به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه قرن، دکتر پریسا کربلایی حسنی درباره اینکه چرا نوجوانان به وابستگی عاطفی دچار میشوند؟ به خبرنگار اندیشه قرن گفت: دوران نوجوانی، برههای پر فراز و نشیب، مملو از تغییرات شگرف جسمی، شناختی، اجتماعی و عاطفی است. در این گذرگاه حساس از کودکی به بزرگسالی، نوجوانان با چالشهای متعددی روبرو میشوند که یکی از مهمترین و پیچیدهترین آنها، مسئلهی وابستگی عاطفی است. وابستگی عاطفی در این دوران میتواند به شکلهای گوناگون بروز کند؛ از دلبستگی شدید به دوستان و همسالان گرفته تا وابستگی افراطی به شریک عاطفی و حتی والدین. در حالی که داشتن روابط نزدیک و صمیمی برای رشد سالم عاطفی و اجتماعی نوجوانان ضروری است، عبور از مرز دلبستگی سالم و ورود به ورطه وابستگی عاطفی میتواند پیامدهای ناخوشایندی به همراه داشته باشد. این وابستگی میتواند استقلال فردی را خدشهدار کند، تصمیمگیریهای منطقی را تحت تاثیر قرار دهد، آسیبپذیری در برابر سوءاستفاده عاطفی را افزایش دهد و در نهایت، مانعی بر سر راه شکلگیری هویت مستقل و سالم نوجوان گردد. در این مطلب، به بررسی عمیق علل و عوامل زمینهساز وابستگی عاطفی در نوجوانان میپردازیم تا با درک بهتر این پدیده، گامی موثر در جهت حمایت و توانمندسازی این نسل برداریم.
ریشههای شکلگیری وابستگی عاطفی در نوجوانی:
وابستگی عاطفی در نوجوانی، پدیدهای چندوجهی است که تحت تاثیر عوامل متعددی شکل میگیرد. درک این عوامل میتواند به والدین، مربیان و خود نوجوانان کمک کند تا الگوهای ناسالم وابستگی را شناسایی کرده و برای مدیریت آنها اقدام کنند. برخی از مهمترین این عوامل عبارتند از:
1. تحولات رشدی و نیازهای عاطفی:
_ جستجوی هویت و تعلق: نوجوانی دوران جستجوی هویت و تلاش برای یافتن جایگاه در گروههای اجتماعی است. احساس تعلق و پذیرفته شدن توسط همسالان برای نوجوانان از اهمیت ویژهای برخوردار است. این نیاز شدید به پذیرش و تایید میتواند آنها را مستعد وابستگی عاطفی به افرادی کند که این احساس را در آنها ایجاد میکنند. ترس از طرد شدن و تنهایی، نوجوان را به سمت چسبیدن به روابطی سوق میدهد که ممکن است سالم و متوازن نباشند.
_ نیاز به صمیمیت و حمایت: با گذر از دوران کودکی، نیاز نوجوانان به صمیمیت و حمایت عاطفی از سوی افراد خارج از خانواده نیز افزایش مییابد. دوستان و شریک عاطفی (در صورت وجود) میتوانند نقش مهمی در تامین این نیاز ایفا کنند. با این حال، در صورت عدم وجود مهارتهای لازم برای برقراری روابط سالم و متقابل، این نیاز میتواند به وابستگی افراطی تبدیل شود.
_ عدم بلوغ عاطفی کامل: در دوران نوجوانی، سیستم عصبی و عاطفی هنوز در حال تکامل است. نوجوانان ممکن است در تنظیم هیجانات خود، درک پیچیدگیهای روابط و تشخیص مرزهای سالم مشکل داشته باشند. این عدم بلوغ عاطفی میتواند آنها را مستعد وابستگیهای ناسالم کند.
2. نقش خانواده و سبکهای فرزندپروری:
_ دلبستگی ناایمن در کودکی: تجربیات اولیه دلبستگی با والدین یا مراقبان اصلی نقش بسزایی در شکلگیری الگوهای روابط عاطفی در بزرگسالی و نوجوانی دارد. کودکانی که دلبستگی ایمن را تجربه نکردهاند (مانند دلبستگی اضطرابی-دوسوگرا یا اجتنابی)، ممکن است در نوجوانی الگوهای وابستگی ناسالم را در روابط خود نشان دهند. برای مثال، نوجوانانی با دلبستگی اضطرابی ممکن است به شدت به دنبال تایید و نزدیکی باشند و از طرد شدن بترسند، در حالی که نوجوانانی با دلبستگی اجتنابی ممکن است از صمیمیت دوری کنند اما در عین حال احساس تنهایی کنند.
_ حمایت افراطی و کنترلگری: والدینی که بیش از حد از فرزندان خود حمایت میکنند و اجازه تجربه استقلال را به آنها نمیدهند، ممکن است ناخواسته زمینهساز وابستگی عاطفی در آنها شوند. نوجوانانی که همواره به والدین خود برای تصمیمگیری و حل مشکلات متکی بودهاند، در برقراری روابط مستقل و سالم با دیگران نیز دچار مشکل خواهند شد.
