21:56 - 2026/09/21

هفته دفاع مقدس؛ وقتی تاریخ هنوز با ما حرف می‌زند

هفته دفاع مقدس فقط یادآور هشت سال جنگ نیست؛ یادآور روزهایی است که تاریخ ایران با رنج، مقاومت و فداکاری میلیون‌ها انسان نوشته شد. از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ که حمله گسترده عراق آغاز شد تا سال‌های پرحادثه جنگ و سرانجام آتش‌بس، یک نسل از ایرانیان بخش...

هفته دفاع مقدس؛ وقتی تاریخ هنوز با ما حرف می‌زند

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن؛ بعضی روزها را نمی‌توان فقط در تقویم دید. باید ایستاد، به عقب برگشت و پرسید در آن روزها بر این سرزمین چه گذشت و چرا هنوز، پس از نزدیک به نیم قرن، نام‌هایی مانند خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، شلمچه، فاو و اروند برای مردم ایران فقط نام چند نقطه جغرافیایی نیستند.

هفته دفاع مقدس از همین جنس است؛ فرصتی برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین و پرهزینه‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران؛ دوره‌ای که از ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با حمله گسترده عراق آغاز شد و سال‌ها بعد با آتش‌بس پایان یافت. جنگ ایران و عراق هشت سال ادامه پیدا کرد و شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز در طول این منازعه بارها به آن پرداخت؛ قطعنامه ۵۹۸ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۷ یکی از مهم‌ترین اسناد این روند بود.

اما دفاع مقدس را نمی‌توان فقط با تاریخ آغاز و پایان جنگ توضیح داد. پشت این تاریخ‌ها، میلیون‌ها زندگی قرار دارد؛ خانواده‌هایی که فرزند، همسر یا پدر خود را راهی جبهه کردند، مردمی که خانه‌هایشان را ترک کردند، کودکانی که صدای آژیر و بمباران را شناختند و نسلی که بخشی از جوانی خود را در فضایی گذراند که جنگ، واقعیتی روزمره بود.

۳۱ شهریور؛ روزی که معادلات کشور تغییر کرد

در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق حمله گسترده‌ای را علیه ایران آغاز کرد. حملات هوایی و سپس عملیات زمینی، بخش‌هایی از مناطق مرزی کشور را درگیر کرد و جنگی را رقم زد که برخلاف تصور اولیه، نه کوتاه بود و نه محدود.

اسناد تاریخی نشان می‌دهد که شورای امنیت سازمان ملل از همان سال ۱۹۸۰ درگیر موضوع ایران و عراق شد و در سال‌های بعد نیز بارها درباره ادامه درگیری، خسارت‌های انسانی و مادی و ضرورت پایان جنگ موضع‌گیری کرد.

جنگ اما فقط در نقشه‌های نظامی اتفاق نمی‌افتد. وقتی یک شهر بمباران می‌شود، جنگ وارد خانه‌ها می‌شود؛ وقتی یک رزمنده شهید می‌شود، جنگ وارد یک خانواده می‌شود و وقتی یک شهروند مجروح یا آواره می‌شود، جنگ بخشی از زندگی اجتماعی یک جامعه را تغییر می‌دهد.

شاید به همین دلیل است که فهم دفاع مقدس بدون فهم زندگی مردم آن دوران ممکن نیست.

دفاع مقدس؛ روایت مردم، نه فقط میدان نبرد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ ایران و عراق، حضور گروه‌های مختلف اجتماعی در کنار نیروهای نظامی بود. ارتش، سپاه، بسیج، نیروهای انتظامی و گروه‌های مختلف مردمی درگیر دفاع از کشور بودند و در کنار آنان، زنان نیز در پشتیبانی، امدادرسانی، پرستاری، تهیه اقلام مورد نیاز جبهه‌ها و اداره زندگی خانواده‌ها در شرایط جنگی نقش داشتند.

این بخش از تاریخ دفاع مقدس گاهی در روایت‌های رسمی کمتر دیده می‌شود؛ در حالی که جنگ فقط در خط مقدم جریان نداشت.

