در اینجا چیزی است که من راه سخت را آموخته ام: راحت تر از این است که از والدین خود بپرسم که چه چیزی را برای تولد خود می خواهند از آنچه که از آنها می پرسند اگر آنها خیلی بیمار بودند برای تصمیم گیری برای خودشان چه می خواهند.
ما در مورد مرگ اجتناب ناپذیر – درست در آنجا با مالیات ، شوخی می کنیم ، اما وقتی صحبت از نشستن و صحبت کردن در مورد آن با افرادی است که بیشتر آنها را دوست داریم؟ ما دریغ می کنیم ما تعلل می کنیم. امیدواریم موضوع به نوعی بوجود بیاید.
و ما تنها نیستیم. طبق نظرسنجی های اخیر ، حدود 64 درصد آمریکایی ها با والدین پیر خود در مورد ترجیحات مراقبت در آینده یا آرزوهای پایان زندگی خود صحبت نکرده اند.
این شماره که به نظر می رسید تعجب آور است. اکنون فقط آشنا به نظر می رسد.
چرا ما از آن دوری می کنیم
بیایید صادق باشیم – این نوع مکالمه از نظر عاطفی بارگیری می شود. این ما را وادار می کند تا با این واقعیت روبرو شویم که والدین ما پیر می شوند. که آنها همیشه در اینجا نخواهند بود. که ممکن است روزی مسئول تصمیم گیری های سخت از طرف آنها باشیم.
حتی وقتی می دانیم که این گفتگوها بسیار مهم است ، آن صدای آرام در داخل می گوید: “هنوز” نیست. یا: “آنها احتمالاً نمی خواهند در مورد آن صحبت کنند.” یا: “وقتی زمان فرا می رسد آشکار خواهد بود.”
اما از آنچه که من دیده ام و تجربه کرده ام برای بحران برای شروع مکالمه اغلب درد بیشتری ایجاد می کند ، نه کمتر. سردرگمی ، درگیری ، گناه و حدس زدن دوم. همه اینها ناشی از دانستن اینکه والدین ما چه می خواستند ، فقط به این دلیل که ما در حالی که فرصتی داشتیم نپرسیدیم.
تغییر مکالمه
نقطه عطف برای من این بود که این مکالمات واقعاً مربوط به مرگ نیست – آنها در مورد زندگی هستند. درباره مقادیر در مورد اطمینان از اینکه والدین ما می توانند مطابق آنچه برای آنها مهم است زندگی کنند ، حتی اگر در نهایت به انجام آن کمک کنند.
هنگامی که من به این روش فکر کردم ، همه چیز نرم شد. به جای پرسیدن ، “آیا اراده ای دارید؟” یا “وقتی بزرگتر می شوید چه نوع مراقبت می خواهید؟” من با سؤالات ساده تر و انسانی تر شروع کردم:
- “وقتی به پیری خوب فکر می کنید ، چه کسی را تحسین می کنید؟”
- “اگر تا به حال به پشتیبانی نیاز داشته باشید ، عزت برای شما چه معنایی دارد؟”
- “اگر اتفاق غیر منتظره ای افتاد ، می خواهید ما چه چیزی را بدانید؟”
اینها مانند تقابل احساس نمی شدند. آنها مانند مکالمات احساس می کردند. و آنها درهایی را که انتظار نداشتم باز کردند.
این فقط مربوط به آنها نیست – این نیز در مورد ما است
بخشی از آنچه این مسئله را بسیار دشوار می کند این است که ترس ما از از دست دادن ، مسئولیت و درماندگی را تحریک می کند. من مجبور شدم یاد بگیرم که بدون اجازه دادن به کشتی ، متوجه آن احساسات شوم.
من فهمیدم که این کمک می کند تا نفس عمیق بکشم ، با صداقت رهبری کنم و وقتی احساس مطمئن نمی کنم اعتراف کنم. گفتن چیزی مانند ، “این برای من بی دست و پا است ، اما من به شما اهمیت می دهم و می خواهم آماده شوم” ، لحظه ای انسانی تر و کمتر بالینی می شود.