_ بیتوجهی و فقدان حمایت عاطفی: در مقابل، والدینی که به نیازهای عاطفی فرزندان خود بیتوجه هستند یا حمایت کافی از آنها نمیکنند، ممکن است نوجوانان را به جستجوی این حمایت در روابط ناسالم با دیگران سوق دهند. احساس دیده نشدن و ارزشمند نبودن میتواند نوجوان را به شدت نیازمند تایید و توجه از سوی دیگران کند.
_ تعارضات خانوادگی و محیط ناامن: وجود تعارضات مداوم در خانواده و احساس ناامنی در محیط خانه میتواند نوجوانان را مضطرب و نیازمند یک پناهگاه عاطفی در خارج از خانواده کند. این پناهگاه ممکن است به شکل یک رابطه وابستهوار با یک دوست یا شریک عاطفی ناسالم ظاهر شود.

چرا نوجوانان به وابستگی عاطفی دچار می شوند؟ سفری عمیق به پیچیدگی های یک دوران حساس از دیدگاه دکتر پریسا کربلایی حسنی
3. تاثیرات اجتماعی و فرهنگی:
_ فشار همسالان: در دوران نوجوانی، پذیرفته شدن توسط گروه همسالان از اهمیت بالایی برخوردار است. ترس از متفاوت بودن و طرد شدن میتواند نوجوانان را به تقلید از رفتارهای گروه و پذیرش روابطی سوق دهد که ممکن است از نظر عاطفی سالم نباشند.
_ تاثیر رسانهها و الگوهای ناسالم روابط: فیلمها، سریالها و شبکههای اجتماعی اغلب الگوهای ایدهآل و غیرواقعی از روابط عاطفی را به نمایش میگذارند که میتواند انتظارات نادرستی در نوجوانان ایجاد کند. تاکید بیش از حد بر “نیمه گمشده” و وابستگی شدید در این رسانهها میتواند نوجوانان را مستعد روابط وابستهوار کند.
_ هنجارهای فرهنگی: در برخی فرهنگها، وابستگی عاطفی در روابط (به ویژه روابط عاشقانه) ممکن است به عنوان نشانهای از عشق و تعهد تلقی شود. این باورهای فرهنگی میتوانند نوجوانان را به سمت پذیرش و حتی تشویق الگوهای وابستگی ناسالم سوق دهند.
4. عوامل فردی و روانشناختی:
_ عزت نفس پایین و ناامنی: نوجوانانی که از عزت نفس پایینی برخوردارند و احساس ناامنی درونی دارند، بیشتر احتمال دارد که برای احساس ارزشمندی و تایید به دیگران وابسته شوند. آنها ممکن است به شدت نگران از دست دادن روابط خود باشند و برای حفظ آنها دست به هر کاری بزنند.
_ اضطراب و افسردگی: نوجوانانی که با مشکلات اضطرابی یا افسردگی دست و پنجه نرم میکنند، ممکن است از روابط عاطفی به عنوان یک مکانیسم مقابلهای برای کاهش احساسات ناخوشایند خود استفاده کنند. این وابستگی میتواند به مرور زمان تشدید شود و مشکلات روانشناختی آنها را پیچیدهتر کند.
_ ترس از تنهایی: نوجوانی میتواند دورانی از احساس تنهایی و انزوا باشد، به ویژه برای نوجوانانی که در یافتن دوستان صمیمی یا برقراری ارتباط موثر با دیگران مشکل دارند. این ترس از تنهایی میتواند آنها را به سمت وابستگی عاطفی به هر فردی که توجه نشان میدهد، سوق دهد.
_ ناتوانی در تنظیم هیجانات: نوجوانانی که مهارتهای لازم برای تنظیم هیجانات خود را ندارند، ممکن است برای مدیریت احساسات شدید خود به دیگران وابسته شوند. آنها ممکن است در صورت ناراحتی یا استرس، به شدت به حضور و حمایت فرد مورد علاقه خود نیاز داشته باشند.
نتیجهگیری:
وابستگی عاطفی در نوجوانی، پدیدهای پیچیده و چندبعدی است که ریشه در تعامل عوامل رشدی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی و فردی دارد. درک این عوامل برای تشخیص زودهنگام الگوهای ناسالم وابستگی و ارائه حمایت مناسب به نوجوانان از اهمیت بسزایی برخوردار است. آموزش مهارتهای ارتباطی سالم، تقویت عزت نفس و خودباوری، تشویق استقلال و فردیت، ایجاد محیط خانوادگی امن و حمایتکننده و آگاهیبخشی در مورد روابط سالم میتواند به نوجوانان کمک کند تا از ورطه وابستگی عاطفی رهایی یابند و روابط سالم و متقابلی را تجربه کنند. والدین، مربیان و متخصصان بهداشت روان نقش مهمی در این زمینه ایفا میکنند و با ارائه راهنمایی و حمایت مناسب میتوانند نوجوانان را در مسیر رشد عاطفی سالم و شکلگیری هویت مستقل یاری رسانند. در نهایت، هدف آن است که نوجوانان بیاموزند دوست داشته باشند بدون آنکه به دیگری بچسبند و از صمیمیت لذت ببرند بدون آنکه استقلال خود را از دست بدهند.
پایان/*
.