مادری که فرزندش را راهی جبهه می‌کرد، همسری که ماه‌ها چشم انتظار بازگشت همسرش بود، پرستاری که در بیمارستان‌های جنگی فعالیت می‌کرد و خانواده‌ای که در شهرهای در معرض حمله، زندگی خود را ادامه می‌داد، همه بخشی از تاریخ دفاع مقدس هستند.

اگر قرار است نسل امروز دفاع مقدس را بشناسد، باید این بخش از روایت نیز شنیده شود؛ زیرا تاریخ یک جنگ، فقط تاریخ عملیات‌ها و فرماندهان نیست، تاریخ انسان‌هایی است که هزینه آن را پرداختند.

خرمشهر؛ یک نام، یک خاطره ملی

در میان همه نام‌های دفاع مقدس، خرمشهر جایگاه ویژه‌ای دارد.

این شهر در هفته‌های نخست جنگ به اشغال نیروهای عراقی درآمد و در سوم خرداد ۱۳۶۱ در جریان عملیات بیت‌المقدس آزاد شد. آزادی خرمشهر به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف جنگ تبدیل شد و در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد.

اما اهمیت خرمشهر فقط در یک پیروزی نظامی خلاصه نمی‌شود. خرمشهر برای بسیاری از ایرانیان نماد مقاومت شهری است که مردمش در برابر حمله ایستادند و سپس شاهد بازگشت شهر به کشور بودند.

این خاطره تاریخی، نسل به نسل منتقل شده است؛ از کتاب و عکس و فیلم گرفته تا روایت‌های شفاهی خانواده‌هایی که خود بخشی از آن روزها بوده‌اند.

جنگ؛ واقعیتی فراتر از روایت‌های قهرمانانه

دفاع مقدس بدون تردید بخش مهمی از تاریخ ایران است، اما روایت آن نباید فقط به مجموعه‌ای از تصاویر قهرمانانه محدود شود.

جنگ، در کنار حماسه و ایستادگی، ویرانی و رنج نیز دارد.

شورای امنیت سازمان ملل در قطعنامه ۵۹۸ از تلفات سنگین انسانی و خسارت‌های مادی ناشی از ادامه جنگ ابراز نگرانی کرد و بر ضرورت پایان درگیری تأکید داشت.

موضوع استفاده از سلاح‌های شیمیایی نیز از تلخ‌ترین بخش‌های این جنگ بود. شورای امنیت در قطعنامه ۶۱۲ مورخ ۹ مه ۱۹۸۸، استفاده از سلاح‌های شیمیایی در منازعه ایران و عراق را محکوم کرد و بر رعایت پروتکل ۱۹۲۵ ژنو تأکید داشت.

این اسناد یادآوری می‌کنند که دفاع مقدس را باید همزمان با دو مفهوم دید: مقاومت و رنج.

اگر فقط از مقاومت بگوییم، بخشی از حقیقت را حذف کرده‌ایم؛ و اگر فقط از رنج بگوییم، بخش دیگری از واقعیت تاریخی را نادیده گرفته‌ایم.

چرا باید هنوز از دفاع مقدس گفت؟

شاید مهم‌ترین پرسش این باشد که نسل امروز، که فاصله زیادی با سال‌های جنگ دارد، چه نسبتی با این تاریخ برقرار می‌کند؟

پاسخ را نمی‌توان در تکرار چند جمله مناسبتی پیدا کرد.

نسل جدید نیاز دارد تاریخ را بشناسد، نه اینکه فقط درباره آن شعار بشنود. باید بداند جنگ چگونه آغاز شد، مردم چگونه با آن مواجه شدند، شهرها چه هزینه‌ای پرداختند، خانواده‌ها چه رنج‌هایی تحمل کردند و چرا پایان دادن به جنگ نیز به یک مسئله مهم سیاسی و انسانی تبدیل شد.

شناخت دقیق تاریخ، اتفاقاً به معنای فاصله گرفتن از ارزش‌های دفاع مقدس نیست؛ برعکس، می‌تواند آن ارزش‌ها را واقعی‌تر و قابل فهم‌تر کند.

