به گزارش
پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛
ترس از اشتباه کردن در کودکان یکی از شایع ترین دغدغه های والدین است که ریشه در عوامل متعدد رشدی، تربیتی و محیطی دارد. مهم ترین علت این ترس، تجربه واکنش تند، تحقیر یا سردی والدین پس از اشتباه کودک است که به این باور منجر می شود که «اگر اشتباه کنم، دوست داشتنی نیستم». کمال گرایی آموخته شده نیز عامل دوم است؛ والدینی که بیش از حد بر نتیجه تأکید می کنند، ناخواسته به کودک می آموزند که فقط درست انجام دادن ارزش دارد. ترس از شرمندگی و قضاوت همسالان در سنین مدرسه، تجربه های منفی قبلی مانند تنبیه یا مسخره شدن، و الگوگیری از والدین مضطرب از دیگر عوامل مؤثر بر شکل گیری این ترس محسوب می شوند.مرز میان ترس طبیعی و ترس ناتوان کننده را می توان در رفتار کودک تشخیص داد. در ترس طبیعی، کودک کمی مضطرب می شود اما اقدام می کند، اشتباه را می پذیرد و تلاش می کند جبران کند و پس از اشتباه احساس ناراحتی موقت دارد و سپس ادامه می دهد. در مقابل، در ترس ناتوان کننده، کودک از ترس اشتباه از انجام کار خودداری می کند، اشتباه را پنهان یا انکار می کند، ساعت ها یا روزها خود را سرزنش می کند، از هر موقعیتی که احتمال شکست دارد اجتناب می کند و عزت نفس او به عملکردش گره خورده و شکننده است.
برای کمک به کودک، والدین باید اشتباه خودشان را آشکارا بپذیرند، فرآیند را به جای نتیجه تشویق کنند، از تنبیه و تحقیر پرهیز کنند، اشتباه را به عنوان فرصت یادگیری معرفی کنند و فضای امنی برای آزمون و خطا بسازند. اگر ترس از اشتباه با علائم جسمی مانند دل درد و سردرد، اجتناب شدید از مدرسه، افت تحصیلی، خودسرزنش گری افراطی یا افکار خودآسیب رسان همراه باشد، مراجعه به روانشناس کودک ضروری است.
ترسی که کودک را از تلاش بازمی دارد، دیگر طبیعی نیست
وقتی کودک پس از خطا دچار ناراحتی شدید یا گریان است، پیش از هر راهکاری به امنیت و همدلی نیاز دارد. در اوج هیجان، توانایی تفکر کودک کاهش مییابد پس ابتدا کنارش بمانید، احساسش را بپذیرید و کمک کنید آرام شود. جملاتی مثل «میفهمم ناراحتی» به او کمک میکند، اما از عباراتی مانند «گریه نکن» پرهیز کنید. پذیرش احساس کودک به معنای تایید اشتباه نیست. پس از آرامشدن، میتوانید درباره اصلاح رفتار صحبت کنید و بپرسید «به نظرت دفعه بعد چه کاری را متفاوت انجام میدهیم؟» کودک وقتی احساس کند دیده و پذیرفته شده است، پس از آرام شدن آمادگی بیشتری دارد تا درباره اشتباهش فکر کند و از آن یاد بگیرد.
وی بیان کرد: در محیطهای رقابتی، موفقیت را فقط «بهترین بودن» تعریف نکنید. معیار را بر پیشرفت فردی بگذارید؛ یعنی عملکرد فعلی کودک را با گذشته خودش مقایسه کنید، نه با دیگران. همچنین در درس و فعالیتها، هدفهایی متناسب با توانایی او تعیین کنید. اگر از پاداش استفاده میکنید، آن را به تلاش و پشتکار کودک اختصاص دهید، نه فقط نتیجه نهایی. مهارت با تمرین و تجربه ساخته میشود؛ وقتی کودک این را درک کند، اشتباه دیگر نشانه شکست نیست، بلکه بخشی از مسیر یادگیری است.
دوستی درباره نشانههای هشدار ی که نشان میدهد ترس کودک از اشتباه کردن به اختلال اضطرابی تبدیل شده است، گفت: ترس از اشتباه در حالت عادی طبیعی است، اما اگر شدید، مداوم و مختلکننده زندگی باشد، باید جدی گرفته شود. نشانههای اصلی شامل «اجتناب» است؛ مثلا خودداری از فعالیتهای جدید یا پرسش مداوم «درست انجام دادم؟». گاهی این اضطراب با علائم جسمانی مثل تپش قلب، تند شدن تنفس، تعریق، لرزش یا تغییر در خواب و اشتها همراه میشود. اگر این ترس باعث گوشهگیری کودک از فعالیتهای متناسب با سنش شده، توصیه میشود برای ارزیابی دقیقتر به متخصص مراجعه کنید.
مرز باریک «نظم» و «سختگیری»
دوستی در پاسخ به این پرسش که «آیا نظم و سختگیری بیش از حد، ترس از اشتباه را در کودک نهادینه میکند؟» گفت: نظم و قانون به خودیخود آسیبزا نیست؛ کودکان برای رشد به ساختار و مرزهای مشخص نیاز دارند. مشکل زمانی ایجاد میشود که انضباط با سختگیری افراطی، سرزنش مداوم، انتظار بینقص بودن همراه شود.
این روانشناس افزود: در چنین فضایی، کودک گمان میکند برای پذیرفتهشدن باید کامل باشد. این نگرش نه تنها او را کمالگرا میکند، بلکه باعث میشود به دلیل ترس از قضاوت، از تجربههای جدید اجتناب کند. سختگیری افراطی رابطه کودک با والدین را نیز تضعیف میکند؛ چرا که کودک به جای حل مساله، اشتباهاتش را از ترس واکنش والدین پنهان میکند. هدف اصلی باید ایجاد «نظم همراه با امنیت عاطفی» باشد؛ جایی که کودک بداند اشتباه، به معنای از دست دادن محبت یا طرد شدن نیست.