هر مکالمه هموار نیست. بعضی اوقات والدین در برابر موضوع مقاومت می کنند یا تغییر می دهند. بعضی اوقات احساسات به روشهای غیر منتظره حباب می شوند. این بدان معنا نیست که شما آن را اشتباه انجام داده اید. این فقط به این معنی است که شما در مورد چیز واقعی صحبت می کنید.
شروع مکالمه (بدون اینکه عجیب شود)
در اینجا چند روش برای سهولت در آن وجود دارد بدون اینکه آن را مانند یک جلسه خانوادگی سنگین احساس کنید:
- “من اخیراً چیزی خواندم که چند خانواده در مورد مراقبت های آینده صحبت می کنند. این باعث شد که متوجه شویم که در مورد آن صحبت نکرده ایم.”
- “اگر اتفاقی افتاده است و من مجبور شدم برای شما تصمیم بگیرم ، می خواهم آن را به درستی بدست آورم. اما فکر نمی کنم می دانم چه می خواهید. آیا می توانیم در مورد آن صحبت کنیم؟”
- “شما همیشه با این فکر بسیار تصمیم گیری کرده اید. من دوست دارم فکر شما را در مورد آنچه می خواهید برای آینده بشنوم ، بشنوم تا من درک کنم.”
هدف این نیست که همه چیز را به یکباره بپوشانیم. هدف شروع است.
اگر آنها به عقب فشار می آورند ، وحشت نکنید
برخی از والدین مکالمه را خاموش کردند. دیگران احساساتی می شوند. من یاد گرفته ام که آن واکنش ها را نه به عنوان طرد ، بلکه به عنوان ترس ، ناراحتی یا عدم اطمینان بشنوم. آنها سعی می کنند از وزن موضوع خود محافظت کنند و شاید شما باشید.
Dynamics Family Reasty Reads
اگر به یک دیوار برخورد کردید ، می توانید تغییر دهید:
- “این در مورد عجله کردن به هر چیزی نیست. این فقط مربوط به من است که می خواهم خواسته های شما را درک کنم ، بنابراین می توانم وقتی مهم است از شما پشتیبانی کنم.”
- “دانستن آنچه می خواهید آن را ایجاد می کند ساده تر برای من این یک بار نیست – این یک هدیه است. “
- “یکی از دوستانم مجبور شد برای پدرش تصمیم بگیرد بدون هیچ ایده ای که او می خواست. این باعث شد که من قبل از اینکه اتفاق بیفتد چقدر مهم است که صحبت کنم.”
و گاهی اوقات ، مکث و بازگشت به آن خوب است. این مذاکرات یک بار نیست-آنها بخشی از گفتگوی مداوم هستند.
آنچه ممکن است یاد بگیرید
این چیزی است که من را بیشتر شگفت زده کرد: این مکالمات ، هرچند دشوار است ، می تواند نزدیکی غیر منتظره را به همراه آورد.
وقتی از والدینم در مورد ارزشهای آنها سؤال کردم ، داستانهایی را شنیدم که قبلاً هرگز نشنیده ام. من یاد گرفتم که چه چیزی آنها را می ترساند ، چه چیزی به آنها آرامش می بخشد ، چه چیزی پس از اتمام آنها امیدوار هستند. من طرف های آنها را دیدم که اگر ساکت باشم هرگز کشف نکرده ام.
به جای اینکه ما را از هم جدا کنیم ، این گفتگو ما را به یک رابطه صادقانه تر و بزرگسالان تبدیل کرد – یکی بر اساس اعتماد و درک مشترک.
بازی طولانی
موفق ترین خانواده هایی که می دانم با این گفتگوها مانند رویدادهای یک و یک انجام نمی شود. آنها دوباره به آنها مراجعه می کنند. آنها وارد می شوند. آنها درب را باز نگه می دارند.
در خانواده من ، ما شروع به ساختن این مکالمات در زندگی روزمره کرده ایم. ذکر اینجا ، یک چک در آنجا. آسان تر می شود کمتر ترسناک طبیعی تر
زیرا در پایان روز ، این مربوط به مرگ نیست.
این در مورد است احترام به افرادی که دوستشان داریم با اطمینان از شنیدن صدای آنها ، حتی اگر آنها نتوانند برای خودشان صحبت کنند.
این در مورد تبدیل ترس به مراقبت و عدم اطمینان به وضوح است.
این برنامه ریزی مرموز نیست – این عشق ، عملی است.