به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ بعضی وقتها یک سخنرانی را نمیشود فقط با تعداد کلمات، تیترهای خبری یا چند جمله از متن آن سنجید. بعضی تریبونها، فراتر از یک تریبون معمولی هستند؛ جایی که وقتی یک مقام رسمی پشت آن میایستد، در واقع نماینده یک ملت سخن میگوید.
تریبون سازمان ملل یکی از همین جاهاست.
سخنرانی دکتر مسعود پزشکیان در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، در شرایطی انجام شد که منطقه روزهای آرامی را پشت سر نمیگذارد و ایران نیز درگیر مجموعهای از فشارها، تهدیدها و تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی است.
در چنین شرایطی، طبیعی است که انتظار از رئیسجمهور فقط خواندن یک متن رسمی نباشد. انتظار این است که صدای ایران را به گوش جهانیان برساند؛ از امنیت و منافع ملی کشور بگوید، از آنچه بر مردم گذشته سخن بگوید و اجازه ندهد دیگران به جای ایران، روایت ایران را بسازند.
پزشکیان در نیویورک تلاش کرد همین کار را انجام دهد.
فارغ از اینکه هر کدام از ما درباره عملکرد دولت، سیاست خارجی یا شیوه اداره کشور چه نقدی داشته باشیم، نمیتوان از اهمیت حضور رئیسجمهور در چنین تریبونی عبور کرد. اختلافنظر سیاسی یک موضوع است و دفاع از جایگاه و منافع کشور در عرصه بینالمللی موضوعی دیگر.
وقتی رئیسجمهور ایران پشت تریبون سازمان ملل قرار میگیرد، دیگر فقط درباره دولت صحبت نمیکند؛ درباره ایران صحبت میکند.
این نکته سادهای است، اما گاهی در هیاهوی سیاست فراموش میشود.
آنچه در سخنان رئیسجمهور برای من برجسته بود، تلاش برای بیان مواضع ایران با ادبیاتی صریح، اما در چارچوب جایگاه دیپلماتیک بود. در شرایطی که ادبیات سیاسی در جهان روزبهروز تندتر میشود، حفظ شأن و متانت در کنار صراحت، خودش یک پیام است.
ایران برای دفاع از خود لازم نیست شبیه کسانی سخن بگوید که به آن حمله میکنند.
ایران میتواند محکم باشد، اما محترمانه. میتواند از حقوق خود دفاع کند، اما از منطق فاصله نگیرد. میتواند در برابر فشارها بایستد، اما زبان دیپلماسی را کنار نگذارد.
این همان تصویری است که از یک رئیسجمهور در تریبون سازمان ملل انتظار میرود.
موضوع جنگ و امنیت نیز بخش جدی این ماجراست. امروز وقتی از ایران صحبت میشود، نمیتوان تحولات منطقه، تهدیدهای امنیتی و مسئله جنگ و مذاکره را نادیده گرفت. رئیسجمهور باید درباره این مسائل سخن بگوید و این سخنان باید در سطح جهانی شنیده شود.
اما یک نکته مهمتر وجود دارد؛ ما نباید اجازه دهیم روایت ایران فقط از زبان دیگران به جهان منتقل شود.
در دنیای امروز، جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. جنگ روایتها هم وجود دارد. رسانهها، شبکههای اجتماعی، دیپلماسی عمومی و افکار عمومی جهانی، بخش مهمی از میدان قدرت هستند.
اگر ما درباره خودمان سخن نگوییم، دیگران این کار را خواهند کرد.
و شاید یکی از وظایف مهم رئیسجمهور در سازمان ملل همین باشد؛ اینکه روایت رسمی ایران را مستقیم، روشن و بدون واسطه بیان کند.
بخش دیگری از سخنان رئیسجمهور که نمیتوان از کنار آن ساده گذشت، توجه به کشورهای همسایه بود.
ما در منطقهای زندگی میکنیم که همسایگان ایران فقط چند نام روی نقشه نیستند. امنیت، اقتصاد، تجارت، انرژی و آینده منطقه به نوع رابطه همین کشورها با یکدیگر گره خورده است.
کشورهای منطقه ممکن است امروز با قدرتهای بزرگ قرارداد ببندند، فردا موضع خود را تغییر دهند و پسفردا وارد ائتلاف دیگری شوند؛ اما جغرافیا تغییر نمیکند.
همسایه، همیشه همسایه است.
از همین رو، دعوت به گفتوگو و همکاری میان کشورهای منطقه را باید جدی گرفت. امنیت منطقه اگر قرار باشد پایدار باشد، نمیتواند فقط از بیرون منطقه طراحی شود. کشورهای منطقه باید بتوانند درباره امنیت خودشان با یکدیگر گفتوگو کنند.
در این میان، حمایت بخشهای مختلف کشور از مواضع رئیسجمهور نیز اهمیت دارد. در مسائل مرتبط با منافع ملی، نیروهای سیاسی و نهادهای مختلف ممکن است اختلافنظر داشته باشند، اما در برابر مخاطب خارجی، آنچه اهمیت دارد این است که اصل منافع ایران فراموش نشود.
نقد دولت سر جای خودش.
مطالبهگری هم سر جای خودش.
اما وقتی پای ایران و منافع ملی به میان میآید، نباید اجازه دهیم اختلافات داخلی، صدای کشور را در بیرون ضعیف کند.
امروز ایران به دیپلماسی فعال، رسانه قدرتمند و روایت دقیق نیاز دارد.
و البته سخنرانی در سازمان ملل پایان ماجرا نیست. اتفاقاً از فردای چنین سخنرانیهایی، کار اصلی شروع میشود. باید دید مواضع مطرحشده چگونه در مذاکرات، رایزنیهای منطقهای، روابط خارجی و پیگیریهای بینالمللی دنبال خواهد شد.
سخن گفتن مهم است؛ اما پیگیری آنچه گفته شده مهمتر است.
به عنوان یک فعال فرهنگی و رسانهای، همیشه باور داشتهام که رسانه نباید فقط خبر را منتقل کند؛ باید کمک کند جامعه بفهمد پشت یک خبر چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
سخنرانی رئیسجمهور در سازمان ملل هم نباید فقط یک خبر چندساعته باشد که تیتر شود و فردا فراموشش کنیم. این سخنرانی باید در ادامه دیپلماسی کشور، در فضای رسانهای و در گفتوگوی عمومی جامعه دنبال شود.
ایران امروز بیش از هر چیز به روایت خودش نیاز دارد؛ روایتی که نه از سر هیجان، نه با زبان تنش و نه با انفعال، بلکه با اعتمادبهنفس، منطق و صراحت بیان شود.
خداقوت آقای رئیسجمهور.
در روزهایی که ایران در یکی از پیچیدهترین مقاطع سیاسی و امنیتی منطقه ایستاده، حضور در تریبون سازمان ملل و سخن گفتن از مواضع ایران، مسئولیت کوچکی نیست.
حالا باید این صدا را ادامه داد؛ در دیپلماسی، در رسانه و در میدان عمل.
چون ایران فقط یک دولت نیست؛ یک ملت است و صدای این ملت باید در جهان شنیده شود.
* زهرا شیخ باقری، فعال فرهنگی و رسانهای
پایان/*
.