وقتی یک جوان امروز داستان یک رزمنده را می‌شنود، بهتر است فقط با یک تصویر اسطوره‌ای مواجه نشود؛ باید انسان پشت آن تصویر را نیز ببیند؛ جوانی که خانواده، آرزو، ترس، دلبستگی و آینده‌ای در پیش داشت، اما در شرایطی خاص تصمیم گرفت برای دفاع از کشور در میدان جنگ حضور پیدا کند.

این نگاه انسانی، می‌تواند دفاع مقدس را از یک خاطره دور تاریخی به بخشی قابل فهم از حافظه جمعی تبدیل کند.

رسانه؛ مسئولیت بزرگ در روایت دفاع مقدس

در این میان، رسانه مسئولیت سنگینی بر عهده دارد.

امروز روایت جنگ فقط از طریق کتاب‌های تاریخی منتقل نمی‌شود. شبکه‌های اجتماعی، پادکست‌ها، فیلم‌ها، مستندها و رسانه‌های خبری نقش مهمی در شکل دادن به برداشت نسل جدید از گذشته دارند.

اگر رسانه نتواند روایت دقیق، مستند و انسانی از دفاع مقدس ارائه کند، جای آن را روایت‌های ناقص، احساسی یا حتی تحریف‌شده پر خواهد کرد.

بنابراین، هفته دفاع مقدس نباید فقط هفته انتشار تصاویر تکراری و جملات مناسبتی باشد. می‌تواند فرصتی برای بازخوانی اسناد، گفت‌وگو با پیشکسوتان، شنیدن روایت خانواده شهدا، ثبت خاطرات زنان و غیرنظامیان و بازخوانی تاریخ شهرهایی باشد که جنگ زندگی مردمشان را دگرگون کرد.

این همان جایی است که رسانه می‌تواند میان «حافظه تاریخی» و «نسل جدید» پل بزند.

دفاع مقدس؛ گذشته‌ای که هنوز تمام نشده است

جنگ سال‌هاست که پایان یافته، اما آثار آن هنوز در جامعه ایران دیده می‌شود؛ در خانواده‌هایی که جای خالی یک شهید را حفظ کرده‌اند، در جانبازانی که آثار جنگ را با خود حمل می‌کنند، در آزادگانی که سال‌های اسارت را پشت سر گذاشته‌اند و در شهرهایی که هنوز خاطرات آن روزها را در خود دارند.

هفته دفاع مقدس، فرصتی است برای احترام به همه کسانی که در آن سال‌ها برای دفاع از کشور نقش داشتند؛ اما در کنار احترام، یک وظیفه دیگر نیز وجود دارد: دقیق روایت کردن.

تاریخ اگر قرار است به نسل بعد منتقل شود، باید از اغراق و کلیشه فاصله بگیرد و به سند، خاطره و واقعیت نزدیک شود.

دفاع مقدس بخشی از حافظه تاریخی ایران است؛ حافظه‌ای که در آن هم حماسه وجود دارد، هم اندوه؛ هم ایستادگی وجود دارد و هم رنج؛ هم نام شهیدان وجود دارد و هم خاطره خانواده‌هایی که سال‌ها با نبودن آنان زندگی کردند.

شاید بهترین راه بزرگداشت این هفته، فقط یادآوری گذشته نباشد؛ بلکه تلاش برای فهم آن باشد.

فهمیدن اینکه جنگ چه بر سر یک ملت می‌آورد، چرا دفاع از سرزمین برای مردم به یک ارزش تبدیل می‌شود، چگونه یک جامعه در شرایط دشوار می‌تواند خود را حفظ کند و مهم‌تر از همه، چرا صلح و امنیت، ارزش‌هایی نیستند که بتوان آنها را بدیهی فرض کرد.

هفته دفاع مقدس فرصتی است برای شنیدن صدای تاریخ؛ تاریخی که هنوز در میان ماست و اگر درست شنیده شود، می‌تواند به جای تکرار صرف گذشته، چراغی برای فهم بهتر امروز باشد.

*زهرا شیخ باقری/ فعال رسانه

پایان/*

.

 

مطالب مرتبط

برنجستان