهی اوقات میتوانند به نوآوری و امکان منجر شوند.
دریافتهام که بسیاری از مبتلایان به OCD در مورد چگونگی رام کردن این ذهن سرگردان و بهرهبرداری از مواهب فراوان آن راهنمایی نمیشوند. همانطور که الیزابت گیلبرت نویسنده میگوید، «در نهایت داشتن ذهن خلاق مانند داشتن یک سگ مرزی برای یک حیوان خانگی است: به کار نیاز دارد، در غیر این صورت برای شما دردسرهای ظالمانهای ایجاد میکند».
من استدلال می کنم که ما به پزشکان و محققان بیشتری نیاز داریم که بدانند چگونه از این پتانسیل بهره ببرند – که روش را برای “جنون” OCD ببینند. تصور کنید با این پاسخ ها چقدر سریعتر و بهتر می توانستیم OCD را درمان کنیم.
من برداشت غیر متعارف خود را در مورد OCD شبیه به دیدگاه الین آرون در مورد شخص بسیار حساس یا تجدید نظر بلاک باستر سوزان کین از درک ما از درونگراها می دانم. OCD ناشی از درک نادرست از چگونگی مهار آتش تخیل عاطفی عمیق است. بدون این ارتباط، من احساس میکنم، انسان درگیر آیینهای بیمعنی است که هرگز کاملاً ارضا نمیشوند، اما به سؤال اصلی پاسخ نمیدهند: چرا من در وهله اول اینقدر رانده شده ام؟
اگر مبتلا به OCD هستید، من معتقدم که شما رانده میشوید زیرا احتمالاً کاملاً آگاه هستید و با طیفی از احساسات و افکار شکسپیر که تعداد کمی ترسیم کردهاند، آغشته شدهاید. ممکن است آن را در کسانی که همین موهبت را دارند احساس کنید – اما شاید به شما، مانند بسیاری از افراد دیگر مبتلا به OCD، بارها گفته شده است که آنچه که درک می کنید واقعاً مهم نیست که دیگر متوجه آن نشوید.
در دنیایی که با آینده ای دیستوپیایی یا عظمتی در گوشه و کنارش وسواس دارد، فریفته شدن در ذهنیت ساده سازی به جای تفاوت های ظریف، آسان است. با این حال، در تجربه من، افراد مبتلا به OCD عمیقاً در مورد این تفاوت فکر می کنند و احساس می کنند، و متوجه می شوند که چقدر قوی می توانیم افرادی را که به آنها نزدیکتریم دوست داشته باشیم و متنفر باشیم، چقدر شکننده و قدرتمند هستیم، و چقدر دنیا می تواند به راحتی از آنها خارج شود. کنترل کنید یا دوباره به تراز برگردید.
توانایی تسلط بر این ظرفیت فقط انسانی ترین کار در مقابل ما نیست. من استدلال می کنم که ما اکنون بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم. ما مدیون هستیم که بر مواهب واقعی مبتلایان به وسواس فکری وسواسی نور بتابانیم زیرا آنها ممکن است گام های بعدی ما را به جلو ببینند – واضح ترین از همه ما.