روابط اغلب با هیجان ، ارتباط و احساس امنیت آغاز می شود. اما با گذشت زمان ، حتی قوی ترین مشارکتها با انتقال اجتناب ناپذیر زندگی قابل لرزش است. چه تولد یک کودک ، یک تغییر شغلی ، یک بحران سلامتی یا مرحله لانه خالی باشد ، بسیاری از زوج ها خود را در تلاشند تا در طول تغییر در ارتباط باشند و حتی بیشتر ، درگیری و نارضایتی را افزایش دهند.
عوارض پنهان انتقال زندگی در روابط
تحقیقات به طور مداوم نشان می دهد که تغییرات عمده زندگی می تواند منجر به کاهش رضایت از روابط شود.
- دو سوم زوج ها گزارش کاهش کیفیت روابط پس از کودک.
- تحول شغلی– چه از دست دادن شغل ، یک ارتقاء بزرگ یا شروع یک تجارت جدید – با افزایش خطر جدایی یا طلاق مرتبط بوده است.
- وقتی زن به شدت بیمار شد، احتمال طلاق در مقایسه با وقتی مرد بیمار می شود به میزان قابل توجهی افزایش می یابد.
- نرخ طلاق دوباره سنبله در سالهای لانه خالی ، به ویژه برای زوجانی که رابطه را در هنگام کودک در پشت مشعل قرار داده اند.
در مواجهه با این آمار ، فکر کردن آسان است:
شاید عشق فقط برای ماندگاری ساخته نشده باشد.
شاید روابط نتوانند از تغییرات بزرگ زندگی زنده بمانند.
اما این نتیجه گیری چیز مهمی را از دست می دهد.
این تغییر نیست – این استرس است
انتقال زندگی خود روابط را خراب نمی کند. اینگونه است که زوجین به استرس آن تغییراتی پاسخ می دهند که باعث ایجاد تفاوت می شود.
تغییرات بزرگ از هر دو شریک نیاز زیادی دارد. بلافاصله ، آنها ممکن است سعی کنند:
- احساسات خود را تنظیم کنید.
- تدارکات جدید حل مسئله.
- تعریف مجدد نقش ها و مسئولیت ها.
- حرکت در شیفت های هویت.
- صمیمیت و اتصال را حفظ کنید.
این یک سفارش بلند است. و اغلب ، در میان ظروف سرباز یا مسافر ، شرکا شروع به احساس قطع یا حتی مخالف می کنند. این غیر معمول نیست که مردم شروع به داشتن افکار منفی و سرزنش در مورد یکدیگر کنند – “آنها تغییر کرده اند” یا “آنها مشکل هستند” به جای اینکه بدانند این ممکن است تازه بودن آن همه چیز را سخت کند (و البته گاهی اوقات واکنش ما به “جدید بودن” به ویژه مفید نیست). اما بیشتر اوقات ، این استرس است ، نه یک نقص اساسی در رابطه.
خطر قطع ارتباط نادرست
هنگامی که زوجین تأثیر استرس انتقال را تشخیص نمی دهند ، می توانند در الگوهای مخرب قرار بگیرند:
- سرزنش
- انتقاد
- عقب نشینی
- اجتناب
- انکار
این واکنشها به جای اتصال و عصبانیت به جای کنجکاوی ، مسافت ایجاد می کنند وقتی که رابطه (و هر شخص) بیشترین پشتیبانی را دارد. به همین دلیل اندکی پس از عوامل استرس زا اصلی ، ما سنبله ها را در طلاق می بینیم و به همین دلیل است که درمانگران اغلب توصیه می کنند که تصمیمات بزرگی در مورد رابطه شما اتخاذ نکنند (مگر اینکه خطر وجود داشته باشد) تا زمانی که چیزها کمی حل نشود.
ناراحتی به معنای اشتباه نیست
در اینجا آنچه زوج های بیشتری باید بدانند آورده شده است:
اگر در حال تغییر در یک تغییر اساسی در زندگی هستید و همه چیز “خاموش” است ، لزوماً به معنای شکسته شدن رابطه نیست. این ممکن است به این معنی باشد که چیزی جدید است. و علاوه بر این ، ممکن است به این معنی باشد که شما و شریک زندگی تان برای مقابله با این تغییر باید مهارت هایی (به صورت جداگانه و به عنوان یک واحد) ایجاد کنید.
بخشی از انجام این کار مستلزم تکیه دادن به یک ذهنیت “ما” است ، مانند “ما این را با هم بدست آورده ایم.”
زوجین به جای اینکه در مقابل یکدیگر قرار بگیرند ، می توانند با روی آوردن به سمت یکدیگر ، ثبات پیدا کنند. این یعنی در آغوش گرفتن “ما ذهنیت”– تغییر آگاهانه از من در مقابل تو به ما در مقابل چالش.
این می تواند با اتخاذ “مانترا روابط” مانند:
– “ما این را گرفتیم.”
-“همه چیز احساس می شود متفاوت است.
-“این کار سختی است ، اما من می خواهم آن را با شما بدست آورم.”
هنگامی که زوجین به عنوان یک پروژه مشترک تغییر می کنند ، به تنظیم احساسات ، کاهش سرزنش و افزایش اعتماد کمک می کند. این ناراحتی را از بین نمی برد اما باعث تحمل آن می شود. تغییر اجتناب ناپذیر است ، اما قطع ارتباط و درگیری عمده لازم نیست.
هیچ رابطه ای در برابر منحنی های زندگی مصون نیست. اما نحوه حرکت در این انتقال ها به هم می تواند پیوند شما را تضعیف کند یا آن را عمیق تر کند.
انتظار ناراحتی را دارید. آن را نامگذاری کنید و مدیریت آن را به عنوان یک تیم انتخاب کنید. زیرا زوج هایی که شکوفا می شوند ، کسانی نیستند که از تغییر خودداری می کنند. آنها کسانی هستند که با هم سازگار می شوند.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر